Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (7 milliseconds)
English
Persian
flash blindness
کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
Other Matches
blindness
ندیدن
blindness
کوری
blindness
بی بصیرتی
blindness
نابینایی
functional blindness
نابینایی کارکردی
day blindness
روزکوری
day blindness
روز کوری
cortical blindness
نابینایی مغزی
color blindness
رنگ کوری
chess blindness
کوری شطرنجی
word-blindness
واژه کوری
word blindness
واژه کوری
mind blindness
کوری ادراکی
snow blindness
برف کور
river blindness
رجوع شود به onchocerciasis
violet blindness
بنفش کوری
snow blindness
برف کوری
Blindness is better than ignorance.
<proverb>
کورى به از نادانى .
colour blindness
کوررنگی
night blindness
شب کوری
moon blindness
اماس نوبتی در چشم اسب
Color blindness
کوررنگی
moon blindness
روز بینی
psychic blindness
نابینایی روانی
moon blindness
شبکوری
partial color blindness
رنگ کوری ناقص
blue yellow blindness
رنگ کوری ابی- زرد
total color blindness
رنگ کوری کامل
red green blindness
رنگ کوری سبز- قرمز
in a flash
بیک چشم برهم زدن
flash
درخشیدن
in a flash
درانی
flash
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flash
زودگذشتن
flash
فلاش عکاسی
flash
تلالو تاباندن
flash
پیام انی یا برق اسا
flash
تابش انی
flash
نور برق دهانه توپ یا تفنگ
flash
برق زدن
flash
تاباندن
flash
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flash
فلاش
flash
درخش
flash
تشعشع
flash
بروز ناگهانی جلوه
flash
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash
برق
flash
شدت حرف که روشن و خاموش شود
flash
معدن موازی سریع A/D.
flash
عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
flash
حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
flash
روشنایی مختصر
flash
لحظه
flash
یک ان
flash signal
علامت فلاش
flash reducer
کم کننده برق دهانه توپ
flash suppressor
شعله پوش
flash signal
سیگنال فلاش
flash report
گزارش انی
flash report
گزارش برق اسا
flash tube
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
flash weld
جوش شعلهای
flash floods
سیل برق اسا
helium flash
جرقه هلیومی
squawk flash
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روشن کنید
light flash
فلاش نور
flash in the pan
<idiom>
ابتدا عالی وبعد خراب شدن ،شکست خوردن
flash hider
مخفیکنندهنوردهانهنفنگ
flash house
دزدخانه جنده خانه
x ray flash
فلاش رونتگن
flash reducer
کم کننده شعله باروت
flash ranging
مسافت یابی نوری
flash in the pan
جوشش انی وبی نتیجه
flash lamp
لامپ پر نور عکاسی
flash in the pan
کوشش بیهوده
flash house
جایگاه دزدان
flash hook
قلاب گوشت
flash fuze
ماسوره الکتریکی یا جرقهای
flash fuze
چاشنی الکتریکی
flash fly
مگس وحشراتی که گوشت میخورند
flash defilade
پنهان کردن برق دهانه توپ استتار برق دهانه توپ
flash color
زمینه
flash color
رنگ اصلی
flash color
رنگ مبنا
flash card
ورقه تمرین بصری
flash card
ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
flash bulb
فلاش دوربین عکاسی
flash burns
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
flash light
چراغ قوه
flash suppressor
خنثی کننده شعله دهانه توپ
flash point
نقطه احتراق
flash point
نقطه الوگیری نقطه افروزش
flash burn
سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
flash flood
سیل برق اسا
flash point
نقطه اشتعال
flash photolysis
نورکافت درخشی
flash photography
عکاسی شب بابرق
flash message
پیام برق اسا
flash message
پیام انی
flash light
نور برق
electronic flash
فلاش الکترونی
flash butt welding
جوشکاری لب به لب
flash ranging location
تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری
flash to bang time
زمان بین دیدن برق دهانه توپ تا شنیدن صدای انفجارگلوله
flash point tester
ازمایش کننده نقطه اشتعال
flash to bang time
فاصله زمانی بین نور و صدای گلوله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com