English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
current sensitivity of a crystal rectifi حساسیت یکسوکننده بلورین
Other Matches
sensitivity حساس بودن به چیزی
sensitivity کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
sensitivity میزان حساسیت
sensitivity حساسیت
sensitivity training حساسیت اموزی
sensitivity ratio نسبت حساسیت
sensitivity analysis تحلیل حساسیت در برنامه ریزی خطی
increase in sensitivity افزایش حساسیت
absolute sensitivity حساسیت مطلق
differential sensitivity حساسیت افتراقی
protopathic sensitivity حساسیت ابتدایی
luminous sensitivity حساسیت نوری
k tungsten sensitivity حساسیت تنگستن در 4582کلوین
terminal sensitivity حد بیشینه حساسیت
measuring sensitivity حساسیت سنجش
measuring sensitivity حساسیت اندازه گیری
dynamic sensitivity حساسیت دینامیک
static sensitivity حساسیت استاتیک
thermal sensitivity حس دما
static luminous sensitivity حساسیت نوری استاتیک
sensitivity training group گروه حساسیت اموزی
intermediate frequency sensitivity حساسیت فرکانس میانی
notche sensitivity index ضریب حساسیت در مقابل شیار
spectral sensitivity characteristic مشخصه حساسیت مرئی
dynamic luminous sensitivity حساسیت نوری دینامیک
crystal بلور کوارتز
crystal کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
crystal ماشین حسابها و صفحههای نمایش دیجیتال به کار می رود
crystal صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
crystal قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystal شفاف
crystal بلور
crystal کریستال
crystal زلال بلوری کردن
crystal transducer مبدل
crystal transducer کریستالی
crystal water اب تبلور
crystal lattic شبکه کریستالی
host crystal بلور میزبان
crystal system دستگاه بلور
iceland crystal بلور ایسلند
detecting crystal بلور اشکارساز
ideal crystal کریستال ایده ال
rock crystal سنگ بلور
crystal structure ساختار بلور
covalent crystal بلور کووالانسی
valence crystal بلور کووالانسی
quasi crystal شبه بلور
single crystal تک بلور
ionic crystal بلور یونی
atomic crystal بلور اتمی
distorted crystal بلور واپیچیده
metal crystal بلور فلز
mixed crystal کریستال مخلوط
mixed crystal کریستال امیخته
molecular crystal بلور مولکولی
cast crystal بلور ریخته
monovalent crystal بلور تک والانسی
host crystal بلور زمینه
quartz crystal بلور کوارتز
colored crystal بلور سنگین
pizoelectric crystal کریستال پیزوالکتریک
crystal allotropy چند شکلی بلور
crystal axis محور کریستال
crystal rectifier دو قطبی بلورین
crystal rectifier دیود
crystal pulling بلور پردازی
crystal plane صفحه بلور
crystal plane سطح بلوری
crystal plane سطح کریستالی
crystal pickup پیک اپ کریستالی
crystal pickup پیکاپ بلورین
crystal pendant اویز
crystal oscillator نوسان ساز کریستالی
crystal mixer ترکیب کننده دیودی
crystal microphone میکروفون بلوری
crystal lattice شبکه بلور
crystal set رادیوی ترانزیستوری
crystal lattice شبکه بلوری
crystal defect نقص بلور
crystal detector اشکارساز بلورین
crystal diode دیود بلوری
crystal diode دیود
crystal filter صافی بلورین
crystal gazer ساحر یا جادوگر
crystal gazing بلور بینی
crystal glass بلور
crystal grain دانه بلوری
crystal growth رشد بلور
crystal lattice شبکه بلورین
crystal set گیرنده اشکارساز
crystal set اشکارساز کریستالی
crystal lattice شبکه کریستالی
crystal control تنظیم با بلور
liquid crystal کریستال مایع
crystal balls انتن رادار
crystal button ریسهکریستالی
crystal clear واضح-مبرهن
crystal drop اشککریستالی
as clear as crystal <idiom> مثل اشک چشم [زلال]
crystal balls گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
crystal ball گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
x cut crystal کریستالی که عمود بر محورایکس و بموازات محور سوم بریده شده است
I cant do any crystal – gazing . علم غیب که ندارم
crystal energy انرژی بلور
crystal ball انتن رادار
filter crystal کریستال صافی
noble gas crystal بلور گازهای بی اثر
liquid crystal displays صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid crystal displays کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid crystal display صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
inert gas crystal بلور گازهای بی اثر
liquid crystal display کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
interplanar crystal spacing فاصله بین صفحهای
crystal field theory نظریه میدان بلور
crystal ball stopper گلوله بلوری شیشه لیموناد
burnout of a crystal rectifier سوختن یکسوکننده دیودی
liquid-crystal display نمایشکریستالمایع
crystal growth affinity رشد خواهی بلور
frequency changer crystal بلور تغییر دهنده بسامد
crystal video rectifier یکسوکننده بلورین ویدئو
hexagonal crystal system سیستم کریستال شش گوش
How was I supposed to know . After all I didnt have a crystal ball. مگر کف دستم را بو کرده بودم.
crystal frequency changer efficiency بازده بلور تغییر دهنده بسامد
electrostatic crystal field theory نظریه الکتروستاتیکی میدان بلور
crystal field stabilization energy انرژی پایداری میدان بلور
liquid crystal display colour pigmented صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
It stickd out a mile. It is crystal clear . It is as clear as daylight. مثل روز روشن است ( پرواضح است )
current تزند
against the current <adv.> مخالف جریان
current فعلی اخرین اطلاعات
down current جریان رو به پایین
current مربوط به زمان حال
current جاری
current حرکت قط عات بار دار در یک هادی
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current جاری و روان
current شدت جریان برق
current کشش
current سیلان
current جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
current آدرسی که در حال حاضر استفاده میشود
current ثبات CPU که آدرسی که در دسترس است ذخیره میکند
current دایرکتوری از درخت دایرکتوری که در حال استفاده شدن است
current دیسک درایوی که در حال استفاده است یا انتخاب شده است
current در حال حاضر
current شدت جریان
current معاصر متداول
current جریان
current تزن
zero current جریان نول
current جریان اب یا باد
current شایع
current رایج
zero current جریان صفر
leading current شدت پیش افتاده
insulation current جریان ایزولاسیون
ionization current جریان یونی
intensity of current شدت جریان
intermittent current جریان متناوب
inshore current جریان اب ساحلی
inshore current جریانات ساحلی
input of current تغذیه و هدایت جریان
instantaneous current جریان لحظهای
labrador current جریان اب سرد لابرادور
ionic current جریان یونی
light current جریان ضعیف
inverse current جریان ولتاژ معکوس
interference current جریان مزاحم
lighting current جریان نور
lightning current جریان برق
light current جریان نور
leakage current جریان ایزولاسیون
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
leakage current جریان نشتی
leakage current جریان تراوشی
intermittent current جریان تناوبی
internal current جریان داخلی
intensity of current شدت جریان الکتریکی
lagging current شدت تاخیری
interchange current جریان متعادل کننده
fusing current جریان ذوب
extra current جریان اضافی
exciting current جریان تحریک
energizing current جریان تحریک
emission current جریان صدوری
electronic current جریان الکترونها
electronic current جریان الکترونی
electron current سیلان الکترونها
electron current جریان الکترونها
fault current جریان خطا
fault current جریان عیب
field current جریان میدان
flood current جریان مدی
generation of current تولید جریان
heater current جریان رشته گرمساز
filament current جریان فیلامان
filament current جریان افروزه
heating current جریان گرم کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com