Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
effective length of strut
بلندی کمانش
effective length of strut
ارتفاع کمانش
Other Matches
Half – length ( full – length) portrait .
عکس نیم قد ( تمام قد )
strut
قدم زنی باتبختر
strut
خرامش
strut
خرامیدن
strut
ستون
strut
پایه
strut
حماله محور پروانه ناو
strut
قفل نگهدارنده
strut
ریل نگهدارنده یاضامن پایه اتش
strut
شمع پشتبند
strut
پایه در پل پستوان
strut
توحلقی
strut
تیر
suspension strut
ستونمعلق
crown-strut
[شمع پشتبند عمودی]
lift strut
پایه هایی که بار کششی حاصل از ایجاد نیروی برای بال را متحمل میشوند
interplane strut
پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
wing strut
پایه بال
effective value
جریان موثر
the effective cause
علت
effective
کارگر
effective
دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود
effective
سرباز اماده به خدمت
effective
نرخ یافتن یک بخش مشخص از اطلاع از یک رسانه ذخیره سازی
effective
مفید
effective
کاری
effective
عامل موثر
effective
قابل اجرا
effective
اثر بخش
effective
موثر
effective
آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
effective
خروجی میانگین پردازنده
effective
آدرسی که از تغییر در یک آدرس بدست می آید
effective range
برد موثر جنگ افزار
effective current
جریان موثر
effective power
قدرت موثر
effective radius
شعاع موثر
effective range
برد موثر
effective pressure
فشار موثر
effective power
توان موثر
effective address
نشانی موثر
effective address
آدرس موثر
effective area
سطح موثر
effective capacity
گنجایش مفید
effective capacity
فرفیت موثر
effective charge
بار موثر
effective collision
برخورد موثر
effective rainfall
بارندگی موثر
effective output
دبی موثر
effective pitch
گام موثر
effective pattern
منطقه اثر موثر
effective pattern
منطقه اصابت موثر
effective output
خروجی موثر
effective output
بازداده موثر
effective input
فرفیت موثر ورودی
effective force
نیروی موثر
effective field
میدان موثر
effective faith
ایمان توام باعمل
effective diameter
قطر موثر
effective depth
ارتفاع مفید
effective demand
تقاضای موثرعبارت است از مقدار کالائی که خریداران در قیمتهای موجود مایل و قادر به خریدان هستند
effective demand
تقاضای موثر
effective date
تاریخ شروداجرای دستورالعمل
effective date
تاریخ اجرا
effective damage
ضایعات موثر
effective damage
خسارت موثر
effective porosity
تخلخل موثر
cost-effective
هزینه کاه
effective radius of a well
شعاع موثر چاه
effective temperature
دمای موثر
effective resistance
مقدار مقاومت موثر
effective storage
گنجایش مفید
effective throat
گلوگاه موثر
effective through put
توان عملیاتی موثر
effective time
زمان موثر
effective time
مدت موثر
effective treatment
تسویه موثر
effective width
عرض موثر
effective wind
باد سمتی
effective wind
مولفه باد موثر
cost-effective
سودآور
effective size
اندازه موثر
effective shear
برش موثر
cost-effective
کارآمد هزینه
cost-effective
مقرون به صرفه
mean effective pressure
فشار موثر متوسط
effective treatment
تسویه کارا
effective span
دهانه موثر
effective stimulus
محرک موثر
effective strength
استعداد رزمی موثر
effective strength
استعدادرزمی موجود
effective stress
تنش موثر
effective input admittance
گذرایی موثر ورودی
effective magnetic field
میدان مغناطیسی موثر
effective nuclear charge
بار موثر هسته
effective grain diameter
قطر موثر دانه
effective output impedance
ناگذرایی موثر خروجی
effective habit strength
حد موثر نیرومندی عادت
effective output admittance
گذرایی موثر خروجی
effective interest rate
نرخ بهره موثر
effective input impedance
ناگذرایی موثر ورودی
effective magnetic moment
گشتاور مغناطیسی موثر
effective unit weight
وزن مخصوص موثر
effective reaction potential
حد موثر نیرومندی واکنش
brake mean effective pressure
مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
effective size of grain
قطر موثر ذرات
effective tax rate
نرخ موثر مالیاتی
effective size of grain
اندازه موثرذرات
effective atomic number
عدد اتمی موثر
effective band width
پهنای موثر نوار
effective beaten zone
منطقه ضربت موثر
effective beaten zone
منطقهای که 28 درصد گلوله ها دران فرود می اید
effective snow melt
برف ذوب شده موثر در جریان رودخانه
effective electromotive force
نیروی برق رانی موثر
effective thickness of a wall
ضخامت موثر دیوار
effective tax system
نظام موثر مالیاتی
theory of effective demand determination
نظریه تقاضای موثر اصطلاح کینز برای تقاضای کل
effective collision cross section
سطح مقطع برخورد موثر
total effective collision cross section
سطح مقطع موثر کل
overall length
طول کلی
length
تعداد رکوردها یا فیلدها یا حروف در یک بلاک داده
length overall
طول کلی
length overall
طول ساختمان
length
قد
length
درجه
length
طول چیزی تعداد داده ها در یک متغیر یا لیست
length
تعداد حروف عکس برای شناسایی فایل
length
کل تعداد حروف در فیلدهای مختلف در رکورد ذخیره شده
length
شماره بیتها که یک ثبات را می سازند
length
خط با طول جر حرف دارد
length
تعداد بیتهایی که به صورت افقی روی یک خط صفحه نمایش قرار می گیرند.
length
تعداد حروف ذخیره شده در یک فیلد
length
تعداد داده هایی که در بافر ذخیره می شوند تا پردازنده آماده دریافت آنها شود
length
طول بدن اسب
length
طول
length
بعد
length
تعداد حروف یا بایتها در یک فایل ذخیره شده
length
مسافت
length
مدت
length
فاصله
whole length
تمام قد
at length
بالاخره
at length
بدرازا سرانجام
at length
مفصلا`
at length
بتفضیل
length
درازا
record length
طول رکورد
register length
درازای ثبات
string length
طول رشته
line length
طول خط
gage length
طول قطعه مورد ازمایش
record length
درازای مدرک
pulse length
درازای تپش
length of buttress
درازای پشتبند
length of column
طول ستون
multiple length
با درازی چندگانه
length of dam
طول سد
length of time
مدت
length of time
طول زمان
line length
طول سطر
nominal length
طول نامی
to keep at arms length
دوری کردن از
to keep at arms length
اشنائی نکردن با
shoulder-length
مویبلند
in the length of time
<adv.>
در طول زمان
braking length
طول پارگی نخ
[طولی از نخ که در اثر وزن خودش پاره شود]
full-length
تمام قد
arm's length
مستقل و برابر بودن طرفها
[یا شرکتها]
در معامله ای
[اقتصاد]
edge length
درازای لبه
[ریاضی]
zero length launching
نوعی روش پرتاب موشک بااولین نیروی حرکت جت
to measure one'd length
دمر خوابیدن
to measure one'd length
رو بزمین خوابیدن
variable length
با درازای متغییر
wave length
طول موج
to keep at arms length
<idiom>
رو ندادن
word length
طول کلمه
word length
درازای کلمه
arc length
طول کمان
[ریاضی]
length dimension
بعد
at full length
دراز کشیده
block length
درازای کنده
block length
درازای بلوک طول بلوک
bond length
طول پیوند
coherence length
طول همدوسی
field length
درازای میدان
cut to length
بصورت طولی بریدن
at arm's length
در بازورس
flange length
طول لبه
floor length
هم کف
bearing length
طول یاطاقان
fixed length
با درازای ثابت
attenuation length
طول تضعیف
at full length
مفصلا`
at arm's length
در دسترس
arm's length
معاملات ازاد
excess length
طول اضافی
excess length
طول افزوده شده
executive length course
زمین گلف کوتاهتر و اسانتراز معمول
f. distance or length
فاصله کانونی
at full length
بتفصیل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com