Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (8 milliseconds)
English
Persian
in the meeting of d may
در جلسه سوم می
Search result with all words
meeting
جلسه
meeting
نشست
meeting
انجمن
meeting
ملاقات میتینگ
meeting
اجتماع
meeting
تلاقی همایش
meeting
جنگ تن به تن
meeting
انجمن جلسه
meeting
تلاقی وسائط نقلیه برخوردها
meeting
یک دوره مسابقه
meeting
مجمع
meeting
ملاقات اجتماع
meeting
اتصال برخورد میتینگ
annual general meeting
مجمع عمومی سالیانه
annual general meeting
مجمع عمومی سالانه
extraordinary general meeting
مجمع عمومی فوق العاده
gate meeting
انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
general meeting
گردهمایی عمومی
general meeting
جلسه عمومی
general meeting
مجمع عمومی
general meeting
مجمع عمومی شرکت
general meeting of share holders
مجمع عمومی صاحبان سهام
hunt meeting
برنامه مسابقات دو یا دو بامانع برای سوارکاران اماتور
indignation meeting
مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
international meeting
مجمع بین المللی
mass meeting
انجمن یا مجمعی که از عده زیادی مردم تشکیل شود
meeting engagment
روز تصادمی
meeting house
پرستش گاه
meeting house
معبد
meeting house
عبادتگاه
official meeting
ملاقات رسمی
official meeting
اجتماع رسمی
open the meeting
رسمیت جلسه را اعلام کردن
option of meeting place
خیار مجلس
prayer meeting
انجمن دعا
public meeting
تجمع
public meeting
اجتماع
quaker meeting
انجمن کواکرهاکه اعضای ان خام
quaker's meeting
انجمن کوالرهاکه اعضای ان خاموش میماندندتایکی درنتیجه
quaker's meeting
انجمن خاموش
statutory meeting
مجمع عمومی قانونی
to call a meeting
جلسهای را اعلام کردن
to hold a meeting
انجمن کردن
to hold a meeting
مجلس
to hold a meeting
داشتن
to hold a meeting
جلسه منعقد کردن
town meeting
انجمن شهری
town meeting
انجمن بلدی شورای شهری
track meeting
مسابقه دوومیدانی
board meeting
جلسهمالکیاهیئتمدیرهیکشرکت
meeting place
مکانملاقات
race meeting
برگزاریچنددورمسابقهاسبدوانیدریکدورمسابقه
The meeting was postponed.
جلسه را عقب انداختند
To conduct a meeting in an orderly manner.
جلسه ای رابا نظم وتر تیب اداره کردن
The date of the meeting has been advanced.
تاریخ جلسه جلو افتاده است
Those who attended the meeting.
کسانیکه در جلسه حاضر بودند
Fancy meeting you here ! this is indeed a small woeld ! this is pleasant surprise !
شما کجا اینجا کجا !
round robin (meeting or discussion)
<idiom>
جلسهای که درآن شخص ازیک گروه شرکت کرده باشد
extraordinary meeting
نشست ویژه
extraordinary meeting
نشست فوق العاده
to call a meeting of the board of directors
برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
My sister says she's looking forward to meeting you.
خواهر من می گوید که مشتاق است با شما آشنا شود.
I very much look forward to meeting you soon.
من خیلی مشتاقانه منتظر دیدار با شما به زودی هستم.
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting.
من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
closed-door meeting
مجلس جدا از مردم عمومی
[سیاست]
closed meeting
گردهمایی محرمانه
closed meeting
نشست مسدود
to have a closed meeting
نشست محرمانه داشتن
[بخصوص سیاست]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com