Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (3 milliseconds)
English
Persian
high line
پل رابط اصلی
high line
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
Search result with all words
high potential line
خط فشارقوی
high pressure line
خط فشار قوی
high tension line
خط فشار قوی
high voltage line
خط فشار قوی
high tension transmission line
خط انتقال فشار قوی
high voltage transmission line
خط انتقال فشار قوی
high water line
خط مد دریا
intermediate high voltage line
خط فشار متوسط
high bit-rate digital subscriber line
[HDSL]
خط مشترک دیجیتال برای نرخ بیت بالا
[مخابرات ]
Other Matches
line by line milling
فرز کردن سطر به سطر
line to line fault
تماس خطوط
line to line voltage
ولتاژ زنجیر شده
line to line spacing
فاصله سطور
line to line fault
اتصال کوتاه بین دو فاز
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
line to line fault
اتصال کوتاه دوقطبی
line to line voltage
ولتاژ بین دو خط
line by line milling
فرز کردن سطری
line by line analysis
تجزیه سطر به سطر
high
بوگرفته
high
اندکی فاسد
high
بزرگ
high
سخت گران
high
باصدای بلند
high
تند زیاد باصدای زیر
high
جای مرتفع
high
عالی
high
خشمگینانه
high
وافر گران گزاف
high
زیاد
high
متعال رشید
high
خشن متکبر
high
متکبرانه
high
بلند پایه
high
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high
خیلی بزرگ
about as high
تقریبا` همان اندازه بلند
you were then that high
ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
high value
قیمتی
very high
ارتفاع خیلی بالا
on high
به اسمان
on high
در بالا
high
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high
رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high
زبان سطح بالا
high
عظیم
high
واچرخه
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high
ت
high
روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
on high
در اسمان
high
مرتفع
high
وسیله گران یا با کارایی بالا
high (1 9 to 36)
بلند
high value
گران قیمت
high
بالا
high
بلند
high-up
فردیباقدرتونفوذفراوان
high
فراز
high priced
پر قیمت
high priest
کاهن اعظم
high priest
کشیش اعظم
high priced
پر بها
high hurle
مانع بلند
high impedance
امپدانس بالا
high interest
بهره گران
high interest
بهره سنگین
high jumper
پرنده پرش ارتفاع
high land
زمین کوهستانی
high jack
دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high proof
سنگین
high hurdles
مسابقه کوتاه دو بامانع
high road
جاده عمده
high road
شاهراه
high resolution
وضوح بالا
high resistance
پرمقاومت
high resistance
پر مقاومت
high relief
نقش تمام برجسته
high relief
نقوش برجسته
high ranking
عالی رتبه
high proof
برنده
high horse
مغرور
high proof
تند
high priced
گران بها
high pressure
فشار زیاد
high octane
دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
high oblique
عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
high minded
مغرور
high moral
روحیه قوی
high moral
روحیه عالی
high money
پول گران
high minded
بزرگ منش
high minded
بامناعت
high mind
با مناعت دارای احساسات بلند
high limit
حد نهایی
high lights
موضوعات مهم مطالب مهم
high lights
نکات مهم
high order
رتبه بالا
high pass
پاس بلند
high pressure
قوی
high pressure
دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
high precison
دقت بالا
high precison
دقت زیاد
high power
تفنگ شکاری بزرگ
high potential
فشار قوی
high port
حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
high port
حالت دست فنگ
high polymer
بسپار بزرگ
high polymer
بسپار سنگین
high pheasant
تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
high light
نکات برجسته یا جالب
high light
تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
extremely high
فوق العاده زیاد
high colour
سرخی
high conductivity
قابلیت هدایت زیاد
high contrast
تغایر عالی
high contrast
تغایر بالا
high court of
دیوانعالی تمیز
high court of
دیوانعالی کشور
high crowned
نوک بلند
high day
روز عید
high day
روز جشن
high density
چگالی عالی
high dollar value
قیمتی
high dollar value
سنگین قیمت
high dutch
زبان المانی
high efficiency
راندمان بالا
high efficiency
ضریب بهره بالا
high end
گرانترین محصول یا مدل
high cloud
ابرهای مرتفع
high climb
مسابقه اتومبیلرانی سربالایی
high burst
تیر زمانی بالا
high aerial
آنتن مرتفع
high airburst
ترکش هوایی در ارتفاع زیاد ترکش بالای افسر تیر
high altitude
از ارتفاع زیاد
high altitude
ارتفاع زیاد
high angle
تیر قائم
high asia
قسمت بلند و مرکزی امریکا
high beam
نقطه درخشان ونورانی جلووسایل نقلیه
high beam
نور بالای چراغ اتومبیل
high bids
مزایده
high board
سکوی شیرجه 3 متری
high boiling
دیر جوش
high born
اصیل
high born
نجیب زاده
high bred
اصیل
high bred
باتربیت
high burst
ترکش بالا
high energy
پر انرژی
high explosive
ماده منفجره
high explosive
مواد منفجره قوی
high gloss
پر جلاء
high grade
درجه اعلی
high grade
عالی
high grade
مرغوب
high grade
قوی
high grade
خیلی پیشرفته پرقدرت
high grown
بلند بالا
high grown
بلند قد
high grown
دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high handed
امرانه
high handed
خودخواهانه
high handed
مکارانه
high hat
کلاه بلند
high hat
متکبر وپر افاده اشرافی ماب
high hat
افاده کردن
high gear
دنده قوی خودرو
high frequency
فرکانس بالا
high colour
خجالت
high explosive
سوختار شدید
high explosive
ماده منفجره شدید
high field
میدان قوی
high flier
مرغ یا شخص بلند پرواز
high flown
گزاف
high flown
اغراق امیز
high flown
پرطمطراق قلنبه
high flying
بلند پرواز
high flying
بلند خیال
high flying
یاوه اندیش
high flying
خیال پرور
high frequency
دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
high frequency
پربسامد
high frequency
بسامد بالا
high frequency
فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
high run
حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
to fly high
بلندهمت بودن
high-class
درجه یک
high-pitched
زیر
high-pitched
متعال
high-pitched
والا
high-pitched
ارجمند
high-pitched
هیجان زده
high-pitched
شوریده
high-pitched
بسیار شیبدار
high-pitched
میان فراز
high-powered
پر نیرو
high-powered
پر زور
high-powered
پر توان
high-powered
توانمند
high-powered
مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
high-rise
ساختمان چندین اشکوبه
high-class
مرغوب
high-class
کهبد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com