Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (8 milliseconds)
English
Persian
electrical fuse
فیوز برق
Other Matches
electrical and otherwise
الکتریکی و غیر الکتریکی
electrical
الکتریکی
electrical
برقی
electrical
سیستم الکتریکی
electrical
مر بوط به الکتریسیته
electrical prospecting
کاوش الکتریکی
electrical conductance
رسانایی الکتریکی
electrical communications
ارتباطات الکترونیکی
electrical circuit
مدار برقی
electrical breeze
وزش الکتریکی
electrical bounding
اتصال الکتریکی
electrical angle
زاویه الکتریکی
electrical resistivity
مقاومت ویژه
electrical resistivity
مقاومت الکتریکی
electrical resistance
مقاومت برقی
electrical quantity
مقدار الکتریسیته
electrical analogue
مشابهات الکتریکی
electrical conduction
رسانش الکتریکی
electrical model
مدل الکتریکی
electrical interface
تداخل الکتریکی
electrical interception
رهگیری الکترونیکی
electrical insulator
عایق الکتریکی
electrical insulation
برق بندی
electrical insulation
عایق سازی الکتریکی
electrical induction
القای برقی
electrical energy
انرژی برقی
electrical discharge
تخلیه برقی
electrical degree
درجه الکتریکی
electrical connector
اتصال برق
electrical conductor
رسانای برقی
electrical conductivity
رسانایی
electrical conductivity
رسانندگی
electrical conductivity
رسانندگی الکتریکی
electrical conductivity
هدایت الکتریکی
electrical schematic
نمودار الکتریکی
electrical series
زوجهای برقی
electrical shant
مهار برقی
electrical connections
اتصالاتالکتریکی
electrical hazard
خطرصاعقه
electrical system
سیستم برق
electrical outlet
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
electrical outlets
پریز ها
electrical outlet
پریز دیواری
electrical outlet
پریز روی دیوار
electrical outlets
پریز های دیواری
electrical outlets
پریز های روی دیوار
electrical connection
متصلکنندهالکتریکی
electrical box
جعبهالکتریکی
electrical sheet
ورقهای برقی
electrical transcription
ضبط الکتریکی
institute of electrical and
society engineerscomputer electronicsانجمن کامپیوتری مهندسین برق و الکترونیک
electrical circuit
مدار الکتریکی
[فیزیک]
[مهندسی]
electrical connections
اتصالات الکتریکی
There is a fault in the electrical wires .
سیمهای برق عیب کرده است
electrical metallic tubing
لوله برقی فلزی
electrical connection panel
صفحهاتصالبهبرق
three unit electrical system
دستگاه سه برقی
electrical double layer
لایه مضاعف الکتریکی
absolute electrical units
واحدهای الکتریکی مطلق
specific electrical conductivity
هدایت الکتریکی مخصوص
electrical payout linkage
متصلکنندهپرداختالکتریکی
electrical power unit
واحدقدرتالکتریکی
electrical scoring apparatus
دستگاهامتیازبندیبرقی
high frequency electrical engineering
مهندسی برق فرکانس بالا
absolute system of electrical units
دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
re fuse
دوباره گداختن
fuse
رسم جریان بالا که باعث آب شدن فیوز میشود
fuse
فیوزدارکردن امیختن
fuse
ترکیب کردن یا شدن ذوب شدن
fuse
گداختن
fuse
ذوب شدن
fuse
آب شدن فیوز با عبور دادن جریان زیاد از آن
fuse
فیوز
fuse
سیم گذاشتن
fuse
فتیله گذاشتن در
fuse
فتیله مواد منفجره فیوز
fuse
وسیله محافظت الکتریکی حاوی قط عات کوچک آهنی که پس از عبور توان بالا از آن آب میشود
fuse
امیختن
fuse
ماسوره
fuse
روان شدن
safety fuse
فیوز اطمینان
renewable fuse
فیوز تعویض پذیر
safety fuse
فیوز
quick fuse
ماسوره انی یا فوق انی ماسوره ضربتی
automobile fuse
فیوز اتومبیل
intermediate fuse
فیوز میانی
link fuse
فیوز باز
main fuse
فیوز اصلی
mains fuse
فیوز شبکه
plug fuse
فیوز فشنگی
protect by fuse
حفافت با فیوز
protect fuse
فیوز محافظ
strip fuse
فیوز نواری
telephone fuse
فیوز تلفن
to blow a fuse
فیوزی سوزاندن
fuse wire
رابط فیوز
fuse box
جعبه فیوز
fuse boxes
جعبه فیوز
safety fuse
فیوز ایمنی
fuse clip
گیره فیوز
proximity fuse
فیوزمجاور
fuse puller
انبرمخصوصفیوز
wire fuse
فیوز ذوب شونده
time fuse
ماسوره زمانی
fuse body
بدنهفیوز
fuse wire
سیم فیوز
fuse carrier
نگهدارنده فیوز
fuse carrier
فیوزگیر
fuse cartridge
فشنگ فیوز
blasting fuse
اتشباری انفجاری
fuse cut out
قطع فیوز
fuse block
قالب فیوز
fuse cutout
فیوز جهنده
fuse element
واحد فیوز
fuse gear
متعلقات فیوز
fuse holder
فیوز
fuse holder
نگهدارنده فیوز
fuse board
تخته فیوز
fuse block
بلوک فیوز
connection fuse
فیوزاتصال
connection fuse
ماسوره اتصال دهنده
charging fuse
فیوز پر کردن
cartridge fuse
فیوز فشنگی
detonating fuse
فیوز انفجاری
blow out fuse
فیوز انفجاری
enclosed fuse
فیوز محفوظ
fuse base
پایه ی فیوز
fuse block
چینی فیوز
fuse block
خانه فیوز
fuse key
کلید ماسوره
fuse unit
رابط فیوز نگهدارنده فیوز
fuse post
پست فیوز
fuse switch
کلید فیوزدار
fuse setter
ماسوره بند
fuse socket
سوکت فیوز
fuse socket
پایه فیوز
fuse strip
فیوز نواری
fuse strip
نوار بسیار باریک ذوب شونده فیوز
fuse unit
واحد فیوز
fuse post
برن فیوز
fuse post
اتصال فیوز
fuse plug
توپی فیوز
fuse link
فیوز باز
fuse link
رابط فیوز
fuse panel
تابلوی فیوز
fuse panel
پانل فیوز
fuse plug
فیوز فشنگی
fuse plug
سرریز خاکی
fuse link
فشنگ فیوز
He has a short fuse.
[American E]
او
[مرد]
فیوزش زود می پرد.
[اصطلاح روزمره]
delay action fuse
فیوز تاخیری
He has a short fuse.
[American E]
او
[مرد]
زود از کوره در می رود.
[اصطلاح روزمره]
time-lag fuse
فیوز تاخیری
ten-amp fuse
ماسوله ده آمپری
double acting fuse
فیوز دوبل
high tension fuse
فیوز فشار قوی
high voltage fuse
فیوز فشار قوی
quick break fuse
فیوز قطع سریع
oil break fuse
فیوز روغنی
fuse mounting strip
نوار باریک فیوز
low voltage fuse
فیوز فشار ضعیف
open link fuse
فیوز باز
fuse cut out switch
کلید قطع مجهز به فیوز
variable time fuse
ماسوره زمانی متغیر VTF:abb
knife-blade cartridge fuse
فیوزفشنگیتیغهدار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com