English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
English Persian
generalized planning برنامه ریزی تعمیم یافته
Other Matches
generalized تعمیم یافته
generalized کلی
generalized function تابع تعمیم یافته [ریاضی]
generalized force نیروی تعمیم یافته
generalized force نیروی کلی
generalized seizure حمله صرعی فراگیر
generalized coordinates مختصات تعمیم یافته
generalized routine روال کلی
generalized reinforcer تقویت کننده تعمیم یافته
generalized routine روال تعمیم یافته
generalized function توزیع [ریاضی]
generalized anxiety disorder اختلال اضطراب فراگیر
generalized inhibitory potential پتانسیل بازداشتی تعمیم یافته
planning طراحی
planning نقشه کشی
planning طرح ریزی
overall planning برنامه ریزی کلی
planning <adj.> برنامه ریزی
planning سازماندهی نحوه انجام کاری
planning طرحریزی طرح نقشه
planning زمینه سازی
planning cycle دوره برنامه ریزی
national planning برنامه ریزی ملی
optimal planning برنامه ریزی بهینه
optimal planning برنامه ریزی مطلوب
financial planning برنامه ریزی مالی
planning comission هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
planning guidance راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
planning factor معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning directive دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
planning horizon افق برنامه ریزی
planning horizon مدت برنامه ریزی
state planning برنامه ریزی دولتی
spatial planning امایش سرزمین
social planning برنامه ریزی اجتماعی
sectoral planning برنامه ریزی بخشی
rural planning برنامه ریزی روستائی
regional planning برنامه ریزی منطقهای
project planning نقشه کشی ساختمان
product planning برنامه ریزی محصولات
production planning برنامه ریزی تولید
population planning برنامه ریزی جمعیت
planning system نظام برنامه ریزی
planning staff ستاد طرح ریزی کننده
planning principles اصول برنامه ریزی
planning organization سازمان برنامه
planning model الگوی برنامه ریزی
system planning طرح ریزی سیستم
corporate planning برنامه ریزی شرکت
educational planning برنامه ریزی اموزشی
economic planning برنامه ریزی اقتصادی
career planning طرح ریزی تهیه تخصصهای نظامی
directive planning برنامه ریزی هدایت شده
development planning برنامه ریزی توسعه
decentralized planning برنامه ریزی غیر متمرکز
centeralized planning برنامه ریزی متمرکز
central planning برنامه ریزی مرکزی
consolidated planning برنامه ریزی تلفیقی
comprehensive planning برنامه ریزی جامع
career planning طرح ریزی مشاغل
centralized planning برنامه ریزی متمرکز
town planning شهرسازی
planning permission اجازه عمران و ابادی اراضی
family planning برنامه ریزی خانواده
family planning تنظیم خانواده
manpower planning برنامه ریزی نیروی انسانی
adhoc planning برنامه ریزی روزمره
agricultural planning برنامه ریزی کشاورزی
imperative planning برنامه ریزی اجباری
fire planning طرح ریزی کردن اتش
fire planning طرح ریزی اتش
short run planning برنامه ریزی کوتاه مدت
basic planning guide راهنمای اولیه طرح ریزی
central planning team تیم طرح ریزی مرکزی
production resource planning برنامه ریزی منابع تولید
military planning process مراحل طرح ریزی نظامی
medium term planning برنامه ریزی میان مدت
materials requirements planning برنامه ریزی مواد مورد نیاز
material requirements planning برنامه ریزی نیازمندیهای کالا
long run planning برنامه ریزی بلند مدت
inter sectoral planning برنامه ریزی بین بخشی
financial planning system سیستم برنامه ریزی مالی
family planning programs برنامههای تنظیم خانواده
planning programming budgetting نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
multi level planning برنامه ریزی چند سطحی
production planning and control برنامه ریزی و کنترل تولید
planning programming budgetting system
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com