English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
current date تاریخ جاری
Other Matches
up to date مطابق اخرین طرز
date افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
date موعد
date تاریخ
date سنه
date مدت معین کردن
date زمان
date نخل تاریخ
date درخت خرما
date خرما
up to date تجدید نظر کردن
up-to-date تازه
up-to-date بهنگام
up-to-date جدید
date افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
date در حال حاضر یا اخیراگ امروزی
date قدیمی
up to date جدید
up to date بهنگام
up to date تازه
the date was not specified نشده بود
the date was not specified تاریخ ان معلوم
up to date متداول
up to date مطابق روز
up to date تصحیح شده
best-by date تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
up to date حاوی اخرین اطلاعات
date فرمان DATE
up to date امروزی تازه مطابق روز
date تاریخ روز و ماه و سال
date تاریخ گذاردن تاریخ گذاشتن
up-to-date متداول
to date باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
up-to-date مطابق اخرین طرز
date قرار دادن داده در یک متن
out-of-date <idiom> از مد افتاده (دمد)
of even date دارای همان تاریخ
value date تاریخ ارزش
no date بی تاریخ
value date تاریخ اجرا والور
She will only date you if you ... او [زن] فقط به شرطی با تو میرود بیرون اگر تو...
out of date از تاریخ گذشته
out of date منقضی شده
up-to-date حاوی اخرین اطلاعات
up-to-date تصحیح شده
up-to-date امروزی تازه مطابق روز
up-to-date تجدید نظر کردن
out of date از مد افتاده
up-to-date مطابق روز
out of date منسوخه
out of date قدیمی
backdating date پیش تاریخ
expiration date تاریخ انقضا
effective date تاریخ اجرا
basic date تاریخ شروع خدمت در هردرجه
basic date تاریخ ترفیع
expiry date تاریخ انقضاء
expiry date سررسید
sailing date تاریخ شروع سفر دریایی زمان حرکت
closing date اخرین روز اخرین فرصت
completion date تاریخ تکمیل
completion date تاریخ انجام کار
closing date تاریخ انقضاء
julain date تقویم ژولین
date of grace مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
date of maturity تاریخ سررسید
post date تاریخ اینده گذاشتن
post date پیش تاریخ کردن
date of maturity موعد
date of maturity تاریخ انقضاء
date of maturity موعد پرداخت
date of acquisition از آن به بعد استهلاک محاسبه میشود
date of acquisition تاریخ خریداری
date labourer معادل daysman
letter of even date نامه همین تاریخ
date [appointment] تاریخ
maturity date تاریخ سررسید
maturity date موعد
date in issuing تاریخ صدور
date of issuance تاریخ صدور
date labour کار روز مزد
date labourer کارگر روزمزد
date of payment موعد پرداخت
date of shipment تاریخ حمل
due date سررسید
due date تاریخ تادیه
date of acquisition تاریخی که به عنوان شروع دوره استیلای خریدار بر مال دردفتر ثبت و اگر مال استهلاک پذیر باشد
system date تاریخ سیستم
target date زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
due date موعدمقرر
due date تاریخ سررسید
due date موعد مقرر
due date سر رسید
date palm درخت خرما
date plum خرماندو
delivery date تاریخ تحویل
schedule date موعد طبق برنامه
from the date on wards از این تاریخ به بعد
creation date تاریخ ایجاد
creation date تاریخ افرینش
termination date تاریخ پایان
date stamp مهرتاریخ
acceptance date تاریخ قبولی
I have a date with my fiandee. با نامزدم قرار ملاقات دارم
best-before date [BBD] تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
date of birth تاریخ تولد
date tree درخت خرما
accommodation date تاریخ آغاز و پایان خوابگاه
julain date تاریخ ژولین
critical date مدت زمان بحرانی
blind date قرار ملاقات میان زن ومردی که همدیگر را نمیشناسند
date [appointment] قرار ملاقات
date-stone [سنگ ترکیب شده در دیوار که تاریخ ساخت آن بنا در آن قید شده است.]
effective date تاریخ شروداجرای دستورالعمل
date [appointment] وعده ملاقات
date of birth تاریختولد
sell-by date فروشبراساستاریخمصرف
Date of departure . Departure date. تاریخ عزیمت (روز حرکت )
What is todays date ? تاریخ امروز چیست ؟
date of change of acountability تاریخ تسویه حساب
due at a specified date after sight موجل
automatic release date تاریخ انقضای عمر قانونی وسایل سررسید عمر قانونی
due at a specified date after sight وعده دار
due at a specified date after sight مدت دار
date time group گروه ساعت و زمان
Date and place of departure. تاریخ ؟ محل حرکت
expiry date of the credit تاریخ انقضای اعتبار
date time group گروه تاریخ و زمان
international date line خط تقسیم نیروهای بین المللی
international date line خط موافقتنامه بین المللی
to date a letter forward کاغذی راتاریخ عقب ترگذاشتن
international date line خط بین المللی تغییر تاریخ
The date of the meeting has been advanced. تاریخ جلسه جلو افتاده است
date on which a bill falls due موعد پرداخت برات یا سفته
minimum durability date [MDD] تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current کشش
current دیسک درایوی که در حال استفاده است یا انتخاب شده است
current جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
current آدرسی که در حال حاضر استفاده میشود
current ثبات CPU که آدرسی که در دسترس است ذخیره میکند
current دایرکتوری از درخت دایرکتوری که در حال استفاده شدن است
current شدت جریان برق
current رایج
current معاصر متداول
current شایع
current تزند
current تزن
current شدت جریان
current در حال حاضر
current فعلی اخرین اطلاعات
current جریان اب یا باد
current جاری و روان
current جاری
current جریان
against the current <adv.> مخالف جریان
current حرکت قط عات بار دار در یک هادی
down current جریان رو به پایین
current مربوط به زمان حال
zero current جریان نول
current سیلان
zero current جریان صفر
intensity of current شدت جریان
input current جریان ورودی
insulation current جریان ایزولاسیون
instantaneous current جریان لحظهای
inshore current جریان اب ساحلی
inshore current جریانات ساحلی
electron current سیلان الکترونها
input of current تغذیه و هدایت جریان
input of current ورود جریان
input current جریان اولیه
electronic current جریان الکترونی
intensity of current شدت جریان الکتریکی
ionization current جریان یونی
ionic current جریان یونی
inverse current جریان ولتاژ معکوس
electronic current جریان الکترونها
emission current جریان صدوری
energizing current جریان تحریک
exciting current جریان تحریک
internal current جریان داخلی
intermittent current جریان تناوبی
intermittent current جریان متناوب
interference current جریان مزاحم
interchange current جریان متعادل کننده
inducing current جریان القائی
inductive current جریان القائی
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
induction current جریان القائی
impluse current جریان ضربهای
fusing current جریان ذوب
generation of current تولید جریان
heater current جریان رشته گرمساز
heating current جریان گرم کننده
heavy current جریان قوی
power current جریان قوی
idle current جریان بی باری
idle current جریان کور
ignition current جریان احتراق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com