English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
group mark نشان گروه
group mark علامت گروه
Other Matches
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group شیعه
group حزب
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group دسته بندی کردن
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group جمع کردن چندین وسیله با هم
t group گروه حساسیت اموزی
t group گروه T
in group گروه خودی
out group برون گروه
we group گروه خودی
group جمع اوری چندین چیز با هم
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group انجمن
group دسته دسته کردن
group دسته
group گروه
group جمعیت گروه بندی کردن
group جمع شدن
group گروه رزمی
group ناوگروه
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
mark علامت روی صفحه که نشان دهنده چیزی است
mark سیگنال ارسالی که نشان دهنده یک منط قی یا درست است
mark علامت گذاری روی چیزی
mark نشان
mark-down قیمت کالا را به منظور فروش پایین اوردن
mark وسیلهای که داده را کارتهای مخصوص که حاوی علامت هدایت یا مغناطیسی است می خواند
mark کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
mark نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
mark قرار دادن نشانه بلاک در ابتدا و انتهای بلاک متن
mark بعنوان سیگنال استفاده میکند
mark ایه
mark مارک
mark کد ارسالی در وضعیته که از علامت و فضای خالی
mark-up سود توزیع کننده
mark up سود توزیع کننده کالا
mark up افزایش قیمت
mark up نرخ فروش را بالا بردن افزایش نرخ اجناس
mark off خط کشیدن
mark mark اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
below the mark پایین تر از میزان مقر ر
mark down کاهش قیمتها
beside the mark خارج ازموضوع
beside the mark پرت
mark down کاهش قیمت
mark down پایین اوردن قیمت
mark down تنزل قیمت
to mark off جدا کردن
to mark out one's course طرحی برای رویه خود ریختن
mark of d. نشان امتیازیا افتخار
mark نشان کردن نشان
mark نشانه
mark توجه کردن
mark علامت گذاشتن
mark گواهی
mark مدرک
mark حد
mark داغ
mark اثر
mark مرز
mark درجه
mark پایه نقطه
mark هدف
mark نشان علامت
mark ارزه
mark نمره
mark نشانه کردن حریف
mark هدف نقطه اغاز نقطه فرود
mark پایه
mark بل گی_ری خوب
mark 01امتیاز کامل بولینگ مهارک_ردن ح_ریف
mark علامت
mark علامت گذاری
mark علامت نشانه هدف
mark علامت گذاری کردن
mark نمره گذاری کردن علامت
group theory نظریه گروهها
group theory نظریه گروهی
group velocity سرعت گروهی
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
group membership عضویت گروهی
functional group گروه عاملی
infinite group گروه نامتناهی
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
gas group گروه گاز
formal group گروه رسمی
feeding group قسمت خوراک دهنده
local group گروه محلی
group analysis تحلیل گروه
group atmosphere جو گروهی
group captain سرهنگ هوایی
group acceptance پذیرش گروهی
group casting ریخته گری
group test ازمون گروهی
group teaming ریخته گری گروهی
group index شاخص گروه
group identification همانند سازی گروهی
group frequency بسامد گروهی
group factors عاملهای گروهی
group dynamics پویش گروهی
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive محرکه گروهی
group discussion بحث گروهی
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group contagion سرایت گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
group interview مصاحبه گروهی
group structure ساخت گروهی
group separator جداساز گروه
group selector سلکتور گروهی
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group printing چاپ گروهی
group pressure فشار گروهی
group of targets گروه هدفها
group of targets گروه اماجها
interest group علایقگروهی
group index اندیس گروه
leaving group گروه ترک کننده
group casting ریخته گری گروهی
splinter group گروهجداییطلب
noun group گروهکلمات
group practice گروهپزشکی
ginger group افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group گروه قیدی
within group variance پراکنش درون گروهی
user group گروه کاربران
user group گروه استفاده کننده
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
thiocarbonyl group گروه تیوکربونیل
business group شرکت سهامی [شرکت]
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
management group ائتلاف تجاری
management group ائتلاف چند شرکت
extra-group ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
finite group گروه متناهی [ریاضی]
cyclic group گروه دوری [ریاضی]
task group گروه ماموریت زمینی
task group ناو گروه مامور اجرای عملیات
product group کالاهی مشابه
primary group گروه نخستین
point group گروه نقطهای
pile group دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
phosphoryl group گروه فسفریل
open group گروه باز
norm group گروه هنجار
natural group گروه طبیعی
minority group گروه اقلیت
membership group گروه عضویت
reference group گروه مرجع
repeating group الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
salvage group گروه بازیابی وسایل
tail group مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group گروه تقارن
substituent group گروه استخلافی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
standardization group گروه معیاریابی
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
side group گروه جانبی
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
selected group گروه گزیده
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
marginal group گروه حاشیهای
battle group واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
bridging group گروه پل شده
acidic group گروه اسیدی
acidic group گروه اسید
carbonyl group گروه کربونیل
carboxylic group کروه کربوکسیلی
acid group گروه اسیدی
acid group گروه اسید
closed group گروه بسته
coacting group گروه همکار
command group گروه فرماندهی
commutative group گروه جابجاپذیر
abelian group گروه ابلی
control group گروه گواه
coordinated group گروه کوئوردینانسی
criterion group گروه ملاک
dead group زاویه بیروح
bridged group گروه پل شده
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
attack group گروه تک به ساحل
battle group گروه نبرد
attack group گروه تک
artillery group گروه توپخانه
beach group گروه خدمات ساحلی
armor group گروه زره تانک
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
amino group گروه امینی
army group گروه ارتش
alkyl group گروه الکیلی
alkyl group گروه الکیل
air group گروه هوایی یک ناو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com