Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
electric lead pipe
لوله برکمن
Other Matches
electric
حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
all electric
تماما"برقی
electric
آنچه با الکتریسیته کار میکند
electric
تعداد اتم هایی که شارژ شده اند.
all electric
تماما" الکتریکی
non electric
غیر برقی
electric
برقی
non electric
غیر گهربایی
electric
الکتریکی
electric
کهربایی
electric
برق دهنده
pipe
میله
pipe
معمولا
pipe
نشانهای
pipe A
لولهA
pipe B
لولهب
pipe
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
pipe
پیپ
pipe
لوله
pipe
ل وله
pipe
لوله کشی کردن
pipe
با صدای تیز و زیر حرف زدن
pipe
ساقه توخالی گیاه نی زدن
pipe
لوله حمل موادنفتی
pipe
نی زنی
pipe
نای فلوت
pipe
نی
pipe
چپق
to pipe up
زدن یا خواندن اغاز کردن
pipe down !
<idiom>
ساکت باش!
pipe up
<idiom>
بلندتر صحبت کردن
pipe
صفیرزدن
pipe up
به سخن پرداختن
pipe up
شروع به نی زدن کردن
pipe down
سوت خاموشی ناو
pipe down
خاموشی
down pipe
ناودان
pipe down
بوسیله شیپور یا نای
pipe
فلوت زدن
pipe down
حرف نزدن
pipe down
راحت باش دادن ساکت شدن
electric organ
اندام برقزن
electric plant
نیروگاه
electric plant
کارخانه برق
electric installation
سیم کشی برق
electric potential
پتانسیل الکتریکی
electric industry
صنعت برق
electric meter
کنتور
electric wiring
سیم کشی برق
electric light
روشنایی برقی
electric insulator
مقره
electric iron
اطو برقی
electric discharge
تخلیه الکتریکی
electric lamp
چراغ برق
electric lamp
لامپ
electric lighting
روشنایی
electric machine
ماشین الکتریکی
electric machine
دستگاه برقی
electric meter
برق سنج
electric dipole
دو قطبی الکتریسیته
electric component
قطعه الکتریکی
electric company
شرکت برق
electric communication
مخابرات
electric clock
ساعت الکتریکی
electric cleaner
جارو برقی
electric circuit
مدار الکتریکی
electric circuit
مدار
electric charge
بار برقی
electric charge
بار الکتریکی
electric candle
شمع برقی
electric bulb
لامپ الکتریکی
electric bulb
چراغ برق
electric conduction
هدایت الکتریسیته
electric conductor
هادی الکتریسیته
electric conductor
هادی برق
electric doublet
دو قطبی الکتریسیته
electric brake
ترمز الکتریکی
electric cushion
بالش برقی
electric current
جریان الکتریسیته
electric current
جریان برقی
electric current
شدت جریان
electric coupling
پیوست الکتریکی
electric coupling
تزویج الکتریکی
electric control
کنترل الکتریکی
electric contact
کنتاکت الکتریکی
electric constant
ثابت الکتریکی
electric connection
اتصال الکتریکی
electric conductor
هادی
electric conductor
رسانا
electric brake
ترمز برقی
photo electric
وابسته به تاثیر نورو الکتریک باهم
electric thermometer
دماسنج برقی
electric tension
ولتاژ
electric tension
فشار الکتریکی
electric steel
فولاد ابکاری
electric squib
نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
electric horsepower
اسب بخار الکتریکی
electric heater
گرم کن الکتریکی
electric heater
بخاری برقی
electric generator
ژنراتور
electric generator
مولد الکتریسیته
electric furnace
بوته برقی
electric wave
موج الکتریکی
electric torch
چراغ قوهای
electric traction
کشش الکتریکی
electric traction
قوه الکتریکی
electric kiln
کورهالکتریکی
gasoline electric
بنزین الکتریکی
electric wind
باد الکتریکی
electric welding
جوشکاری الکتریکی
electric welding
جوشکاری با برق
electric welding
جوش برق
electric welding
جوش برقی
electric welding
جوشکاری برقی
electric unit
واحدهای الکتریکی
electric typewriter
ماشین تحریر برقی
electric train
ترن برقی
electric train
قطار برقی
electric furnace
کوره برقی
electric engineer
مهندس برق
electric energy
انرژی الکتریکی
electric eel
یکنوع ماهی بزرگ شبیه مارماهی
electric eal
ماهی برقدار
electric drive
محرکه الکتریکی
electric spectrum
طیف برقی
electric resistance
مقاومت الکتریکی
electric railway
راه اهن برقی
electric primer
چاشنی الکتریکی
electric power
توان برقی
electric engineer
کارشناس برق
electric engineering
مهندسی برق
electric equipment
تجهیزات الکتریکی
electric force
نیروی الکتریکی
electric foil
شمشیر فویل با نوک برقدار
electric foil
فلوره الکتریک
electric flux
شار الکتریکی
electric flux
شاره برقی
electric fluid
سیال برقی
electric filter
صافی الکتریکی
electric field
میدان الکتریکی
electric eye
چشم الکتریکی
electric boiler
دیگ بخار برقی
electric shocks
ضربه برقی
electric shock
شوک الکتریکی
electric-blue
آبیروشن
electric blanket
تشکبرقی
electric shock
ضربه برقی
electric drill
دستگاه مته
[ابزار]
electric chair
صندلی اعدام الکتریکی
electric variometer
وریالکتریکی
electric toothbrush
مسواکالکتریکی
electric shocks
شوک الکتریکی
electric drill
مته برقی
[ابزار]
electric drill
دریل
[ابزار]
electric drills
دستگاه های مته
[ابزار]
electric sockets
پریز های روی دیوار
electric sockets
پریز های دیواری
electric sockets
پریز ها
electric drills
مته های برقی
[ابزار]
electric razor
ریشتراشبرقی
electric guitar
گنتارالکتریکی
electric drill
دریلالکتریکی
electric break down
شکست الکتریکی
electric bell
زنگ اخبار
electric drills
دریل ها
[ابزار]
electric , drill
مته برقی
electric amalgam
ملغمه برقی
electric apparatus
دستگاه الکتریکی
electric arc
قوس الکتریکی
electric arc
قوس نوری
electric arch
قوس برقی
electric attraction
جاذبه الکتریکی
electric balance
تعادل الکتریکی
hydro electric
وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
electric engineering
الکتروتکنیک
hydro-electric
وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
electric cooker
گازالکتریکی
electric chair
اعدام بوسیله برق
lead
سبقت هادی
lead
شاقول گلوله
lead
غلاف هادی
lead
تقدم
lead
کابل هادی
lead
هادی
lead
سیم واسطه زاویه پیشگیری
lead
قطب اتصال سیم اتصال
lead
جلو بردن تیر از هدف
lead
پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
lead
زاویه سبقت
lead
پرش طول یا پرش یانیزه با پای معین
lead
هدایت نمودن سوق دادن وادار کردن ریاست داشتن بر
lead
رهبری کردن راهنمایی
lead
هدایت کردن بست اتصال
lead
فلز سرب
lead
رابط برق
lead
سرب
lead
سرمشق تقدم
lead
هدایت
lead
: راهنمایی رهبری
lead
سرب گرفتن باسرب اندودن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com