English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 148 (7 milliseconds)
English Persian
fluid centre مرکز سیال
Other Matches
fluid سیال
fluid نرم وابکی
fluid مایع متحرک
fluid شاره
fluid متغیر
fluid جسم سیال
fluid سیاله
fluid روان
fluid friction اصطکاک روغنی
spinal fluid مایع نخاعی
the seminal fluid نطفه
working fluid سیال متحرک
correction fluid غلطگیرمایع
working fluid سیال عامل
correcting fluid لاکغلطگیری
brake fluid روغن ترمز
fluid capital سرمایه سیال
soldering fluid مایع لحیم کاری
real fluid سیال واقعی
fluid dram واحد سنجش مایعات برابر با8/1 اونس مایع
fluid clutch کلاج روغنی
fluid intelligence هوش سیال
fluid mechanics مکانیک سیالات
fluid capital سرمایه متحرک
fluid resistance مقاومت سیال
hydraulic fluid سیال ترکم ناپذیری برای انتقال و توزیع نیرو درسیستم
fluid logic منطق سیلانی
ideal fluid سیال ایده ال
perfect fluid سیال کامل
electric fluid سیال برقی
fluid ounces واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
fluid ounce واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
cerebro spinal fluid مایع مغزی- نخاعی
fluid bed polymerization بسپارش در بستر سیال
fluid bed vulcanization وولکانش در بستر سیال
supercritical fluid chromatography کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
fluid adjustment screw پیچگوشتی قابل تنظیم سیال
working lead fluid سیال متحرک یا عامل
anti icing fluid مایع ضد یخ
supercritical fluid chromatography/mass spectrometry کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
centre سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre شخصی که مراقب عملیات کامپیوتر مرکزی است
centre محل
centre وسط
off centre لنگی
right centre مرکزقائم
off-centre لنگ زدن
off-centre لنگی
centre میان
centre مرکز
centre وسط ونقطه مرکزی
centre درمرکز قرارگرفتن
centre third سومینخطمیانی
centre محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centre قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
right-of-centre جناحراست محافظهکاران
centre تمرکز یافتن
off centre لنگ زدن
centre قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centre نقط ه میانی چیزی
centre Keelson مرکزالوارکیل
centre spot خالوسط
shopping centre مرکزخرید
How far is it to city centre? تا مرکز شهر چقدر راه است؟
centre span مرکزپل
Take me to the city centre? مرا به مرکز شهر ببرید.
centre post قسمتبدونآرایش
centre point نقطهمرکزی
centre pocket گودال
centre mark نقطهمرکزی
centre line خطمرکزی
centre hole مرکزگودال
centre lane بیندوخط
centre pocket مرکزی
centre strap نوارمیانی
left centre مرکزچپ
centre-stage شرائطبسیار حساسو مهم
community centre محلاجتماعات
remand centre بازداشتگاهموقت
conference centre مرکزکنفرانس
centre-back میانیعقب
centre-aisle راهرویمیانی
centre wheel چرخهمیانی
detention centre پذیرشهتل
garden centre مکاندفنزباله
health centre مرکز سلامتی
left-of-centre معتقدبهسوسیالیزم
leisure centre مرکزتفریحیورزشی
reception centre مکانیکهبرایافرادبیخانماناقامتگاهموقتیفراهممیآورد
centre half نیمهمیانی
centre forward مرکز
centre of mass مرکز ثقل
centre of mass گرانیگاه
off centre load بار خارج از مرکز
centre of gravity گرانیگاه
centre of gravity مرکز ثقل
cost centre مرکز هزینه یابی
civic centre میانگاه شهر
civic centre مرکز شهر
centre plate keel drop
centre pawns پیادههای مرکزی شطرنج
centre of pressure مرکز فشار
centre of activities مرکز عملیات
centre game بازی مرکزی
centre castle پل فرماندهی
nerve centre مرکز فرمان
profit centre مرکز سود
profit centre واحد دخل و خرج کننده
centre field مرکززمین
centre electrode الکترودمرکزی
centre fielder بازیکنمرکزی
centre court حیاطمیانی
centre console میزفرمانمرکزی
centre circle دایرهمرکزی
centre chief مهاجممیانی
centre base ستونمرکزی
profit centre قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
centre back نیمهعقب
centre flag پرچموسطی
surrending the centre تفویض مرکز
retail centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
centre face-off circle دایرهمرکزیمحلروبروشدنحریفها
centre holding variation واریاسیون حفظ مرکز درجوئوکو پیانو
centre of crest circle مرکز خمیدگی
centre service line خطسویسزنیمیانی
centre of crest circle مرکز انحنای ستیغ
centre back vent پیلیپشت
urban centre of a community مرکز شهرک
principal centre of affairs مرکز مهم امور
centre counter defence دفاع متقابل مرکزی
in the centre near the railway station در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
Can I drive to the centre of town? آیا می توانم تا مرکز شهر با ماشین بروم؟
What's the fare to city centre? نرخ کرایه تا مرکز شهر چقدر است؟
shopping centre [British] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
Which bus goes to the town centre? کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟
He was spending money right,left and centre. چپ وراست پول خرج می کرد
retail shopping centre [British] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
runway centre line markings خطوسطخیابان
retail shopping centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre [British] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com