English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
customer's supply استفادهمشترکین
Other Matches
customer ول نیاز ها و سفارشات و درخواستهای مشتری است
customer نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
customer شخصی که از یک سیستم کامپیوتری یا وسیله جانبی استفاده میکند یا آن را می خرد
customer خریدار
customer مشتری
customer engineer مهندس سخت افزاز
customer engineer مهندس سخت افزار
customer service technician تکنسین سرویس مشتری
supply تحویل دادن تغذیه کردن
supply تکمیل کردن
supply فرستادن تدارک دیدن ارسال کردن
supply تحویل ذخیره
supply اماده
supply تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply تامین چیزی که مورد نیاز است .
can you supply our wants? ایا شما میتوانید نیازمندیهای ما را رفع نمایید
supply and d. عرضه وتقاضا
supply موجودی جایگیرموقتی
supply رساندن
supply تدارک دیدن
supply تدارکات
supply عرضه
supply تامین کردن
supply منبع
supply اذوقه
supply موجودی لزوم
supply فراورده
supply تهیه کردن
supply رساندن دادن به
supply تولید کردن
supply عرضه داشتن
supply تهیه
supply ذخیره
supply تدارکات ملزومات
supply بدل
supply تکمیل کردن موجودی ذخیره
supply تحویل دادن
supply تدارک کردن
supply اماده کردن
supply ذخیره کردن
supply تامین موجودی عرضه نمودن
supply arms یکانهای تدارکاتی یا ادارات وقسمتهای امادی
supply and demand عرضه و تقاضا
supply catalog ایین نامه تدارکاتی یا امادی
supply channel نهر ابرسان
supply company شرکت تامین کننده
supply constraints محدودیتهای عرضه
supply economy صرفه جویی در مصرف اماد صرفه جویی تدارکاتی
supply control کنترل اماد
supply control کنترل تدارکات اعتبار امادی
supply control سطح اعتبارامادی
supply curve منحنی عرضه
supply department کارپردازی
supply cable کابل تغذیه
short supply اماد کم یاب
one day's supply یک روز اماد
national supply عرضه ملی
money supply عرضه پول
mains supply منبع شبکه
level of supply سطح تدارکات
level of supply سطح انبار
level of supply سطح اماد
power supply منبع تغذیه
power supply منبع انرژی
short supply اماد کمبود دار
shop supply وسایل لازم برای تعمیرگاه تدارک کردن تعمیرگاه
shop supply اماد تعمیرگاهی
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
quantity of supply مقدار عرضه
power supply مبدل برق
power supply تامین کننده برق
joint supply عرضه مشترک
supply function تابع عرضه
supply sergeant گروهبان اماد
supply sergeant درجه دارتدارکات
supply ship ship tender
supply support پشتیبانی تدارکات
supply support پشتیبانی اماد
supply voltage ولتاژ ورودی
in short supply <idiom> نه خیلی کافی ،کنترل از مقدار
unit supply تدارکات یکان
unit supply تدارکات یکانی
unit supply اماد یکانی
supply-side نمادشی
supply-side عرضهای
oil supply منبعروغن
supply duct منبعمجرایآب
supply of water ذخیرهآب
wind supply ذخیرهباد
supply teacher معلمکمکی
supply schedule جدول عرضه
supply route خط تدارکات راه اماد
supply route مسیر اماد
supply management مدیریت عرضه
supply manifest بارنامه امادی
supply manifest بارنامه اقلام تدارکاتی
supply manuals ایین نامههای تدارکاتی
supply of labor عرضه کار
supply of money عرضه پول
supply officer افسر تدارکات
supply party گروه تدارکات
supply pipe لوله ابرسانی
supply point نقطه اماد
supply point نقطه تدارکات
supply port درگاه تامین
supply port درگاه تدارکاتی
supply price قیمت عرضه
supply price قیمت تولیدکننده
supply reserves ذخایر امادی
supply route اماد راه
It is in short supply. زمینه اش دربازار کم است
balanced supply امادبررسی شده
elastic supply عرضه با کشش
elastic supply عرضه حساس
elastic supply عرضه انعطاف پذیر
elasticity of supply کشش عرضه
plate supply تغذیه صفحه
anode supply تغذیه صفحه
energy supply منبع انرژی
essential supply اماد ضروری
essential supply اماد حیاتی
excess supply عرضه بیش از حد
excess supply عرضه اضافی
fixed supply عرضه ثابت
constraint of supply محدودیت امادی
depot supply اماد دپویی
depot supply اماد امادگاهی
bulk supply اماد عمده
bulk supply اماد به طور قوال
bulk supply اماد با کانتینر
change in supply تغییر عرضه
civilian supply امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
balanced supply اماد متعادل شده
complimentary supply خدمات یا کلاهای مجانی
contract for supply قرارداد جهت ارائه کالا
available supply rate نواخت اماد موجود
current supply منبع جریان
day of supply تعداد روزهای اماد
day of supply روز امادتدارکات روزانه
automatic supply روش خودکار اماد
automatic supply سیستم اماد خودکار
fixed supply ذخیره معین کالای فاسد شدنی
total supply عرضه کل
follow up supply اماد بعدی
aerial supply آماد هوایی
aerial supply آماد از راه هوا
aerial supply تدارکات از راه هوا
water supply ابرسانی
water supply اب امایی
water supply تدارک اب
water supply تامین اب
water supply اماد اب
water supply ذخیره اب
follow up supply اماد متعاقب
aggregate supply عرضه کل
water supply منبع اب
inelastic supply عرضه بی کشش
heat supply منبع حرارتی
available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
emergency power supply منبع قدرت اضطراری
supply price of capital قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
supply push inflation تورم ناشی از فشار عرضه
air landed supply اماد تخلیه شده با هواپیما
Money is in short supply. پول دربازار سخت گیر می آید (کم است )
waterproofed electricity supply منبعالکتریسیتهضدآب
oxygen supply regulator کنترلکنندهذخیرهاکسیژن
Our food supply is getting low. ذخیره غذایمان دارد ته می کشد
main supply pipe لولهمنبعاصلی
aggregate market supply عرضه کل بازار
three phase supply network شبکه سه فاز
ammunition available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
ammunition day of supply روز اماد مهمات
uninterruptable power supply منبع تغذیه وقفه ناپذیر
air landed supply اماد هوانشستی
uninterruptable power supply منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
uniterruptable power supply سیستم تامین برق بی وقفه
water supply system ابرسانی
water supply to navigation تامین اب کانال کشتیرانی
the water supply of tehran تهیه اب تهران
air-supply tube لولهتامینهوا
branch supply pipe منبعشاخهای
hot-water supply منبعآبگرم
supply side economics اقتصاد طرفدار عرضه
law of supply and demand قانون عرضه و تقاضا
marginal supply price قیمت عرضه نهائی
meter power supply امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
he had a good supply of coal زغال سنگ کافی ذخیره کرده
grid bias supply منبع ولتاژشبکه
grid bias supply تولید ولتاژ شبکه
fuel supply pump پمپ سوخت رسانی
perfectly elastic supply عرضه کاملا با کشش
perfectly inelastic supply عرضه کاملا بی کشش
mains supply unit واحد تغذیه جریان شبکه
he had a good supply of coal بود
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
long distance supply تغذیه مسافت دور
internal power supply منبع تغذیه داخلی
low voltage supply منبع فشار ضعیف
main supply line خط تغذیه اصلی
main supply route اماد راه اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com