English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
desired ground zone صفر زمین مورد نظر
desired ground zone نقطه ترکش اتمی مطلوب
Other Matches
desired مطلوب
desired leading سمت حرکت مطلوب هواپیما یا ناو
desired effects اثرات مورد نظر
desired temperature حرارتمطلوب
desired investment سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
desired leading مسیر مطلوب
desired rate of development نرخ مطلوب توسعه
To obtain the desired result . نتیجه مطلوب را بدست آوردن
desired rate of capital accumulation نرخ تراکم سرمایه مطلوب
your action produced the desired effect اقدامتان اثر مطلوب بخشید
zone مدارات
zone کمربند حبه باروت
zone دفاع منطقهای
zone منطقه دفاعی
zone منطقه Prohibited-Neutral-Occupation
zone محوطه
zone منطقه عمل
zone مدار
zone قلمرو
zone کمربند
zone حوزه
zone محات کردن جزو حوزهای به حساب اوردن
zone بخش
zone ناحیهای شدن
zone ناحیه
zone منطقه
zone حیطه محدوده
zone نوار
inner zone منطقه داخلی
inner zone منطقه اتش داخلی
zone ناحیه یا بخشی از صفحه تصویر که برای چاپ مخصوص بیان شده است
zone ناحیه دسته بندی
zone زون
zone محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود
zone منطقه ناحیه
zone of contact محل برخورد
zone of contact ناحیه تماس
zone of aeration منطقه هواگیر
zone of dispersion منطقه پراکندگی گلوله ها
zone of action منطقه عملیات یکان
genital zone ناحیه تناسلی
zone of fire منطقه اتش منطقه تیراندازی
zone punch سوراخ دسته بندی
zone purification تصفیه منطقهای
zone of fire منطقه تیر
zone refining پالایش منطقهای
zone ride کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
zone time وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
grid zone منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
zone of action منطقه عمل
battle zone منطقهجنگی
drop zone منطقه فرود چترباز
drop zone منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
drop zone منطقه فرود
exclusion zone مکانممنوعه
free zone منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
depletion zone ناحیه تخلیه
demilitarized zone منطقه غیرنظامی
demilitarized zone منطقه بی طرف
defense zone منطقه پدافند
dead zone زاویه بیروح
danger zone منطقه خطر
convergence zone منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
control zone منطقه فضای هوایی تحت کنترل
edge zone اطراف لبه
edge zone ناحیه لبه
end zone منطقه 09 متری بین خط دروازه و خط انتهایی
attacking zone منطقهحمله
defending zone نقطهدفاعی
frigid zone منطقه منجمده
free zone منطقه ازاد تجاری
free zone منطقه ازاد
forbidden zone ناحیه ممنوع
floral zone منطقه گیاهی
school zone قلمرومدرسه
service zone بخشسرویسزدن
extraction zone منطقه پرتاب بار
exchange zone فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
equisignal zone منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
end zone منطقه اخر زمین هاکی از خط ابی تادیوار پشت دروازه
control zone منطقه کنترل هوایی
landing zone نوک وارد این ناحیه میشود و به دیسک یا داده آسیبی نمیرساند
identification zone منطقه تشخیص هدف
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
hot zone ناحیه تعریف شده توسط استفاده کننده
heating zone منطقه یا ناحیه حرارتی
neutral zone منطقه خنثی
neutral zone منطقه بی طرف
neutral zone منطقه بیطرف
oral zone ناحیه دهانی
photic zone نوار نوری
pickup zone منطقه بارگیری و بار کردن وسایل
plastic zone منطقه ثانویه قیف انفجارگلوله
plastic zone منطقهای که در ان خاکها زیر و رو میشوند
limnetic zone لایه نورگیر اب
life zone منطقه زیست شناسی
landing zone فضای دیسک سخت که داده عبور نمیکند
landing zone منطقه نشست هوایی
landing zone منطقه فرود
kill zone منطقه کشتاردشمن
kill zone کشتارگاه
joint zone منطقه مشترک
intertidal zone نوار کشندی
intertidal zone نوار جذر و مدی
intermediate zone ناحیه ی میانی
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
intemperate zone منطقه غیر معتدل یرد یا بسیارگرم
indifference zone ناحیه خنثی
prohibited zone منطقه ممنوعه
prohibited zone حریم
red zone دایره قرمز صفحه هدفگیری
the frigid zone منطقه افسرده
the frigid zone منطقه منجمده
life zone منطقه حیاتی
torrid zone منطقه حاره
weight zone مربع وزن گلوله
zone bits بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
zone bits بیت منطقه بیت دسته بندی
zone decimal دسته بندی اعشاری
zone decimal دسته بندی ده دهی
zone defence دفاع منطقهای
zone fire اتش درو
zone fire اتش درو در عمق
tensile zone منطقه کششی
identification zone منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
safety zone بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
saturated zone منطقه اشباع
sensitive zone منطقه حساس
separation zone منطقه حد
separation zone منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
shadow zone منطقه کور عمق اب
skip zone منطقه کور رادیویی
somatosensory zone منطقه حسهای تنی
strike zone منطقه خط سیر
strike zone سیرمجاز گوی چوگان زن
sublittoral zone نوار زیر کرانهای
sublittoral zone زون زیرکرانهای
zone of acceptability منطقه قابل قبول
contiguous zone منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
back zone منطقه عقب زمین والیبال
buffer zone منطقه تامین
aphotic zone طبقه تاریک اقیانوس
blind zone منطقه کور
active zone of well حوزه فعال چاه
beatten zone منطقه مضروبه
active zone of well حوزهای که چاه را تغذیه میکند
beatten zone منطقه مورد اصابت
aeration zone منطقه هواگیر
attacting zone منطقه دروازه
attack zone منطقه حمله
aphotic zone لایه تاریک اقیانوس
time zone منطقه ساعتی جهانی
time zone منطقه جغرافیایی دارای ساعت یا نصف النهار معینی
smokeless zone مناطقیکهدرآنهاسیگارکشیدنممنوعاست
communication zone منطقه مواصلات
erogenous zone ناحیه شهوتزا
buffer zone منطقه پیشگیری
combat zone منطقه رزمی منطقه نبرد
buffer zone منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
contiguous zone منطقه مجاور
combat zone منطقه رزم
coastal zone منطقه ساحلی
commutation zone ناحیه کموتاسیون
air surface zone منطقه عملیات ضد زیردریایی
root-hair zone بخشموییریشه
forbidden energy zone ناحیه انرژی ممنوع
exclusive economic zone منطقه اقتصادی انحصاری
air surface zone منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
the loose the maiden zone ازاله بکارت کردن
hot temperature zone ناحیه بسیار گرم
warm substeppic zone نوار نیمه جلگهای گرم
heat affected zone منطقه حرارت دیده
heat affected zone ناحیه پیوند
zone of rock fracture ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
zone of rock flowage منطقه سنگهای روان
effective beaten zone منطقهای که 28 درصد گلوله ها دران فرود می اید
blind bombing zone منطقه بمباران محدود
depth of hardening zone عمق ناحیه سخت گردانی
depth of hardening zone عمق سختی
effective beaten zone منطقه ضربت موثر
contingent zone of fire منطقه اتش احتمالی توپخانه
drop zone control center مرکز کنترل منطقه بارریزی یا فرود
runway touchdown zone marking علامتتماسهواپیمابازمین
Few reporters dared to enter the war zone. چندی از خبرنگاران جرأت کردند وارد منطقه جنگی بشوند.
we are still above ground هنوز زنده ایم
ground خاک میدان
ground به گل زدن
ground تماس دادن توپ با زمین
out of one's ground تجاوز توپزن از محل ایستادن
ground زمینه
ground اتصال منفی
ground عنوان
ground کف دریا
get off the ground <idiom> پا گرفتن
ground تماس دادن چوب به زمین پشت گوی برای امادگی
ground محل ایستادن توپزن
ground اتصال مدار الکتریکی به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر.
ground اصل
ground کف زمین
ground زمین کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com