Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
game keeper
قرق چی
game keeper
قرق چی میدان
Other Matches
keeper
محافظ
keeper
تورزیر اب حلقه چرمی وصل به تسمه تفنگ
keeper
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keeper
دروازه بان
keeper
نگهدار
keeper
بازرس
keeper
حافظ
keeper
نگهبان
bee-keeper
زنبور پرور
gate keeper
دروازه بان
keeper ring
حلقهنگهدارنده
wicket-keeper
عقبدار
cow keeper
گاودار
book keeper
دفتردار
magnet keeper
حفاظ اهنربا
bath keeper
حمامی
bath keeper
گرمابه دار
wicket-keeper
دروازهبان
door keeper
دربان
file keeper
بایگان
meat keeper
جاگوشتی
time keeper
وقت نگه دار
bee-keeper
زنبوردار
bee-keeper
متصدی نگهداری از زنبور عسل
time keeper
وقت نگهدار
time keeper
متصدی ثبت اوقات کار
time keeper
متصدی اوقات
range keeper
محاسب توپ
range keeper
محاسب مسافت توپ
score keeper
منشی
shop keeper
دکان دار
shop keeper
صاحب دکان
time keeper
متصدی اوقات کار
keeper of magnet
حفاظ اهنربا
goal keeper
دروازه بان
keeper of a seal
مهر دار
penalty time keeper
حساب نگهدار پنالتیهاو مدت اخراج بازیگران
goal keeper line
خط دروازه بان
aviation sotre keeper
انبار دار قسمت هواپیمایی
keeper
[protector]
[presever]
نگاهدار
[محافظ ]
changing the goal keeper
تعویض دروازه بان
game keep
شکاربان
game keep
قرق چی
game keep
پاسبان شکار
game and game
یکدست ویکدست
game and game
یک بیک
the best game out
بهترین بازیکه تاکنون پیداشده است
the game is up
بازی تمام شد
the game is up
بازی باخت
i was very u. at that game
خیلی در ان بازی بد اوردم
the game is on
بازی دایر است
game
دست انداختن
game
اتصالی که joystick را به کامپیوتر وصل میکند
game
تفریح کردن
game
اهل حال
game
سرحال
game
وسیلهای که در دست قرار می گیرد تا نشانگر یا تصویر گرافیکی را در بازی کامپیوتری حرکت دهد
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
game
joystick و آداپتور نمایش فقط برای بازی کردن
game
کامپیوتر مخصوص
game
شکار
game
سرگرمی دوربازی بازی کردن
game
شکار گرفته شده
game
چلاق
game
معیوب
game
شوخی
game
بازی کامپبیوتری با نرم افزار مخصوص
game
آنچه برای لذت و آرامش بازی شود
name of the game
<idiom>
قسمت اصلی یک موضوع
game
یک دوربازی
game
مسابقه
game
جانور شکاری
game
بازی
game
مسابقههای ورزشی
game
هرنوع ورزش بامقررات
game
سرگرمی شکار
to game away one's money
درقمارپول ازدست دادن
to kill game
شکارزدن
to die game
مردانه جان دادن
to make game of
دست انداختن
skin game
قمار از روی تقلب
skin game
تقلب درقمار
skin game
فریبکاری
suspension of the game
تعویق و تاخیر بازی
stoppage of the game
توقف بازی
three knights' game
بازی سه اسب
a whole new ball game
<idiom>
یک ماجرای کاملا متفاوت
fair game
طعمهی حاضر و آماده
spanish game
بازی شطرنج اسپانیایی روی لوپس
small game
پرندگان و حیوانات کوچک که برای تفریح شکار می شوند
small game
پرندگان وپستانداران شکاری کوچک
team game
بازی گروهی
to make game of
مسخره کردن ریشخند کردن
ball game
شرایط وضعیت
parlour game
بازیخانوادگیمثلبازیباکلمات
board game
بازی روی تخته
fair game
شکار مجاز
fair game
شکار قانونی
a game of chess
یک مسابقه شطرنج
fair game
آماج روا
Now that you're here, it's a whole new ball game.
حالا که اینجایی قضیه خیلی فرق می کند.
fair game
دست انداختنی
fair game
مسخره کردنی
football game
بازی فوتبال
waiting game
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب
Do you know how to play this game ?
این بازی رابلد هستید ؟
ball game
هماورد
ball game
مسابقه
ball game
گوبازی
to play the game
رعایت قانون راکردن باشرافت رفتارکردن
to spoil ones game
نقشه یاکارکسیراخراب کردن
two pawns game
بازی دو پیاده در سیستم روسی در دفاع گرونفلد
two person game
بازی دو نفره در تئوری بازیها
upland game
پرندگان و حیوانات کوچم شکاری در ارتفاعات
vienna game
بازی وینی شطرنج
war game
جنگ ازمون
war game
مانورنظامی عملیات جنگی اموزشی
war game
اجرای بازی جنگ
war game
بازی جنگ کردن
war game
بازی جنگ
fair game
<idiom>
موضوع تهاجم
zero sum game
بازی با جمع صفر در تئوری بازیها
ball game
ورزش یا بازی با توپ
game cartridge
محلورودیبازی
big game
شکار حیوانات بزرگ
game bag
خرجین شکاری
game bird
یک امتیاز
game bird
پرنده موردنظر درشکار
game clock
ساعت ورزشگاه
game cock
خروس جنگی
game cycle
دوره بازی
game cycle
دورههای عملیاتی بازی جنگ
game fish
ماهی مجاز برای صیادی
game fish
ماهی موردنظر
game fowl
مرغ شکاری
game fowl
خروس جنگی
game law
قانون شکار
game management
شکارداری
game management
شکاربانی
game of chance
بازی قمار
four knight's game
بازی چهار اسب
four handed game
بازی چهارنفره
exhibition game
بازی نمایشی به نفع خیریه
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
power game
بازی قدرتی
video game
بازی دیدنی
acrade game
نوعی بازی تصویری کامپیوتری که توسط ماشین هایی با سکه پول کار می کنند
adventure game
بازی کامپیوتری که در آن کاربر در یک میدان خیالی قهرمان است و باید از موقعیتهای مختلف خط رناک عبور کند
arcade game
بازی پیشرفتهای که روی یک ماشین در محل عمومی انجام میشود
baseline game
بازی در انتهای زمین تنیس
centre game
بازی مرکزی
choose up game
بازی غیررسمی
closed game
بازی بسته
complete game
یک بازی کامل از طرف توپزن
computer game
بازی کامپیوتری
crampet game
بازی شطرنج
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
enter the game
وارد بازی شدن
game plan
استراتژی بازی
ground game
روش استفاده از مانور دویدن
passing game
حمله با استفاده از پاس به جلو
italian game
بازی شطرنج ایتالیایی جوئوکو پیانو
open game
بازی باز شطرنج
game fowl
نژاد خروس جنگی
laws of the game
مقررات مسابقه
long game
بازی با لزوم ضربههای طولانی
losing game
بازی که باخت ان حتمی مینماید و خلق بازیکن را تنگ میکند
middle game
وسط بازی
off hand game
بازی غیررسمی
shell game
گردو بازی
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
hard game
بازی دشوار
perfect game
یک سری بازی بولینگ با 21استرایک
perfect game
باحداکثر 003 امتیاز
game playing
playing computerizedgame
short game
ضرورت کنترل ضربههای کوتاه
shell game
قمار با گردو
game ball
توپ بازی
game point
امتیاز پایانی
game theory
نظریه بازیها
game theory
این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
game theory
نظریه بازی
game theory
تئوری بازی
off hand game
بازی جنبی
scotch four knights' game
بازی چهاراسب اسکاتلندی شطرنج
semi open game
بازی شطرنج نیمه باز
to deal out
[card game]
کارت دادن
[ورق بازی]
Shall we play a game of cards?
یک مسابقه ورق با هم بازی بکنیم؟
queen's pawn game
بازی پیاده وزیر شطرنج
pre game drills
تمرینهای قبل از اغاز مسابقه
big game reel
قرقره صید ماهیهای بزرگ
two person zero sum game
در تئوری بازیها
game misconduct penalty
01 دقیقه اخراج بازیگرخطاکار
to play a poor game
ناشی بودن مهارت نداشتن
to play a poor game
بدبازی کردن
video game machine
ماشین بازی تصویری
half giuoco game
بازی نیمه جوئوکو شطرنج
to fly at a higher game
همت برچیزعالی ترگماشتن
two person zero sum game
بازی دو نفره با مجموع صفر
this game is proper to spring
این بازی مخصوص بهار است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com