English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English Persian
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
Other Matches
european economic community market common
european community competition rules مقررات رقابت در جامعه اروپا
european unclear a energy agency اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
atomic energy نیروی اتمی
atomic energy تبدیل جرم به نیرو در تبادلات اتمی یک عنصر
atomic energy انرژی اتمی
international atomic energy agency اژانس بین المللی انرژی اتمی
community اجتماع
community عوام
community انجمن
community جامعه
community policing سیستمکار محلیپلیس
ecological community جامعه
therapeutic community اجتماع درمانی
peripheral community جامعه پیرامونیperipeteia
community centre محلاجتماعات
community charge گونهایمالیات
community center ساختمان محل انجمن
community center مرکزاجتماع
community chest صندوق اعانه برای امورخیریه
community property اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
community psychology روانشناسی اجتماع نگر
community relations قسمت روابط عمومی
community service کمک
Community architecture [جنبش مداخله در طراحی ساختمان های انگلیس]
community service تعاونویاریعمومی
muslim community امت
eruropean community جامعه اروپایی
community relations روابط همکاری بین سازمانهای نظامی وقشرهای اجتماعی
urban centre of a community مرکز شهرک
European اروپایی
European فرنگی
European rose طرح گل رز اروپایی [که نام دیگر آن همان گل فرنگ است.]
european essembly مجلس اروپا
The town has a European look. این شهر قیافه اروپایی دارد
european essembly مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهای کشورهایی که در "جامعه نیروی اتمی اروپا" و"جامعه ذغالسنگ و فولاداروپا" و "جامعه اقتصادی اروپا" عضو هستند
indo european هند و اروپایی
indo european ارینی
European Union [EU] اتحادیه اروپا
European plug پریزاروپایی
European Currency Unit سبد ارزی اروپا
European Currency Units اک
western european union ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
western european union لوگزامبورک هلند
european monetary agreement موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
european committee for standardization کمیته اروپایی استاندار
european type plane رنده فرنگی
An Out line of European history . کلیات تاریخ اروپ؟
European Currency Unit واحد پول اروپایی
european monetary system سیستم پولی اروپایی
european monetary fund صندوق پولی اروپا
western european union اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
e f t a (european free trade association سوئد
The rise in prices in the European markets. ترقی قیمتها دربازارهای اروپا
a comparison between European and Japanese schools مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
european academic research network شبکه پژوهشی دانشگاهی اروپا
european free trade association A .T.F.E
e f t a (european free trade association سویس نروژ
e c s c (european coal & steel commissio سازمان متشکل ازنمایندگان بلژیک
e c s c (european coal & steel commissio جامعه ذغالسنگ و فولاد اروپا
organization for european economic coopr سازمان همکاری اقتصادی اروپا
e c s c (european coal & steel commissio لوکزامبورگ و هلندکه وفیفه اش نظارت برتولید و فروش ذغالسنگ وفولاد است
e f t a (european free trade association اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
e f t a (european free trade association اتریش
e f t a (european free trade association پرتقال دانمارک
e f t a (european free trade association فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
e c s c (european coal & steel commissio فرانسه جمهوری فدرال المان ایتالیا
eastern european mutual assisstance trea پیمان کمک متقابل اروپای شرقی treaty warsaw
atomic 1-مربوط به یک اتم 2-عملیاتی که اگر در حین پردازش قط ع شود داده را به وضع اولیه خود بر می گرداند
atomic ساعت خیلی دقیقی که از تغییر انرژی اتم ها به عنوان مرجع استفاده میکند
atomic هستهای
atomic ذرهای
atomic مربوط به جوهر فرد
atomic ریز
atomic اتمی
atomic تجزیه ناپذیر
atomic structure ساختار اتمی
atomic spectroscopy طیف بینی اتمی
atomic size اندازه اتمی
atomic size اندازه اتم
atomic radius شعاع اتمی
atomic radius شعاع اتم
atomic theory فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
atomic time زمان انفجار اتمی
atomic units یکاهای هارتری
atomic weapon جنگ افزار اتمی
atomic weight وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
atomic polarization قطبش اتمی
atomic weight وزن اتمی
atomic weight wt.at :symb
atomic weight جرم اتمی
atomic crystal بلور اتمی
atomic fusion همجوشی اتمی
atomic fusion گداخت اتمی
atomic configuration ارایش اتمی
atomic fission شکافت اتمی
atomic fallout ریزه پرتوزا
atomic clock ساعت اتمی
atomic bond پیوند اتمی
atomic absorption جذب اتمی
atomic interaction بر هم کنش اتمی
atomic lattice شبکه اتمی
atomic mass جرم اتمی
atomic reactor واکنشگاه اتمی
atomic pile واکنشگاه اتمی
atomic orbital اوربیتال اتمی
atomic number عدد پروتونی
atomic number عدد اتمی
atomic nucleus هسته اتم
gram atomic weight وزن اتمی به گرم
effective atomic number عدد اتمی موثر
atomic hydrogen welding جوشکاری هیدروژنی
gram atomic weight وزن گرمی اتم
atomic air burst ترکش هوایی اتمی
atomic form factor ضریب پراکندگی اتمی
atomic scattering factor ضریب پراکندگی اتمی
atomic demolition munition خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
atomic mass unit واحد اتمی جرم
atomic underground burst ترکش زیرزمینی اتمی
atomic scattering factor عامل شکل اتمی
atomic form factor عامل شکل اتمی
atomic power station [plant] نیروگاه هسته ای
atomic hydrogen arc welding جوش قوسی بوسیله اتم هیدروژن
linear combination of atomic orbitals ترکیب خطی اوربیتالهای اتمی
energy قدرت
energy زور
energy توانایی
energy نیرو
energy کارمایه
energy قوه فعلیه
energy ورج
energy توانایی کار
energy انرژی
energy قوه بنیه
european cup winner cup جام برندگان جام اروپا
free energy انرژی ازاد
ionization energy انرژی یونش
ionization energy انرژی یونیزاسیون
intrinsic energy انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
fusion energy انرژی فوزیون
internal energy انرژی درونی
internal energy انرژی داخلی
it is a strain on one's energy خیلی زور میبرد
it is a strain on one's energy خیلی زورمصرف میکند
luminous energy نیروی قابل تبدیل بنور
luminous energy نیرویی که تبدیل به اشعه نورانی میشود
low energy انرژی کم
low energy انرژی پایین
loss of energy افت انرژی
field energy انرژی میدان
light energy کارمایه ی نور
light energy انرژی نور
lattice energy انرژی شبکه
kiloton energy کیلوتن انرژی
interchange energy تبدیل کردن انرژی
sustainable energy انرژی بی پایان
fusion energy انرژی گداخت
renewable energy انرژی برگشت پذیر
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
renewable energy انرژی تجدید پذیر
Internal energy انرژی درونی [فیزیک]
sustainable energy انرژی جاوید
fusion energy انرژی همجوشی هستهای
sustainable energy انرژی بی نهایت
hydration energy انرژی ابپوشی
high energy پر انرژی
heat energy انرژی حرارتی
heat energy انرژی گرمایی
gravitational energy انرژی گرانشی
fusion energy انرژی ذوب
electrical energy انرژی برقی
use up every ounce of energy نهایت تلاش خود را به کار بستن
thermal energy انرژی گرمایی
strain energy انرژی کشیدگی
strain energy انرژی کرنش
strain energy انرژی تغییر شکل
strain energy انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
specific energy انرژی مخصوص
sound energy انرژی صوتی
solar energy انرژی خورشیدی
rest energy انرژی سکون
resonance energy انرژی رزنانسی
transformation of energy تبدیل انرژی
translational energy انرژی انتقالی
unavailable energy نیروی عاطل و باطل
To consume all ones energy . تمام نیروی خودرا مصرف کردن
energy feedstock مواد اولیه انرژی
sustainable energy انرژی پایدار
zero point energy انرژی درصفر مطلق
zero point energy انرژی نقطه صفر
wall energy انرژی در واحد سطح مرزمشترک بین حوزههای مغناطیسی مختلف الجهت
vital energy قوه حیات
vital energy نیروی زندگی
unavailable energy نیروی خارج از دسترس
rediant energy انرژی تابشی
nuclear energy انرژی هستهای
muzzle energy نیروی یک گلوله در موقع خروج از لوله
muzzle energy انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
vibration energy انرژی ارتعاشی
mutual energy انرژی متقابل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com