Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (9 milliseconds)
English
Persian
display cabinet
بوفه
Search result with all words
glass-fronted display cabinet
بوفه
Other Matches
cabinet
قفسه
cabinet
اطاقک
cabinet
کابینه
cabinet
هیات دولت
cabinet
گنجه
cabinet
کابینه هیئت دولت
cabinet
هیئت وزرا اطاقک
cabinet
کابینت
cabinet
اطاق کوچک
cabinet
اطاقک کوچک
cabinet
کابینه کمد
cabinet
جعبه کشودار
coalition cabinet
کابینه ائتلافی
cabinet soildarity
وحدت کابینه
cabinet reshuffle
ترمیم کابینه
cabinet prejection
نمایش اجسام برروی یک صفحه بوسیله تصاویر
cabinet government
حکومت حزب حائز اکثریت
cabinet council
جلسه هیات وزیران
hot cabinet
قفسه گرما
cocktail cabinet
بوفهمخصوصمشروب
first aid cabinet
قفسه کمکهای اولیه
kitchen cabinet
اشکاف یا گنجه مخصوص فروف اشپزخانه
cabinet-window
ویترین
stationery cabinet
کابینتثابت
vanity cabinet
کابینتوسایل
filing cabinet
قفسهنگهداریفایلها
cabinet clamp
گیره قفسه
cabinet maker
قفسه ساز
cabinet-makers
قفسه ساز
cabinet-makers
مبل ساز
cabinet maker
فرنگی ساز
cabinet maker
مبل ساز
cabinet-maker
قفسه ساز
cabinet-maker
فرنگی ساز
cabinet-makers
فرنگی ساز
cabinet-maker
مبل ساز
lateral filing cabinet
محفظهفایلهایجانبی
wall mounting cabinet
قفسه دیواری
index card cabinet
کابینتکارتفهرستدار
film drying cabinet
مخزنخشککنندهعکس
wall mounting cabinet
قفسهای که روی دیوار نصب میشود
switch gear cabinet
قفسه کلیدها
switch gear cabinet
شالت شرانک
m display
ارائه ام
d display
ارائه دی
i display
ارائهای
display
نشان دادن ابراز کردن
k display
ارائه کی
j display
ارائه جی
g display
ارائه جی
p display
ارائه پی
n display
ارائه ان
self display
خودنمایی
self display
جلوه گری
f display
ارائه اف
l display
ارائه ال
display
نمایشگری
display
نمایشگر صفحه نمایش
display
نمایاندن
display
نشان دادن اطلاعات
display
ویترین
display
در معرض نمایش
display
نمایش
display
اشکار کردن
display
ارائه
display
جلوه نمایاندن
display
اشکارکردن نمایش
c display
ارائه سی
h display
ارائه اچ
b display
ارائه ب
display
وسیلهای که اطلاعات و تصاویر را نمایش میدهد
display
نمایش دادن
display
تظاهر
menu display
روش محاورهای ارتباط باسیستم کامپیوتری از طریق سوال و جواب یا انتخابهای چند گانه
plasma display
نمایش پلاسما
marching display
وسیله نمایش که حاوی بافر نمایش آخرین حروف وارد شده است
graphics display
نمایش گرافیکی
plasma display
صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
heads up display
وسیله نشان دهنده وضعیت مسیر پیشروی
plasma display
نمایشگرپلاسمایی
text display
نمایشگرمتن
message display
نمایشپیغام
function display
نمایشگرتابع
display setting
تنظیمصفحهنمایش
digital display
صفحهنمایشعددی
colour display
نمایشرنگ
display unit
واحد نمایش
visual display
نمایش بصری
vector display
نمایش برداری
teletype display
نمایش تله تایپ
teletype display
نمایش تایپ راه دور
situation display
صفحه نمودار وضعیت افق دیدرادار
simultaneous display
نمایش سیمولتانه
raster display
صفحه نمایش شبکهای
raster display
نمایش محل تصویر
pyrotechnic display
اتش بازی
RGB display
سیستم نمایش قوی که از سه سیگنال و ورودی قرمز و سبز و آبی استفاده میکند تا اشعه تصویر را کنترل کند
display board
تابلوی نمایش عناصر تیر نمودار عناصر تیر
backlit display
صفحه نمایش پشت نور
display tolerance
میزان دقتی که با ان اطلاعات گرافیکی می توانند خروجی باشند
display terminal
ترمینال نمایش
display terminal
پایانه نمایشگر
display controlled
نمایش منطقه در روی صفحه رادار راداری که تصویر ان مستقیما نشان داده میشود
display surface
سطح نمایش
display menu
فهرست نمایش
display menu
فهرست انتخاب نمایشی
display image
نمای تصویر
display highlighting
جلوه دادن تصویر
display foreground
پیش نمای تصویر
display device
دستگاه نمایش
display cycle
چرخه نمایش
display adapter
اداپتور صفحه نمایش
display architecture
معماری نمایشی
display console
کنسول نمایش
display background
زمینه نمایش
display tube
لامپ نمایشگر
display type
نوع نمایش
data display
داده نمایی
display console
پیشانه نمایشگر
affect display
نمایش عاطفه
graphic display
یک ترمینال کامپیوتر برای نمایش نقاشی ها و تصاویرروی یک صفحه
data display
داده نما
formatted display
نمایش شکل یافته
display unit
واحد نمایشگر
backlit display
واحد نمایش کریستال مایع که برای بهبودبخشیدن به شدت تصویرنور مناسبی دارد
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
alphanumeric display terminal
ترمینال نمایش الفبا عددی
visual display unit
واحد نمایشگر بصری
visual display terminal
ترمینال نمایش بصری
row number display
نمایشگرتعدادرجها
liquid-crystal display
نمایشکریستالمایع
liquid crystal display
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
visual display unit
واحد نمایش دیداری
language display button
دکمهنمایشگر
character mapped display
نمایش طرح دخشهای
liquid crystal display
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
dial-type display
نمایشصفحهاعداد
digital frequency display
شمارهتکرارنمایش
aperture/exposure value display
دهانهنمایشیمقدارنمایش
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
video display unit
واحد نمایش تصویری
enhanced graphics display
صفحه نمایش نگاره سازی پیشرفته
flat panel display
صفحه نمایش مسطح
full page display
نمایش تمام صفحه
gas plasma display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
ibm /a display adapter
IBاداپتور نمایش A/4158
gas plasma display
صفحه نمایش پلاسمای گازی
data display unit
واحد داده نما
gas plasma display
صفحه نمایش مسطح که براساس اصولی هماننداصول تابلوهای نئون کارمیکندfraxinella
gas discharge display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
monochrome display adapter
اداپتور نمایش تک رنگ
graphic display resolution
وضوح نمایش گرافیکی
plasma display panel
صفحه نمایش گازی
video display terminal
ترمینال نمایش تصویری
vector graphics display
بردار نمایش گرافیکی
touch sensitive display
صفحه نمایش حساس لمسی
thin window display
نمایشی یک خطی که روی صفحات کلید و کامپیوترهای دستی بکار می رود
refresh display cycle
زمان میان پیمایش پرتوالکترونی روی یک صفحه نمایش
graphic display mode
مد نمایش گرافیکی
plasma panel display
وسیله نمایش مسطح باحبابهای کوچک نئون
range bearing display
ارائه بی
To assert oneself . To display ones merit .
خودی را نشان دادن
data display illumination button
دکمهنمایشگراطلاعات
alarm threshold display button
دکمهنمایشسرحدهشدار
battery integration end radar display
وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
battery integration end radar display
equipment
liquid crystal display colour pigmented
صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
high resolution bit mapped display
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com