English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (7 milliseconds)
English Persian
hot rolled strip باریکه نورد شده داغ
Other Matches
rolled چرخش توپ والیبال
rolled غلتک زدن
rolled غل دادن
rolled غلتاندن غلت دادن
rolled نورد
rolled چرخش گردش
rolled چیز پیچیده
rolled فهرست پیچیدن
rolled ثبت
rolled صورت
rolled توپ
rolled گردکردن
rolled بدوران انداختن
rolled چرخش نیمدایره روی یک پا وبعد روی پای دیگر
rolled ناویدن
rolled ناوش
rolled دوران حول محور طولی غلطش
rolled انحراف به چپ یا راست
rolled غلطیدن ناو
rolled غلطیدن
rolled تلاطم داشتن
rolled تردادن
rolled تراندن
rolled غلت خوردن گشتن
rolled غلتیدن
rolled لوله
rolled طومار
rolled فهرست
rolled غلتش ناو
rolled-up لولهشده بهشکلطومار
he rolled them by سواره از پهلوی انها رد شد
rolled غلتک
rolled نورد کردن
rolled طاقه
rolled section مقاطع نوردشده
rolled glass شیشه نورد خورده
rolled asphalt بتن قیری یا بتن اسفالتی اسفالت غلطک خورده
rolled profile نیمرخ نورد خورده
rolled rockfill سنگریز کوبیده
rolled gold bracelet دست بند طلایی [غلتیده ]
rolled steel joist تیرچه فولادی نوردشده
rolled iron or steel فولاد نورد خورده
rolled copper strips مس نورد
A big rock rolled down the mountain. سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
to strip something off کندن پوست [درخت]
to strip something off کندن پوست [میوه]
to strip something off درآوردن [ملافه از لحاف]
to strip something off کندن [پوست]
strip سطح پیست شمشیربازی
strip برهنه کردن
strip بند
strip ماده طولانی نازک
strip تخلیه موادخطرناک یا قابل انفجار
strip کشیدن یا انداختن توپ از دست حریف
strip نخ را با دست از قرقره ماهیگیری کشیدن
strip لایه ماده مغناطیسی در سطح کارت پلاستیکی برای ضبط داده
strip پاک کردن
strip نوارسردوشی
strip حذف داده کنترل از پیام دریافتی و باقی گذاشتن اطلاعات مربوطه
strip باند فرود
strip محروم کردن از
strip لخت کردن
strip چاک دادن تهی کردن
strip باریکه
strip نوار
strip قطعه باریک
strip کندن
strip نوار مین گذاری باند فرود موقتی
strip نمایش که یک خط از متن را نشان دهد
strip sodding پوشش نواری چمنی
strip fuse فیوز نواری
strip mosaic نوار موزاییک عکس هوایی
strip footing شالوده نواری
strip footing شالودههای نواری
titling strip قسمت مربوط به درج اطلاعات روی عکس هوایی
wide strip نوار پهن
friction strip نوارآتشزن
strip mall مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
strip mall مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
strip mall مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
strip mall مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
strip lighting نوعیسیستمروشنایی
strip club باشگاهرقصStriptease
strip alert اماده باش روی باند فرود
mine strip نوار مین
mica strip باریکه میکا
fuse strip فیوز نواری
comic strip فیلمهای نقاشی شده
air strip باند فرودگاه
air strip باند فرود یاپرواز
fuse strip نوار بسیار باریک ذوب شونده فیوز
landing strip باند فرود
felt strip نوار نمدی
drag strip مسیر مسابقه اتومبیلرانی سرعت
air strip فرودگاه
central strip جداکننده جهات
mine strip باند مین گذاری
comic strip کارتون
central strip نوار میانی
strip alert اماده باش 5 دقیقهای
shutdown strip منطقه بعد از خط پایان که رانندگان از سرعت خود می کاهند
flooring strip کفپوش
photographic strip نوار عکاسی
photographic strip باند عکاسی
phosphor strip نوار فسفر
film-strip نوار فیلم
film strip نوار فیلم
landing strip باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
strip mining [American E] استخراج معدن روباز
to strip the paint off the wall رنگ را از دیوار [با خراش] کندن
continuous strip camera دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
wide strip mill دستگاه نورد نوار پهن
contour strip cropping کشت نواری برروی خطوط میزان
strip chart recorder ثبات نوار کاغذی
opencast strip mine قالببازخطمعدن
hot strip mill مسیر نورد گرم
To undress . to strip one self naked . لخت شدن
fusible metal strip نوار فلزی ذوب شونده
magnetic strip card کارت نوار مغناطیسی
fuse mounting strip نوار باریک فیوز
continuous strip photography عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
continuous strip imagery عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
narrow strip mill نورد نوار باریک
sprung strip metal insulation نوارفلزی
sprung strip metal insulation عایقفنری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com