English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (9 milliseconds)
English Persian
genetic information اطلاعات وراثتی
Other Matches
genetic ژنتیکی
genetic ارثی
genetic پیدایشی
genetic تکوینی
genetic وابسته به پیدایش یا اصل هر چیز مربوط به تولید و وراثت
genetic ژنی
genetic psychology روانشناسی تکوینی روانشناسی ژنتیکی
genetic endowment موهبت ارثی
genetic endowment ساز و برگ ارثی
genetic counseling مشاوره ژنتیکی
genetic analysis بررسی ژن [پزشکی] [زیست شناسی]
genetic fingerprinting آزمایشتشخیصهویتبوسیلهمولکولDNA
genetic engineering مهندسی ژنتیک
genetic screen بررسی ژن [پزشکی] [زیست شناسی]
genetic analysis بررسی ژنتیکی [پزشکی] [زیست شناسی]
genetic screen بررسی ژنتیکی [پزشکی] [زیست شناسی]
genetic engineering مهندسی زاد شناختی
asking for information استعلام
information [on] about somebody] [something] داده ها [در باره کسی یا چیزی]
information [on] about somebody] [something] معلومات [در باره کسی یا چیزی]
information [on] about somebody] [something] خبر [در باره کسی یا چیزی]
Where can I get information? از کجا می توانم بپرسم؟
further information آگاهی بیشتر
for your information برای اگاهی شما
information [on] about somebody] [something] آگاهی [در باره کسی یا چیزی]
information داده پردازش شده و مرتب شده برای تامین قواعد با معنی
information اطلاع دادن
information تهمت
information اتهام
information سوابق
information معلومات
information اطلاع
information اخبار
information مفروضات اطلاعات
information معلومات اگاهگان
information پرسشگاه
information استخبار خبر رسانی
information اطلاعات
information اگاهی
information خبر
information اعلام جرم صادره از ناحیه مامورتعقیب
information نمایش اطلاعات روی وسله خارجی
information دانش نمایش داده شده به شخص به صورتی که قابل فهم باشد
information معلومات معیطات
information داده ها
false information خبر نادرست
redundant information یک پیام بیان شده به روشی که اساس اطلاعات بطرق گوناگون یافت میشود
public information اطلاعات مورد نیاز عامه مردم وافکار عمومی
information office دفتر اطلاعات
public information اطلاعات عمومی
perfect information اطلاعات کامل
ministry of information وزارت اطلاعات
Ministry of Information . وزارت اطلاعات
market information اطلاعات و دادههای بازار
stationary information اطلاعات لایتغیر
information desk میز اطلاعات
Where is the information desk? میز اطلاعات کجاست؟
information console کنسولاطلاعاتی
wrong information اطلاعات نادرست
troop information مرکزاطلاعات پادگان پست اطلاعات پادگان
troop information برنامه اگاه سازی
information counter جایگاهاطلاعات
to dig for information جویای خبرشدن
to dig for information خبرجویی کردن
teachnical information اطلاعات فنی مربوط به یک وسیله
information sheet برگه اطلاعات
false information اطلاعات نادرست
a few scraps of information یک خرده اطلاعات [ناکافی]
hidden information اطلاعات پنهان کرده
to gather information [about; on] جمع آوری کردن اطلاعات [در مورد]
[pieces of] information اطلاعات
We would appreciate it if you could provide us with some information about ... ما سپاسگزار می شویم اگر اطلاعاتی در باره ... به ما ارائه کنید.
leakage of information نشت اطلاعات
to fish for information <idiom> یک دستی زدن به کسی [اصطلاح روزمره]
to pump somebody for information <idiom> یک دستی زدن به کسی [اصطلاح روزمره]
pieces of information چندها تکه اطلاعات
a piece of information یک تکه اطلاع
Please send me information on ... خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
information on demand اطلاعات با تقاضا
oral information اطلاعات گفتاری [شفاهی]
spatial information اطلاعات فضایی [فاصله ای]
spacial information اطلاعات فضایی [فاصله ای]
information explosion انفجار اطلاعات
information program اگاه سازی برنامه اطلاعات
information providers تهیه کنندگان اطلاعات
flow of information گردش اطلاعات
information technology تکنولوژی اطلاعات
information retrieval بازیابی اطلاعات
information center مرکز جمع اوری اطلاعات
information revolution تحول اطلاعات
information routing مسیریابی اطلاعاتی
information science علم اطلاعات
information science علوم اگاهی علوم اطلاعاتی
derived information اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
information service خدمت اطلاعاتی
information service سرویس اطلاعاتی
information program برنامه اگاه سازی
information center مرکز اطلاعات
information flow روانه خبر
information hiding یک مفهوم طراحی نرم افزاری که هدف ان کاهش اثرات متقابل بین قسمتهای یک برنامه است
information capacity فرفیت خبری
information networks شبکههای اطلاعاتی
information bureau مرکز جمع اوری اطلاعات
information processing تقویم اخبار
information bureau دفتر اطلاعات
information processing نتیجه گیری ازاخبار
information box قسمت یا کادر حامل اطلاعات مربوط به عکس هوایی
information processing پردازش اطلاعات
information bits بیتهای اطلاعاتی
information banks بانکهای اطلاعاتی
information approach روش کسب اطلاعات
information service خدمات اطلاعات
defense information اطلاعات دفاعی
defense information اطلاعات نظامی
lay an information against someone بر علیه کسی اعلام جرم کردن
information transmission انتقال اطلاعات
information theory نظریه اطلاعات
lay an information against some one نسبت به کسی اعلام جرم کردن
information theory نظریه خبر
information theory نظریه اگاهی
information test ازمون معلومات
input information اطلاعات اولیه
information system سیستم اطلاعات
information system سیستم اطلاعاتی
inside information اطلاعاتی که بمردمان بیرون داده میشود
input information اطلاعات ورودی
information source منبع اطلاعات
information utility utility computer
information unit واحد اطلاعات
association in information systems انجمن متخصصین سیستمهای اطلاعاتی
association in information systems professionals
aeronautical information overprint اطلاعات حاشیهای نقشه ناوبری هوایی
action information center مرکزاطلاعات تاکتیکی
to give [provide] somebody [some] information به کسی آگاهی دادن
computer information system سیستم اطلاعات کامپیوتری
command information program برنامه اطلاعاتی یکان برنامه اگاه سازی یکان
essential elements of information عناصر اصلی اخبار
combat information center اطاق عملیات
essential elements of information عناصراصلی اطلاعات
freedom of information act قانون فدرالی که به شهروندان عادی اجازه میدهد تا به اطلاعاتی که توسط نمایندگی فدرالی جمع اوری شده است دسترسی یابند
general information data اطلاعات و امار عمومی
action information center مرکز اخبار تاکتیکی
combat information center مرکز اطلاعات رزمی
central information file سیستم اصلی ذخیره داده
executive information system نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
information and storage and retrieval ذخیره و بازیابی اطلاعات
To obtain first-hand information . خبر دست اول کسب کردن
In regard to the proposed changes I think we need more information. در مورد تغییرات پیشنهاد شده من فکر می کنم ما به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.
office information system سیستم اطلاعات اداری
To glean information . To nose around . سر وگوش آب دادن
on line information service سرویس اطلاعاتی مستقیم
information storage and retrieval بازیابی و ذخیره سازی اطلاعات
flight information board تابلواطلاعاتپرواز
to broad cast information خبری که درهمه جا منتشرشود
target information center مرکز اطلاعات هدف
target information center مرکز جمع اوری اطلاعات هدفها
survey information center مرکز اطلاعات نقشه برداری در توپخانه لشکری یا سپاه
personal information manager برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
It would not be proper for me to give you that information. درست نیست که من این اطلاعات را به شما بدهم.
information management system سیستم مدیریت اطلاعات
management information system سیستم مدیریت اطلاعات
management information system نرم افزاری که به مدیران شرکت امکان دستیابی و بررسی داده را میدهد
information processing carriculum دوره پردازش اطلاعات
information retrieval system سیستم بازیابی اطلاعات
information processing center مرکز پردازش اطلاعات
information processing machine computer
information processing systems نظامهای خبرپردازی
information resource management مدیریت منبع اطلاعات
to pass on [information or news] به بقیه اطلاع دادن
machine readable information اطلاعات خواندنی توسط کامپیوتر
automatic terminal information service ارسال مداوم اطلاعات غیرکنترلی ثبت شده در مناطق ترمینالهای دذارای ترافیک سنگین
national crime information center شبکه کامپیوتری FBI که مربوط به جرائم رخ داده درسراسر ایالات متحده امریکا میباشد
american civilian internee information قسمت اطلاعات مربوط به غیرنظامیان بازگشته ازسرزمین دشمن به امریکا
biographical information blank form فرم پر نشده بیوگرافی افراد
civilian internee information bureau دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
canadian information processing society انجمن کانادایی پردازش اطلاعات
To try to pick up some information . to nose around. To pry about . سر وگوشی آب دادن
dow jones information service سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
American Standard Code for Information Interchange کدی که حروف الفبا عددی را به صورت کد دودویی بیان میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com