English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
green meat گوشت کهنه
green meat سبزی
green meat گیاه خوراکی
Other Matches
meat غذای اصلی
at meat سر خوراک یا غذا
meat شام
meat غذا ناهار
meat خوراک
meat گوشت
meat thermometer قاشقهایاندازهگیری
How do I notice when the meat is off? چگونه می توانم متوجه شوم که گوشت فاسد شده است؟
meat and drink لذت
meat safe قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
white meat فرآوردهی شیری پنیر
baked meat نان شیرینی
baked meat شیرینی اردی غذای پخته
meat fly مگس گوشت
broiled meat گوشت سرخ کرده
meat safe قفسه توری
meat tea چایی یا عصرانه با گوشت
preserved meat قرمه
preserved meat گوشت
to abstain from meat ازگوشت خوردن خوداری کردن
meat keeper جاگوشتی
cure meat نمک سود کردن مواد غذایی
to carven meat گوشت رادرسرسفره خردکردن
to chop meat گوشت خردکردن یاقیمه کدرن
to abstain from meat ازگوشت پرهیزکردن
red meat گوشت گاووگوسفند
leal meat گوشت لخم
meat offering پیشکشی اردی
meat and drink سور
meat and drink خوشی
meat offering هدیه اردی
luncheon meat گوشت ساندویچی
luncheon meat گوشت پخته و آماده
luncheon meat گوشت پیش آماد
white meat گوشت سفید
white meat کره
white meat لبنیات
to get a meat for a bird برای مرغی جفت پیدا کردن
to powder meat نمک یا ادویه بگوشت زدن
Be careful not to burn the meat . مواظب باش گوشت رانسوزانی
to souse a meat or fish درترشی گذاشتن گوشت یاماهی
Frozen meat ( food ) . گوشت ( غذای ) یخ زده
flies blow meat حشرات روی گوشت تخم میگذارند
meat grinder [American] چرخ گوشت [غذا و آشپزخانه]
The fire is fit to roast the meat. این آتش برای کباب کردن گوشت مناسب است
green چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
green ترو تازه نارس
green سبزه چمن
green معتدل
green بی تجربه
green سبز کردن
green سبزشدن
green سبزیجات
green PC رایانه زیست بوم دوستانه
green تازه
green <idiom>
green رنگ سبز
green PC رایانه سبز
green سبز
green خرم
through the green منطقه قابل استفاده در بازی گلف
village green میدان دهکده
malachite green سبز مالاشیت
Green Berets سبز کلاهان
mead green سبز چمنی
to incline to green یا مایل بودن
olive green رنگ سبز زیتونی روشن
pea green زرد مایل بسبز
pea green سبز نخودی
pomona green رنگ سبزو زردامیخته بهم که زردی ان بیشترنمایان باشد
sap green رنگ زرد مایل به سبز سیر
sea green رنگ سبز مایل بابی
green onion پیازچه
pace of the green سرعت گوی
to incline to green بسیبزی زدن
green card کارت سبز
green cards کارت سبز
Light green. رنگ سبز روشن
Dear Mr. Green . آقای گرین عزیز ( محترم )
By the green grass . کنار چمن های سبز وخرم
green thumb <idiom>
green with envy <idiom>
green with envy از حسادت ترکیدن
as green as grass <idiom> کم تجربه و ناشی
deep green رنگ سبز تند و تیره
prophet's green رنگ سبز نبی [این رنگ از ترکیب رنگ نیل یا همان رنگ آبی با رنگینه های زرد بدست آمده از گیاهان بوجود می آید و آنرا به رنگ اولین پرچم اسلام و یا گنبد حضرت خاتم الانبیا نسبت می دهند.]
Green architecture معماری سبز
Green architecture [ساختمان با محوطه هایی با مناظر بدیع]
green roof [سقف ساختمان تزئین شده با گیاهان]
green beans لوبیا سبز
to turn green سبز رنگ شدن
green salad سالادسبز
Green Party حزبسبز - حزبیکهبرایحفافتازمحیطزیستتلاشمیکند
green pepper فلفل سبز
green peppers فلفل سبز
Green Beret تکاور - کماندو
green ball توپسبز
green beam شعلهیسبز
green cabbage کلمسبز
green peas نخودفرنگی
green russula نوعیقارچسبز
green space فضایسبز
green walnut گردویتازه
practice green شروعبهسبزشدن
bottle green سبزپررنگ
green stool مدفوع سبز رنگ [پزشکی]
green fingers متبحردرپرورشگیاهانوسبزیجات
Green Paper برگهنظرخواهی
green jaundice سبزی
green crop علیق سبز
green crop علف تازه
green corn ذرت هندی که نارس بکار طبخ میاید
green concrete بتن تر
green concrete بتن تازه
Green Book مشخصات رسمی استاندارد I-CD که توسط Philips منتشر شد
green bone نیزه ماهی
green blind نابینادربرابر رنگ سبز سبزکور
green dragon ارن
green dragon فیل گوش
green house گرمخانه
green house گلخانه
green gun لوله پرتاب سبز
green flag پرچم ازاد بودن مسیر مسابقه اتومبیلرانی
green eyed حسود
green eye حسد
green eye رشک
green dragon درافیون
green dragon لوف کبیر
green bice رنگ سبزی که از لاجوردوزرنیخ زرد درست شده باشد
green bean لوبیای سبز
green concrete بتن تازه ریخته شده
bowling green چمن مخصوص بازی با گوی چوبی
pea-green سبز نخودی
green belts کمربند سبز
green belt کمربند سبز
green revolution انقلاب سبز
putting green قسمت چمن نرم که در اخرهر بخش سوراخ در ان قراردارد
putting green چمن سبز نزدیک محل سوراخ گلف
almond green رنگ مغز پستهای
bromocresol green سبز برموکرزول
green alga جلبک سبز
grass green رنگ سبز چمنی
forest green رنگ سبز تیره مایل بزرد
forest green سبز زیتونی
emerald green سبززمردی
emerald green زمردین
emerald green زمردی
drive the green با یک ضربه گوی را از نقطه اغاز به چمن نرم رساندن
dark green سبزسیر
green light چراغ سمت راست
long green دلار کاغذی پشت سبز
green turtle لاک پشت دریایی که تخمها وگوشت ان خوراکی است
green thumbed کسیکه در پرورش گیاهان شانس و استعدادخوبی دارد
green tea چایی سبز
green tea چای سبز
green thumb استعداد و قدرت فوق العاده درپروراندن گیاهان
green stuff سبزیجات
green stuff سبزی
green stick شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
green vegetable سبزی خوراکی
green vitriol زاج سبز
long green اسکناس پشت سبز
kendal green پارچه پشمی سبزرنگ
jade green رنک سبزمایل به ابی
jade green رنگ سبز یشمی
in the green tree خوشبخت
in the green tree سرسبز
green wood چوب تر
in the green tree بخت سبز
green soap صابون ملایمی که ازروغنهای گیاهی تهیه میشود
green sand ماسه تر
green pea نخود اتابکی
green run اولین گردش موتور نو یا تازه تعمیر
green pea نخود سبز
green room انتظارگاه یاخلوتگاه بازیگران
green old wound زخم تازه
green old wound زخمی که گوشت نوبالانیاورده باشد
green old age پیری باتندرستی وزنده دلی
green phosphor فسفری که برای پوشش صفحات تک رنگ بسیار استفاده میشود. که حروف سبز را روی پشت صفحه سیاه نشان میدهد
green mold کفک سبز
green manure گیاهانی نظیر شبدرکه جهت تقویت زمین کشت میشوند
green jaundice یرقان سبز
green peak دارکوب سبز
to paint adoor green رنگ سبز بدری زدن
crown green bowls بولینگ بین دو بازیگر در چمن وسیع
give someone the green light چراغ سبز نشان دادن
all nature looked green همه جا سبز بود
yellow green alga جلبک دارای رنگدانه زرد تا سبز
moss green color رنگ سبز ماشی
moss green color سبز جلبکی
green mountain boy مرد بومی یا ساکن ورمونت
to paint adoor green دری را رنگ سبز زدن
red, green, blue سیستم نمایش قوی که از سه سیگنال ورودی مجزا برای کنترل اشعههای قرمزوسبزوابی استفاده میکند
green barley for fodder خصیل
give someone the green light <idiom> اجازه ادامه به کار رادادن
red, green, blue سه اشعه تصویردرتلویزیون رنگی
green sand molding قالب ریزی تر
green sand mold قالب تر
red green blindness رنگ کوری سبز- قرمز
This painting has a green background. زمینه این تابلو سبز است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com