English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (6 milliseconds)
English Persian
galley slave غلام پاروزن
galley slave مزدور زحمتکش
galley slave غلام
Other Matches
galley اشپزخانه کشتی
galley اشپزخانه
galley کشتی پارویی یا بادبانی قرون وسطی
galley رانکا رامکا
galley نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
galley اشپزخانه قایق
galley west رو بویرانی
galley proof نمونه ستونی مطالب چاپی که هنوز صفحه بندی نشده
galley west بویرانی
galley west ویران
galley west درهم وبرهم
slave مملوک
slave پیرو
slave صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slave غلامی کردن
slave زرخرید اسیر
slave برده
slave بنده
slave غلام
slave محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
slave ترمینالی که با کامپیوتر اصلی یا ترمینال کنترل شود
slave پردازنده مخصوص که با پردازنده اصلی کنترل میشود
slave بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slave کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slave سخت کارکردن
negro slave کاکا
negro slave غلام زنگی
negro slave غلام سیاه
slave ant مورچه کارگر
slave computer کامپیوتر برده
slave holder زرخرید
slave merchant برده فروش
slave mode حالت پیرو یا برده
white slave استفاده از زن برای فحشاء تجارت ناموس
slave labour بردهداری
To emancipate a slave. برده ای را آزاد کردن
slave holder دار
female slave جاریه
slave drivers نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
slave trade برده فروشی
slave driver نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
master slave ارباب و برده
female slave کنیز
slave station ایستگاه فرعی
escaped slave عبد ابق
escaped slave برده فراری
female slave with a child ام ولد
master slave system سیستم ارباب و برده
master slave manipulator یک شانه
female slave with a child master her from child witha
male slave or servant غلام
master slave system سیستم راهبر پیرو
master slave manipulator بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
previous master of a liberated slave معتق
master slave computer system یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
To work like a horse ( dog, slave ) . مثل خر کا رکردن
A slave bought with money is more free than he who. <proverb> بنده زر خرید آزادتر از بنده شکم است .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com