English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
frequency changer crystal بلور تغییر دهنده بسامد
Search result with all words
crystal frequency changer efficiency بازده بلور تغییر دهنده بسامد
Other Matches
frequency changer تغییر دهنده بسامد
frequency changer مبدل فرکانس
conversion loss of frequency changer cry اتلاف بلور تغییر دهنده بسامد
changer وسیلهای که چیزی را با چیز دیگر جابجا میکند
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
changer تبدیل میکند
changer عوض کننده
changer تعویض کننده
changer کلید تبدیل
changer مبدل
changer صراف
changer تغییر دهنده
pole changer تغییردهنده قطبش
polarity changer تغییر دهنده قطبش
image changer مبدل تصویر
pole changer تعویض کننده قطب
sex changer وسیله مبدل اتصال نری به مادگی و برعکس
money changer صراف
aperture changer دهانهتعویض
gender changer وسیله تغییر اتصال مادگی به نری و برعکس
automatic record changer گرام خودکار
If things changer one day then … اگر روزی ورق برگردد آنوقت ...
channel changer [rare for: remote control] فرمان از دور
channel changer [rare for: remote control] کنترل از دور
channel changer [rare for: remote control] فرمان از راه دور
channel changer [rare for: remote control] کنترل از راه دور
channel changer [rare for: remote control] ریموت کنترل
crystal کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
crystal ماشین حسابها و صفحههای نمایش دیجیتال به کار می رود
crystal قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystal صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
crystal کریستال
crystal بلور
crystal شفاف
crystal زلال بلوری کردن
crystal بلور کوارتز
crystal plane سطح کریستالی
crystal pickup پیک اپ کریستالی
crystal pendant اویز
crystal pickup پیکاپ بلورین
colored crystal بلور سنگین
crystal set رادیوی ترانزیستوری
crystal set اشکارساز کریستالی
cast crystal بلور ریخته
crystal plane سطح بلوری
crystal lattice شبکه بلورین
crystal structure ساختار بلور
covalent crystal بلور کووالانسی
valence crystal بلور کووالانسی
crystal rectifier دو قطبی بلورین
crystal microphone میکروفون بلوری
crystal lattice شبکه بلور
crystal filter صافی بلورین
crystal lattice شبکه کریستالی
crystal lattice شبکه بلوری
crystal lattic شبکه کریستالی
crystal growth رشد بلور
crystal grain دانه بلوری
crystal glass بلور
crystal gazer ساحر یا جادوگر
crystal mixer ترکیب کننده دیودی
crystal oscillator نوسان ساز کریستالی
crystal energy انرژی بلور
crystal pulling بلور پردازی
crystal plane صفحه بلور
crystal allotropy چند شکلی بلور
crystal axis محور کریستال
crystal set گیرنده اشکارساز
crystal control تنظیم با بلور
crystal defect نقص بلور
crystal detector اشکارساز بلورین
crystal diode دیود بلوری
crystal diode دیود
crystal gazing بلور بینی
crystal system دستگاه بلور
crystal ball گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
molecular crystal بلور مولکولی
pizoelectric crystal کریستال پیزوالکتریک
quartz crystal بلور کوارتز
quasi crystal شبه بلور
rock crystal سنگ بلور
filter crystal کریستال صافی
single crystal تک بلور
mixed crystal کریستال امیخته
mixed crystal کریستال مخلوط
metal crystal بلور فلز
crystal balls انتن رادار
crystal balls گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
host crystal بلور زمینه
host crystal بلور میزبان
iceland crystal بلور ایسلند
ideal crystal کریستال ایده ال
crystal ball انتن رادار
ionic crystal بلور یونی
distorted crystal بلور واپیچیده
I cant do any crystal – gazing . علم غیب که ندارم
crystal clear واضح-مبرهن
crystal water اب تبلور
crystal drop اشککریستالی
crystal button ریسهکریستالی
x cut crystal کریستالی که عمود بر محورایکس و بموازات محور سوم بریده شده است
crystal rectifier دیود
as clear as crystal <idiom> مثل اشک چشم [زلال]
atomic crystal بلور اتمی
detecting crystal بلور اشکارساز
monovalent crystal بلور تک والانسی
crystal transducer مبدل
liquid crystal کریستال مایع
crystal transducer کریستالی
inert gas crystal بلور گازهای بی اثر
crystal video rectifier یکسوکننده بلورین ویدئو
burnout of a crystal rectifier سوختن یکسوکننده دیودی
hexagonal crystal system سیستم کریستال شش گوش
noble gas crystal بلور گازهای بی اثر
interplanar crystal spacing فاصله بین صفحهای
liquid-crystal display نمایشکریستالمایع
liquid crystal displays کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid crystal displays صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
crystal field theory نظریه میدان بلور
liquid crystal display صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
crystal ball stopper گلوله بلوری شیشه لیموناد
liquid crystal display کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
crystal growth affinity رشد خواهی بلور
current sensitivity of a crystal rectifi حساسیت یکسوکننده بلورین
How was I supposed to know . After all I didnt have a crystal ball. مگر کف دستم را بو کرده بودم.
electrostatic crystal field theory نظریه الکتروستاتیکی میدان بلور
crystal field stabilization energy انرژی پایداری میدان بلور
liquid crystal display colour pigmented صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
frequency تواتر
frequency تعداد پریودها پریودیسیته وفور
frequency فراوانی تردد
frequency زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency بسامد
frequency تکرار
frequency فرکانس تناوب
frequency فراوانی
frequency کثرت وقوع
frequency فرکانس
frequency تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
frequency فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
frequency انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequency تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
It stickd out a mile. It is crystal clear . It is as clear as daylight. مثل روز روشن است ( پرواضح است )
group frequency بسامد گروهی
high frequency پربسامد
frequency tripler دستگاه سه برابرکننده فرکانس
high frequency دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
frequency triplication تریپلاژ فرکانس
ultrahigh frequency فرکانس فوق العاده زیاد
frequency tuning تنظیم فرکانس
frequency variation تغییر یا نوسان فرکانس
fundamental frequency بسامد اصلی
ultrahigh frequency بسامد ماوراء زیاد
industrial frequency فرکانس صنعتی
high frequency بسامد بالا
impluse frequency فرکانس ضربان
impluse frequency فرکانس پولز
impluse frequency فرکانس پالس
image frequency فرکانس تصویر
vibrational frequency بسامد ارتعاش
idle frequency فرکانس بی باری
very low frequency فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
very high frequency فرکانس خیلی زیاد
hum frequency فرکانس اغتشاشات صوتی
ultrahigh frequency ابرفرکانس
threshold frequency بسامد استانه
high frequency فرکانس بالا
high frequency فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
frequency transformer مبدل یا ترانسفورماتورفرکانس
frequency tolerance میزان تغییر مجاز فرکانس
frequency table جدول بسامد
frequency relay رله سلکتیو
frequency regulator رگولاتور فرکانس
frequency region ناحیه فرکانس
frequency region حیطه فرکانس
frequency recorder ضباط فرکانس
frequency recorder ثبات فرکانس
frequency range محدوده فرکانس نامی
frequency range حیطه فرکانس نامی
frequency polygon نمودار چند ضلعی بسامد
frequency plan طرح فرکانس
frequency parameter پارامتر فرکانس
frequency of vibration تکرار ارتعاش
frequency resistering ثبت و ضبط فرکانس
frequency respone پاسخ فرکانس
frequency synthesizer ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
frequency standard استاندارد فرکانس
frequency stabilizer پایدارکننده فرکانس
frequency stabilization پایدار نمودن فرکانس
frequency stability پایداری فرکانس
frequency spectrum بیناب فرکانس
frequency spectrum طیف فرکانس
frequency sweep انحراف یا شیفت فرکانس
frequency shift انحراف یا شیفت فرکانس
frequency separation جداسازی فرکانس
frequency response خم دامنه- بسامد
frequency response واکنش بسامدی
frequency of resonance فرکانس رزونانس
inermediate frequency بسامد واسطه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com