English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
disk sector قطاع دیسک
disk sector بخش دیسک
Other Matches
sector شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sector جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
sector منطقه ماموریت قطاع اتش
sector منطقه واگذاری
sector منطقه عمل منطقه مسئولیت
sector منطقه
sub sector زیربخش
sector سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
sector دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector تقسیم دیسک به شیارهای آدرس پذیر
sector کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector تقسیم دیسک به شیار رهایی
sub sector بخش فرعی
sector ناحیه
sector دیسکی که شیارها با آدرس و داده کد شروع که در هنگام فرمت دیسک روی آن نوشته میشود, شرح داده می شوند
sector محله
sector قطاع دایره
sector قسمتی ازجبهه
sector خط کش ریاضی ناحیه
sector بخش
sector جزء تقسیم کردن
sector قطاع
sector of responsibility منطقه مسئولیت
sector of search منطقه کاوش
sector of fire قطاع اتش منطقه تیراندازی
sector of fire منطقه اتش
sector of a sphere اکلیل کروی
sector commander فرمانده ناحیه پدافند هوایی
sector commander فرمانده ناحیه
sector of search منطقه مراقبت رادار
sector of search منطقه تجسس رادار
sector scan کاوش منطقهای با رادار تجسس منطقهای
service sector بخش خدمات
soft sector علامت گذاری قطاع ها وبخشهای روی یک دیسک که از اطلاعات نوشته شده ان استفاده میشود
spherical sector قطاع کروی
bad sector قطاع خراب
bad sector قطاع بد
bad sector شیاری که اشتباه فرمت شده است یا خطایی دارد و غیر قابل تصحیح یا نوشتن یا خواندن است
defense sector منطقه پدافندی
government sector بخش دولتی
monetary sector بخش پولی
modern sector بخش جدید
main sector بخش اصلی
infrastructural sector بخش زیربنائی
nonformal sector بخش غیر رسمی
informal sector بخش غیر رسمی
hard sector قطاع سخت افزاری
nonmonetary sector بخش غیر پولی
observation sector قطاع دیدبانی
observing sector قطاع دیدبانی
observing sector منطقه دیدبانی
productive sector بخش تولیدی
real sector بخش واقعی
real sector بخش متغیرهای حقیقی
sector addressing نشانی دهی قطاعی
modern sector بخش نوین
two sector economy اقتصاد دو بخشی
private sector بخش خصوصی
public sector بخش دولتی
public sector بخش عمومی
teritiary sector بخش سوم
teritiary sector بخش ثالثه
throwing sector نقطه فرود وسیله پرتاب شده
traditional sector بخش سنتی
two sector model الگوی دو بخشی
agricultural sector بخش کشاورزی
steering worm sector تاج فرمان
air defense sector منطقه ماموریت پدافند هوایی
worm and sector sleering چرخ دنده ی حلزونی و قطاع فرمان
sector interleave factor عامل جاگذاری قطاع
steering worm sector چرخ دنده حلزونی قطاعی فرمان
air defense sector منطقه واگذاری شده پدافندهوایی
fire support sector منطقه پشتیبانی اتش
disk saw اره مجمعه
disk گرده
disk saw اره گرد
disk صفحه مدور سطح پوشیده از مادهای که مغناطیسی میشود
disk دیسک
disk صفحه هالتر
disk دایره
disk صفحه
disk گرده قرص
microfloppy disk میکرو دیسک لغزان
milk disk دیسک انتقال داده از ماشین کوچک به کامپیوتر بزرگتر. که توان پردازش بیشتر دارد
induction disk صفحه مدور
magnetic disk دیسک مغناطیسی
induction disk اهنربای صفحهای
winchester disk دیسک وینچستر
floret of the disk گلچه میان
induction disk گرده القائی
winchester disk دیسک سخت با فرفیت بالا و فشرده که به صورت توکار در سیستم کامپیوتری وجود دارد و قابل حذف شدن نیست
winchester disk دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
video disk دیسک بصری دیسک تصویری
key to disk کلید به دیسک
locking a disk قفل کردن یک دیسک
magnetic disk گرده مغناطیسی
magnetic disk صفحه مغناطیسی
video disk دیسک ویدئویی
video disk دسترسی مستقیم
transmissive disk دیسک ذخیره داده نوری که در آن اشعه لیزر از دیسک به مسیر تشخیص در پایین آن می تابد
systems disk دیسک سیستم ها
system disk دیسک سیستم
removable disk دیسک برداشتنی
sun's disk قرص خورشید
start up disk دیسک اغازگر
source disk دیسک مبداء
spacer disk استوانه توپر فلزی
start up disk دیسک راه اندازی
ram disk RAدیسک
range disk صفحه تصحیح برد طبله تصحیح مسافت
multi disk وسیلهای که از اندازههای مختلف و قالبهای دیسک می خواند
removable disk دیسک قابل حرکت
multi disk سیستمی که دیسک درایوهای نصب شده با اندازههای مختلف دارد
multi disk مربوط به چندین نوع دیسک
optic disk نقطه کور
optical disk دیسک نوری
target disk دیسک مقصود
range disk میز تصحیح مسافت
startup disk فلاپی دیسک که حاوی فایلهای تشخیص سیستم عامل است و در صورتی که دیسک خراب شود برای راه اندازی کامپیوتر استفاده میشود
flippy disk دیسک لغزان
color disk گرده رنگها
disk jacket جلد دیسک
disk library کتابخانه دیسک
disk memory حافظه دیسک
disk drives گرداننده دیسک دیسک گردان
disk drives دیسکخوان
disk drives گرده چرخان
disk optimizer بهینه ساز دیسک
disk pack گرده بسته
disk pack بسته دیسک
disk pack گروه بسته
disk partition پارتیشن دیسک
disk platter گرده سینی
disk reader خواننده دیسک
disk drives گرده ران
disk drive دیسک ران دیسک چرخان
disk flower گل صفحهای
disk file فایل دیسک
disk file پرونده گردهای
compact disk دیسک فشرده
clutch disk صفحه کلاچ
disk armature ارمیچر صفحهای
disk buffer میانگیر دیسک
disk buffer بافر دیسک
disk cache نهانگاه دیسک
disk controller کنترل کننده دیسک
carbon disk قرص زغالی
disk copying نسخه برداری از دیسک
disk duplication نسخه برداری از دیسک
disk crash خراش دیسک
disk crash خرابی دیسک
floppy disk گرده لرزان
disk drives دیسک ران دیسک چرخان
disk envelope پاکت دیسک
disk drive گرداننده دیسک دیسک گردان
disk storage انباره گردهای
floppy disk گرده لغزان
floppy disk حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
sun disk صفحه بالدارمظهر خدای افتاب
floppy disk کوچکترین فضا روی دیسک
exchangeable disk دیسک قابل تعویض
floppy disk مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
filter disk قرص صافی
fixed disk دیسک ثابت
floppy disk ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
disk controller کنترل کننده گرده
flexible disk دیسک قابل انعطاف
flexible disk دیسک انعطاف پذیر
eight inch disk فلاپی دیسک با فرفیت بالا که قط ر هشت اینچی دارد
eight inch disk درایو دیسک برای دیسک هشت اینچی
disk drive دیسکخوان
disk unit واحد گرده
disk unit واحد دیسک
disk drive گرده چرخان
disk drive گرده ران
rigid disk دیسک سخت
hard disk دیسک سخت
floppy disk فلاپی دیسک دیسک نرم
duplicate disk copying disk
floppy disk دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy disk دیسک لغزان دیسک لرزان
winchester disk drive گرداننده دیسک وینچستر
to save [to disk/DVD etc.] حفظ کردن [روی دستگاه دیسک سخت یا دی وی دی] [رایانه شناسی]
cd rom disk drive دیسک گردان سی دی- رام
keyboard to disk system سیستم صفحه کلید به دیسک
card to disk converter مبدل کارت به دیسک
two sided disk status اعلام نصب یک دیسک دو طرفه
fixed disk [American E] دیسک سخت [رایانه شناسی]
external hard disk دیسک سخت برونی
disc [disk] drive دستگاه دیسک سخت [رایانه شناسی]
disk access time زمان دسترسی دیسک
magnetic disk unit واحد دیسک مغناطیسی
magnetic disk memory حافظه با دیسک مغناطیسی
dual disk drive گرداننده دیسک دوگانه
eighty track disk دیسک فرمت شده برای شامل شدن هشتاد شیار
keyboard to disk unit واحد صفحه کلید به دیسک
internal hard disk دیسک سخت درونی
fixed head disk گرده با نوک ثابت
fixed head disk دیسک با نوک ثابت
high density disk دیسک چگالی عالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com