English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (6 milliseconds)
English Persian
financial assets دارائیهای مالی
financial assets موجودی مالی
Other Matches
assets موجودی
assets که در برنامههای کاربردی چند منظوره به کار می روند
assets اجزای داده جدا
assets دارائیها
assets مایملک دارایی
assets مال و اموال
assets ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
assets وسایل
assets مواد لازم
assets موجودی شخص ورشکسته
assets دارائی
value of assets ارزش دارائی ها
financial a اداره مالیه
financial e. متخصص مالی
financial مالی
tangible assets دارائیهای ثابت دارائیهای عینی
intangible assets دارائیهای غیرمرئی
dedicated assets دارایی وقف شده
intangible assets دارائیهای نامرئی
frozen assets دارائی که بعلت ادعای فرد یا افرادی قابل فروش نمیباشد
frozen assets دارائیهای مسدود
fixed assets دارائیهای ثابت
real assets دارائیهای واقعی
fixed assets درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
fixed assets داراییهای ثابت
tangible assets دارائیهای مادی
intangible assets دارائیهای ناملموس
invisible assets دارائیهای نامرئی دارائیهای غیرقابل رویت
tangible assets داراییهای قابل لمس
tangible assets دارائیهای مرئی
tangible assets دارائی مرئی
quick assets موجودی نقدشو
pipeline assets وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
nonmonetary assets دارائیهای غیر پولی
monetary assets دارائیهای پولی
liquid assets دارائیهای نقدی
liabilities and assets بدهی و دارایی
intangible assets دارائیهای غیرمادی
current assets پول نقد یامالیات یا عوارضی که درحدود یک سال پس از بستن ترازنامه قابل وصول باشد
defferential assets هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
current assets دارائیهای جاری
current assets دارایی جاری
cash assets داراییهای نقدی
capital assets اموال سرمایهای
capital assets دارایی طویل المده اعم ازمالی واعتباری
assets and liabilities دارائیها و بدهیها
assets and equities دارایی ودیون
assets and equities بیلان
assets and equities ترازنامه
assets liabilities technique شیوه محاسن- معایب
financial agency اداره مالیه
financial agency اداره دارایی
financial affairs امور مالی
financial affairs امور مربوط به مالیه
financial adviser مشاور مالی
financial accounts حساب های مالی
financial ability تمکن مالی
financial statement صورت وضعیت مالی
financial inventory ذخایر مالی
financial years سال مالی
financial year سال مالی
financial market بازار مالی
financial bill لایحه مالی
financial budget بودجه مالی
financial tribunal دیوان محاسبات
financial management مدیریت مالی
financial investment سرمایه گذاری مالی
financial capital سرمایه مالی
financial inventory ذخایر پولی
financial intermediary موسسه مالی واسطه
financial intermediary واسطه مالی
financial feasibility امکان مالی
financial expenses هزینههای مالی
financial centers مراکز مالی
financial data اطلاعات مالی
financial data اطلاعات مربوط به امور مالی
financial crisis بحران مالی
financial mission هئیت مامورین مالی
financial status وضع مالی
financial statement صورت مالی گزارش مالی
financial secretary مشاور مالی
financial circles محافل مالی
financial relations روابط مالی
financial property داراییهای پولی
financial property اموال پولی
financial position وضعیت مالی
financial period دوره مالی
financial plan برنامه مالی
financial planning برنامه ریزی مالی
financial policy سیاست مالی
financial planning system سیستم برنامه ریزی مالی
annual financial statement گزارش مالی سالانه
Financial Times Share Index شاخصقیمتهایسهام
chief financial officer [CFO] مدیر امور مالی
administrative(financial,legal)process. جریان اداری (مالی .حقوقی )
Financial Times Stock Exchange 100 Index شاخصقیمتهایسهام
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com