English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
declination setting scale پوستهجایگاهنزول
Other Matches
right ascension setting scale ورقهجایگاهصعودسمتراست
declination میل خورشید
declination انحراف
declination افت کردن
declination فاصله زاویهای تا جسمی روی کره سماوی
declination مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
declination زاویه انحراف زاویه میل
declination انحراف مغناطیسی
declination زاویه انحراف
declination دوری ازمحوراصلی
declination تمایل
declination میل
co declination متمم میل
magnetic declination میل مغناطیسی
grid declination انحراف شبکه
magnetic declination انحراف مغناطیسی
magnetic declination شیب مغناطیسی
magnetic declination تنزل مغناطیسی
declination protractor نقاله انحراف سنج
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
compass declination انحراف مغناطیسی قطب نما
compass declination انحراف قطب نما
declination axis محورنقصان
setting up سمت جریان اب
setting up اماده
setting up وسیله حاضر بکار تنظیم شده
setting up بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
setting up اماده کردن
setting up طعمه ها
setting up وادر کردن
setting up نهادن مرتب کردن
setting up چیدن
setting up نشاندن کارگذاشتن
setting up سوار کردن جاانداختن
setting up اغازکردن
setting up مستقرشدن
setting up مجموعه
setting up امایه
setting up حمله کردن
setting up قرار دادن
setting up نشاندن
setting up تعداد موضوعات مربوطه
setting up مقدار دادن به یک بیت
setting up 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up تمام حروفی که قابل نمایش یا چاپ هستند
setting up ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
setting up نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
setting up معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
setting up گروه
setting up دوره
setting up سری
setting up چیدن دستگاه
setting up نصب کردن
setting up گذاردن
setting نصب
setting out پیاده کردن مسیر
setting out میخکوبی
setting شدت مجاز
setting نشاندن
setting زمینه
setting محیط
setting وضع فاهر
setting out پیاده کردن نقشه
setting قرارگاه
setting کلاف
setting افزودن به وقت بازی
setting صحنه واقعه
setting گیرش صحنه پردازی
setting خودگیری
setting کار گذاری
setting up یکدست
setting up جهت
setting up سمت
setting up دسته
setting up دستگاه
setting up دست
setting up قرارگرفته
setting up واقع شده
setting up لجوج دقیق
setting up روشن
setting up مصمم
setting اهنگ
setting مقام
setting up قراردادن
setting جای نگین قرارگاه
setting up دوره مجموعه
fine setting تنظیم میکرومتری
closeness setting محیطدقت
bone setting شکسته بندی
caliper setting تنظیم پرگار
display setting تنظیمصفحهنمایش
pre-setting از پیش تنظیم کردن
setting point نقطه انجماد
coarse setting تنظیمات دقیق دوربین یازاویه یاب بستن تنظیمات جزیی به زاویه یاب
pitch setting تنظیم گام ملخ یا رتورهلیکوپتر بطوریکه همه تیغه ها گام مطلوب را دارا باشد
parameter setting پارامتر نشانی
setting time زمان گیرش
setting time زمان سفت شدن سیمان
setting up apparatus دستگاه سوار کردن
slow setting کند گیر
spark setting تنظیم جرقه
the setting of a gem سوار کردن یا کار گذاشتن یانشاندن گوهری
the setting of the sun غروب کردن خورشید
the sun is near setting افتاب نزدیک بغروب کردن یانزدیک است غروب کند
theoretical setting غروب نظری
gft setting عناصرمجهز کردن خط کش تیر
gft setting عناصر خط کش تیر
fuze setting بستن زمان به ماسوره تنظیم ماسوره
setting time مدت گرفتن ملات
setting ring حلقه استقرار یا ثبات
setting ring حلقه تنظیم کننده
default setting تنظیم پیش فرض یا قراردادی
wing setting نصب بال
visible setting غروب مرئی
fine setting تنظیم دقیق
setting basin حوضچه رسوب
to setting into shape سروصورت گرفتن
to setting into shape درست شدن
setting free عتق
setting free ازاد کردن برده
setting on fire حرق
setting on fire اتش زدن عمدی
setting ring حلقه تنظیم
fuze setting زمان ماسوره
setting indicator شاخصتنظیم
default setting تنظیمات از پیش تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
altimeter setting تنظیم ارتفاع سنج
place setting وسایل میز غذاخوری
jet-setting اجتماعیازمردم ثروتمندکهدائماشهریبهشهردیگرمسافرتمیکند
place setting برای یک نفر مقام پشت میز
setting time [مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
step setting مراحلتنظیم
heat setting تثبیت گرمائی
tab setting میزمخلوطکن
heat setting ثابت شدن درجه حرارت در رنگرزی
type setting حروف چینی
default setting تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
tail setting angle زاویه نصب دم
heliacal setting of a star افول نمودارستاره پیش ازخورشید
iron at medium setting درجهمیانیدراتو
hot setting adhesive چسبنده گرم
alarm threshold setting دکمهسرحدتنظیم
final setting time مدت زمانی که بتن بدان درجه از سختی برسد که بتواندفشار معین را تحمل کند
quick setting cement سیمان تند گیر
iron at high setting درجهبالادراتو
paper advance setting جایگاه پیشرفته ورق
iron at low setting درجهپاییندراتو
shutter speed setting دستگاهسنجشسرعت
quick setting cement سیمان زودگیر
release setting screw دستهپیچشلکن
initial setting time of concrete زمان شروع گرفتن سیمان
machine wash in warm water at a gentle setting شستشوباماشیندرآبگرم وملایم
machine wash in lukewarm water at a gentle setting شستشوباماشیندرآبنیمگرم وملایم
machine wash in hot water at a normal setting شستشوباماشیندرآبنرم وگرم
machine wash in warm water at a normal setting شستشوباماشیندرآبگرم ونرمال
scale نرخ دو مقدار
scale مشابه 8865
to scale up or down مقیاس چیزیرابزرگتر یاکوچکتر کردن
scale مقیاس گذاشتن
scale کمتریا افزایش نسبت
t scale مقیاس T
to scale down پایین اوردن ومطابق مقیاس قراردادن
scale up افزایش
scale کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
scale خطکش
m f scale مقیاس نرینگی- مادینگی
scale درجه بندی
scale مقیاس نقشه
scale قپان
scale ترازو
scale جدول
scale ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale شاخص
scale میزان مقیاس درجه
scale طبله
scale قطعه
scale مقیاس کردن
k scale مقیاس ک
scale up افزایش به نسبت ثابت
scale up افزایش مقیاس
scale value ارزش مقیاسی
scale طبلک درجه
scale مقیاس
x scale در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
x scale مقیاس طولی عکس
y scale در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
z scale مقیاس " زی "
z scale نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
scale down کاهش مقیاس
scale down به نسبت ثابت
scale down کاهش
scale down کاهش تدریجی
scale ن
scale فلس پشم [این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
scale دسته بندی
scale حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
scale درجه
f scale مقیاس اف
two scale دودویی
two scale دو مقیاسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com