Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
foreign policy
سیاست خارجی
foreign policy
خط مشی عمل خارجی
Search result with all words
We are firm believers that party politics has no place in foreign policy.
ما کاملا متقاعد هستیم که سیاست حزب جایی در سیاست خارجی ندارد .
Other Matches
The foreign ministry. the ministry of foreign affairs.
وزارت امور خارجه
foreign
توقیف اموال مدیون خارجی
foreign
بیگانه
foreign
خارجی
foreign
توقیف اموال مدیون غایب
foreign
نامناسب
foreign
خارجه
foreign
بیرونی ناجور
foreign trade
بازرگانی خارجی
foreign bill
برات خارجی
foreign subjects
اتباع بیگانه
foreign market
بازار خارج
foreign trade
تجارت خارجی
foreign value system
نظام ارزشی بیگانه
the foreign office
وزارت خارجه
foreign attachment
توقیف دارایی شخص بیگانه یاغائب ازمحل دارایی
foreign body
آنچهتصادفادرسرجایخودنباشد
What foreign language do you know?
کدام زبان خارجی رامی دانید ؟
foreign judgment
رای دادگاه خارجی
foreign affairs
اموربیگانگان
foreign currency
ارز خارجی
foreign deposit
سپرده خارجی
foreign excess
تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
foreign investment
سرمایه گذاری خارجی
foreign judgment
حکم دادگاه خارجی
foreign law
حقوق خارجی
foreign loan
وام خارجی
foreign minister
وزیر امور خارجه
foreign currency
پول کشور خارجی
foreign affairs
امورخارجه
foreign aid
کمک خارجی
foreign bill
حواله ارز خارجی
foreign bill
برات ارزی
foreign reserves
ذخائر خارجی
foreign bill
برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
foreign currencies
اسعار
foreign currencies
پولهای خارجی
foreign currency
ارز
foreign particle
جسم خارجی
foreign exchange
ارز خارجی
foreign exchange
مبادله خارجی
foreign volunteer
آدم اجیر پولکی
foreign exchange
ارز
foreign volunteer
[سرباز]
مزدور
foreign nationals
اتباع خارجه
She has a foreign appearance.
ظاهرش خارجی بنظر می آید
foreign exchange
تعویض خارجی
foreign national
تبعه خارجی
foreign exchange
پول کشور خارجی
foreign national
ملیت خارجی
foreign exchange
پول خارجی
Foreign Office
وزارت امور خارجه
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
foreign exchange control
نظارت بر ارز
foreign exchange transaction
معاملات ارزی
foreign exchange market
بازار ارز
foreign exchange transactions
معاملات ارزی
Foreign residents in tehran.
خارجیان مقیم تهران
What foreign language do you speak ?
با کدام زبان خارجی آشناهستید ؟
rationing of foreign exchange
جیره بندی ارز خارجی
foreign trade multiplier
ضریب فزاینده بازرگانی خارجی
minister for foreign affairs
وزیر امور خارجه
inflow of foreign funds
ورود وجوه خارجی
balance of foreign trade
تراز تجارت خارجی
foreign exchange rate
نرخ ارز
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
foreign aid program
برنامه کمک خارجی
ministry of foreign affairs
وزارت امور خارجه
net foreign investment
خالص سرمایه گذاری خارجی
minister of foreign affairs
وزیر امور خارجه
foreign letter paper
کاغذ چاپاری نازک
inflow of foreign funds
ورودسرمایههای خارجی
committe of foreign exchange
کمیسیون ارز
To perfect oneself in a foreign language .
معلومات خودرا در یک زبان خارجی کامل کردن
secretary of state for foreign affairs
وزیرخارجه
secretary of state for foreign affairs
وزیر امور خارجه
This law wI'll be a disincentive to foreign investors.
این قانون باعث سردی سرمایه گذاران خارجی خواهد شد
policy
رویه
policy
بیمه نامه
policy
خط مشی روش
policy
خط مشی سیاستمداری
policy
مصلحت اندیشی
policy
کاردانی
policy
بیمه نامه ورقه بیمه
policy
سند معلق به انجام شرطی
policy
اداره یاحکومت کردن
policy
خط مشی
policy
سیاست
policy of d.
سیاست واگذاری اوضاع
policy
تدبیر
policy
مسلک سیاست
open policy
بیمه نامه قابل تغییر
policy dilemma
تناقض سیاست ها مشکل سیاستی
policy dilemma
معمای سیاستی
policy book
کتاب روشها
policy book
پرونده خط مشیها
outward looking policy
سیاست برون نگر
ostrich policy
سیاست خود فریبی
ostrich policy
رویه کبک
policy holder
دارنده بیمه
policy holder
دارنده بیمه نامه
policy implication
کابرد سیاستی
policy implication
کاربردسیاست اتخاذ شده در عمل
policy maker
سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
policy makers
سیاست گذاران
policy objectives
اهداف موردنظر
policy file
پرونده خط مشیها و دستورات
policy objectives
اهداف سیاستی
policy instrument
ابزار اجرای سیاست
policy of contianment
سیاست تحدیدی
time policy
بیمه نامه مدت دار
to a dapt a policy
رویهای اتخاذ کردن
to u. a policy of insurance
سند بیمه
to u. a policy of insurance
رابکسی دادن
underwrite policy
بیمه نامه را فهر نویسی کردن
unvalued policy
بیمه نامه ارزش گذاری نشده
valued policy
بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
voyage policy
قرارداد اجاره کشتی
voyage policy
بیمه کشتی در تمام مدت یک سفر
wage policy
سیاست دستمزد
wagering policy
بیمه قماری
endowment policy
بیمهی عمر
time policy
بیمه نامه دریایی با مدت محدود
the policy of the government
سیاست دولت
the policy of the government
رویه دولت
valued policy
بیمه نامه با ارزش معین
policy of contianment
سیاست بازدارندگی اعمال سیاستی که باعث تحدید و توقف اقدامات سیاسی کشور دیگری بشود
policy options
انتخابهای سیاستی
policy options
انتخابهای مورد نظر
pricing policy
سیاست قیمت گذاری
public policy
سیاست عمومی
re assurance policy
قرارداد بیمه اتکایی
social policy
سیاست اجتماعی
stabilization policy
سیاست تثبیت اقتصادی
stop go policy
سیاست تثبیت
stop go policy
توسعه
take out an insurance policy
قرارداد بیمه را منعقد کردن
tax policy
سیاست مالیاتی
policy of pandering
سیاست خودشیرین بودن
policy making
سیاست گذاری
commercial policy
سیاست بازرگانی
blanket policy
بیمه نامه جامع
development policy
سیاست توسعه
economic policy
سیاست اقتصادی
employment policy
سیاست اشتغال
evacuation policy
روش تخلیه پزشکی
evacuation policy
خط مشی اخراجات پزشکی
expansionary policy
سیاست انبساطی
financial policy
سیاست مالی
budgetary policy
سیاست بودجهای
blanket policy
بیمه نامه ایکه همه اقلام را در برمیگیرد
policy-making
سیاست گذاری
insurance policy
قرارداد بیمه
insurance policy
بیمه نامه
insurance policy
سند بیمه
agreed value policy
بیمه نامه با ارزش توافق شده
bearer policy
بیمه نامه بدون نام
blanket policy
بیمه نامه کلی
fiscal policy
سیاست مالی
fiscal policy
سیاست مالیاتی
open policy
بیمه نامه باز
income policy
سیاست مربوط به درامدها
national policy
سیاست ملی
national policy
خط مشی ملی
monetary policy
سیاست پولی
labour policy
سیاست استخدام کارکنان
land policy
سیاست اقتصادی مربوط به زمین
mixed policy
بیمه نامه مختلط
income policy
سیاست درامدی
health policy
سیاست بهداشتی
open policy
بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
floating policy
بیمه نامه متغیر
open policy
بیمه نامهای که جهت حمل مجموعههای متعدد تهیه میشود
honesty is the best policy
عین مصلحت در راستی ودرستی است
honesty is the best policy
راستی ودرستی بهترین رویه
anti development policy
سیاست ضد توسعه
anti inflationary policy
سیاست انقباضی
all risk insurance policy
بیمه نامه تمام خطر
scorched-earth policy
نابودکردنوازبینبردن
anti inflationary policy
ضد تورمی
agricultural support policy
سیاست حمایت از کشاورزی
open door policy
سیاست درهای باز
agricultural price policy
سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
active fiscal policy
منظوردخالت فعالانه دولت درارتباط با تغییر مالیاتها ومخارج
active fiscal policy
سیاست مالی فعال
The policy of balance of power.
سیاست موازنه قدرت
passive fiscal policy
سیاست مالی غیر فعال
tools of monetary policy
ابزار سیاست پولی
What does Main Street think of this policy?
بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
austere fiscal policy
سیاست مالی مضیق
begger my neighbour policy
سیاست فقیر کردن کشورهمسایه
discount rate policy
سیاست نرخ تنزیل
discretionary fiscal policy
سیاست مالی اختیاری
easy money policy
سیاست گشایش پول
import substitution policy
سیاست جانشینی واردات
scrap heap policy
رویه دورانداختن هر چیزی که نوی ان تمام شده باشد
expansionary fiscal policy
سیاست مالی انبساطی
pure monetary policy
سیاست پولی خالص
pure fiscal policy
سیاست مالی خالص
expansionary monetary policy
سیاست پولی انبساطی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com