English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (9 milliseconds)
English Persian
inclined plane سطح شیب دار
inclined plane سطح شیبدار
inclined plane سطح مورب
Search result with all words
inclined shear plane سطح برش مایل
Other Matches
he was not inclined to go مایل برفتن نبود
he was not inclined to go سر رفتن نداشت
inclined شیبدار
inclined کج
inclined مایل
inclined سطح شیب دار
inclined مورب
iam inclined to think میخواهم بگویم
inclined axis محور مورب
iam inclined to think متمایلم باینکه خیال کنم
inclined drilling حفاری مایل
inclined compression فشار مایل
inclined axis محور مورب
inclined fall ابشار شیبدار
inclined barrel arch [طاق گهواره ای اریب]
inclined face of dam نمای مایل سد
inclined face of dam نمای شیبدار بند
inclined barrel arch طاق ضربی مایل
inclined coil meter سنجه با پیچک مایل
inclined barrel arch طاق گهوارهای مایل
She is romantically inclined. She i8s game. از دو حال خارج نیست
to plane a way or down بارنده صاف کردن
plane یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
z-plane صفحه مختلط [ریاضی]
plane جهش شبیه پرواز سطح تراز
plane سطح تراز مسطح
plane سطح مستوی
plane مسطح
plane صاف هواپیما
plane افقی سطح افق افقی کردن
plane رویه هموار
plane رنده
plane صفحه
plane صاف مسطح
plane سطح هموار
plane هواپیما
plane رنده کردن
plane هموار
plane سطح صاف
plane با رنده صاف کردن
plane صاف کردن پرواز
rolling plane صفحه غلطشی
routing plane رنده کفرند
routing plane رنده تهرند
reflection plane صفحه انعکاس
plane of bending صفحه خمش
reflection plane صفحه بازتاب
plane of rotation سطح دوران
plane of reflection صفحه بازتاب
plane of fire سطح مبنای مسیر تیراندازی
plane of fire سطح تیر
plane of departure سطح قائم تیر
plane iron تیغ رنده
plane of asymmetry سطح مسیر لغزش انحرافی
plane of asymmetry سطح انحراف مسیر
plane knife تیغه رنده
plane of site سطح قائم مار بر سکوی تیر
plane of symmetry سطح تقارن
rabbet plane رنده کام کنی
rabbet plane رنده دو راهه
polarization plane صفحه قطبش
plane wave موج مسطح
plane wave موج صفحهای
plane table سه پایه نقشه برداری که الیداد بران سوار میشود
plane of departure سطح قائم مسیر گلوله
plane polarized تابشهای الکترومگنتیک
plane of symmetry صفحه تقارن
plane iron تیغه نجاری
sagittal plane صفحه سهمی
plane projection طرحمسطح
To board a plane. سوار هواپیما شدن
What time does the plane take off? چه وقت هواپیما پرواز می کند؟
plane [Platanus] درخت چنار
complex plane صفحه مختلط [ریاضی]
scheduled plane هواپیمای مسافربری [با زمان پرواز مشخص]
passenger plane هواپیمای مسافربری
plane figure شکل مسطح
diving plane پرهزیردریایی
torpedo plane هواپیمای اژدر افکن
sash plane رنده بغل
sea plane هواپیمایی دریایی
slant plane صفحه مسیر هدف
slip plane سطح لغزش
smooth with the plane رنده کردن
smoothing plane رنده پرداخت
smoothing plane رنده دو تیغ
stick plane رنده میله دار
stick plane رنده با تیغه گرد
symmetry plane صفحه تقارن
this line is p to that plane این خط نسبت به ان سطح عموداست
tooth plane رنده دندانه دار
toothing plane رنده خشخاش
toothing plane رنده خط گیری
smooth plane رنده صاف کاری
adjustable plane رنده درجه دار
rebate plane رنده کام کنی
datum plane سطح مبنای ارتفاع
datum plane افق مبنا
datum plane سطح مبنای اب دریا
focal plane افق مار بر کانون عدسی
focal plane افق کانونی
focal plane صفحه کانونی
frontal plane سطح تاجی
glide plane سطح لغزش
grooving plane رنده کام کنی
grooving plane رنده شیار
gyro plane سطح مبنای ژیروسکوپی یاهدایت خودکار ناو
hand plane رنده کردن دستی
horizontal plane صفحه افقی
horizontal plane صفحه عرضی
dado plane رنده کام کنی
cutting plane صفحه برش
crystal plane صفحه بلور
air plane هواپیما
air plane طیاره
attack plane هواپیمای تک
back plane یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
battle plane هواپیمای جنگی
bedding plane بستره
chord plane صفحه مار بر وترهای همه مقاطع تشکیل دهنده یک ایرفویل سه بعدی
cleavage plane سطح مرزی
compass plane رنده سینه
plane tree درخت چنار
core plane صفحه چنبره ها
cross plane رنده کردن
crossing plane سطح تقاطع
crystal plane سطح کریستالی
crystal plane سطح بلوری
transverse plane صفحه افقی
transverse plane صفحه عرضی
image plane سطح تصویر
middle plane صفحه میانتار
plane director نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
plane of fire افق مسیرتیراندازی
plane as a pikestaff مانند آفتاب روشن
moulding plane رنده ابزار
plane angle زاویه مستوی
normal plane توزیع نرمال
normal plane صفحه قائم
plane geometry هندسه مسطحه
oblique plane سطح مورب
objective plane سطح افق هدف
objective plane افق هدف
incline plane غفلت گاه
into plane service تدارک سوخت و وسایل برای هواپیماها طبق قرارداد
jack plane رنده دستگاه
jack plane رنده بزرگ
incline plane سطح مایل
jack plane رنده درشت تراش
jointing plane رنده دستگاه
jointing plane رنده بلند
plane of incidence صفحه تابش
plane guard ناو نجات
plane guard ناوگارد نجات
map plane سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
incidence plane صفحه تابش
to miss a flight [plane] پرواز [خود] را از دست دادن
backing iron of plane پشت تیغ
body of carpenter's plane کوله رنده نجاری
to bring to the same plane [height] به یک صفحه [بلندی] آوردن
plane of mirror symmetry صفحه تقارن اینهای
plane polarized light نور قطبیده مسطح
european type plane رنده فرنگی
meteorological datum plane ایستگاه مبنای هواسنجی
focal plane shutter صفحهروم دریچهعدسی
plane table map نقشه مسطحه عوارض نما
mirror plane of symmetry صفحه تقارن اینهای
plane sinusoidal wave موج سینوسی صفحهای
negative photo plane سطح افق شیشه عکس
negative photo plane افق شیشه عکاسی
The plane to ... departs at ... o'clock. هواپیمای ... ساعت ... پرواز می کند.
scheduled service plane هواپیمای مسافربری [با زمان پرواز مشخص]
high focal plane buoy ارتفاعکانونیپروانهراهنمایشناور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com