English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
hand post پنجه راهنما
Other Matches
pass from hand to hand ترتب ایادی
to shuffle from hand to hand دست بدست کردن
Hand to hand fighting جنگ تن به تن
post تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
post- عجله
post- ارسال سریع پست کردن
post- تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post- پست نظامی
post- پاسگاه
post- مقام مسئولیت
post- شغل
post- اگهی کردن اعلان کردن
post- بدیوار زدن
post- پایگاه
post- پادگان قرارگاه
post- صندوق پست تعجیل
post- سیستم پستی پستخانه
post محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
post ستون
post بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
post ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
post- پست
post- چاپار
post- نامه رسان پستچی
post- مجموعه پستی
post- بسته پستی
post- محل ماموریت موضع
post- گماردن نگهبان قرار دادن
post- وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
Would you post this for me, please? ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
to post up مطلع کردن کامل دادن به
to post up تکمیل کردن
ex post واقعی
ex post عملی
ex post بوقوع پیوسته
ex post به اعتبار گذشته
the post has come پست امد
the post has come پست رسید
the post has come پست وارد شد
post- وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post- ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post- که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
post- مربوط به پست
post- چوب تقویت
post- جرز
post- تیرعمودی
post- تیر
post- دیرک ستون
post- پست کردن
post- تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
post- محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
post- ستون
first post شیپور خبر شبانه
post پست کردن
last post شیپورعزا
post تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post ارسال سریع پست کردن
post عجله
post صندوق پست تعجیل
post سیستم پستی پستخانه
post بسته پستی
post مجموعه پستی
post نامه رسان پستچی
post چاپار
post پست
post- بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post تیرعمودی
out post پاسدار پست نگهبانی پاسداری دادن پاسدار صحرایی
out post نگهبانی
out post نگهبان
last post شیپور خاموشی
post پست نظامی
post پاسگاه
post تیر
post دیرک ستون
post جرز
post چوب تقویت
post مربوط به پست
post گماردن نگهبان قرار دادن
post محل ماموریت موضع
post پادگان قرارگاه
post مقام مسئولیت
post شغل
post اگهی کردن اعلان کردن
post بدیوار زدن
post پایگاه
rudder post ستون تیغه سکان یا ستون پاشنه
post tensioning پیش تنیدگی ناشی از کشش ارماتورهائی که بعد از بتن ریزی تحت کشش قرارگرفته و روی بتن عمل امده و سخت شده اتکاء دارد
post test پس ازمون
post time زمان شروع اسبدوانی
post town شهری که پستخانه مستقل دارد
post union اتحاد پستی بین المللی
queen post عصا
quota post شغل دایمی
quota post پست دایمی
railing post میله نرده
sampson post پایه شاهین
relay post پست رابط پست واسطه
safety post پایه ایمنی
rotational post شغل نوبتی
rotational post شغل در چرخش
relay post پست رابط ستون
post strike بعد از تک هوایی
post property اموال پادگانی
post processing پس پردازی
post processing پس پردازش
post processor پس پردارنده
post property اموال پادگان
post race مسابقهای که صاحب اسب قبلا نام اسب را ثبت میکند
post restante پست رستان
post road جاده پستی
post processor پس پرداز
post road جاده چاپارخانه دار
listening post پست استراق سمع
post script مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
post script SYSTE ADOBE برای طراحی فاهر صفحات درسیستمهای ریزکامپیوتری ساخته شده است یک زبان شرح صفحه که توسط S
post strike بعد از اجرای تک
post position محل اسب در شروع
sampson post ستونک شاهین
samson post تیر یدک کش قایق
kings post شاه دکل
king post تیر بزرگ عمودی شیروانی شاه تیر
guard post پایه نگهبان
king post عصا
king post قطر شاغولی میان خرپا
king post ستون جرثقیل
gate post تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
fuse post پست فیوز
fuse post برن فیوز
fuse post اتصال فیوز
from pillar to post ازیک وسیله به وسیله دیگر
from pillar to post ازیک دربدردیگر
from pillar to post از این ستون بان ستون
forward post پستهای دیده ور جلو
knight of the post کسیکه معاشش ازگواهی دروغ دادن فراهم میشد
post deflection الکترد شتابده ثانوی
guide post نشان راه
send it by post با پست انرا بفرستید
side post بائو
side post باهو
side post قائمه
sign post تابلو راهنما
starting post تیرمبدا
starting post تیری که در مسابقه دوجای اغاز و حرکت را نشان میدهد
stern post ستون پاشنه ناو
take this letter to the post این نامه راببرید به پستخانه
gun post سوراخ محل استقرار لوله توپ
gun post مزغل توپ یا تفنگ
guides post نفر هادی مستقر شوید
guides post فرمان راهنماها به جای خود
guide post میل
forward post پست استراق سمع جلو
post boy نامه بر
post costal پشت دندهای
post date تاریخ اینده گذاشتن
post date پیش تاریخ کردن
marker post لبه نما
post diluvian زیست کننده پس از طوفان پس از طوفان رخ داده
post dormitum پس خواب
post edit ویرایش داده بدست امده ازمحاسبه قبلی
post entry ثبت پس از موقع
post exchange فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
post exilic وابسته به پس از جلای بابل
post fix در پایان واژه چسباندن
post flag پرچم پادگانی
post flag پرچم میدان صبحگاه
listening post پست شنود
post flight بعد از پرواز
post communion دعای بعد از عشاء ربانی
post code کد پستی
post classical در باب ادبیات یونانی ورومی گفته میشود
post card کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
post card کارت پستال
post builder قطب ساز
post boy برید
post bag خرجین
post bag کیف پستی
post bag کیسه نامههای پستی
post attack بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
post and rail مانع در پرش اسب 4 تیر افقی و 2 تیر عمودی
positive post قطب مدار مثبت
parcel post دفتر امانات پستی
parcel post بسته پستی
post chaise کالسکه پست
observation post پست دیدبانی
negative post قطب مدار منفی
post flight بعد از خاتمه پرواز هواپیما
post free بدون نیاز به تمبر زدن
post meridiem پس از نصف النهار
post mortem پس از واقع
post mortem پس از مرگ
post mortem پس از واقعه
kings post دکل اصلی بار
post multiplication پس ضرب
post nuptial بعد از ازدواج
post obit قابل اجرا پس از مرگ
post obit بعد ازفوت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com