English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
intake port دریچه ورودی
intake port سوپاپ ورودی
Other Matches
intake مدخل ابگیری
intake دهانه ابگیر
intake ابگیر
intake مدخل
intake ورودی
intake مجرای مکش یا تنفس
intake of a well ابگیر یک چاه
intake well چاه تزریق
intake خوراک
intake پذیرش
intake مک
intake جای ابگیری نیروی بکار رفته
intake مقداراب یا گازی که با لوله گرفته و جذب میشود
intake مکیدن تنفس
intake فریب
intake حقه
intake مقدارجذب چیزی به درون
intake فراگرفتگی
intake نیروی جذب شده
intake stroke مرحله تنفس
intake duct مجرای ورودی
intake air هوای ورودی
intake air هوای مکیده شده
goods intake کالاهای درحال تحویل
goods intake کالاهای دریافتی
energy intake مدخل انرژی
energy intake ورود انرژی
hydrant intake مدخلآبگیرمخزن
air intake مدخل هوا
air intake سوپاپ هوا
water intake مکندهآب
submerged intake ابگیر مستغرق
intake area منطقه ابگیر
intake chamber محفظه ورودی
intake valve سوپاپ گاز
intake stroke مرحله مکش
intake pressure فشار ورودی
intake muffler صدا خفه کن ورودی
intake manifold مانیفولد ورودی
intake manifold گازگاه
intake valve سوپاپ ورودی
lock filling intake قفلمکش
intake air heater گرمکن هوای ورودی
i/o port مدخل ورودی و خروجی
port دریچه تبدیل برنامه
out port ساحلی مورد استفاده سر پل
port مدخل
port باب
port سوکت یا اتصال فیزیکی که امکان ارسال داده بین اتصالات داخلی کامپیوتر و وسیله خارجی دیگر فراهم میکند
out port بندرخارج از محوطه
port مداری که داده موازی در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند تا امکان دستیابی سریال فراهم کند
out port بندر دور از مقصد
port دروازه
last port شیپور عزا
way port بندر سر راه
last port شیپور خاموشی
port اتصال به کامپیوتر که امکان ارسال داده آسنکرون میدهد
port شیار هادی دهانه
port در رو مخرج
port دورازه
port درب درگاه
port بندر ورودی
port فرودگاه هواپیما
port دهانه
port مامن مبدا مسافرت
port لنگرگاه
port درگاه
port شراب شیرین بارگیری کردن
port ببندر اوردن حمل کردن
port مجرا
port روزنه دید حمایل نگهداشتن تفنگ حمایل فنگ
port حمل کردن مزغل تیراندازی
port سمت چپ ناو
port ریل اطراف ناو
port مجرای عبورروغن
port دماغه
port ترابردن
port بردن
port مدار یا اتصال که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسایل خارجی دیگر میدهد
port روزنه
port بندر
port بندر گاه
port بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
port دریچه
port وسیلهای که بین پورت ورودی /خروجی و چندین وسیله جانبی قرار دارد. و به کامپیوتر امکان دستیابی به تمام آنها را میدهد
port بندرگاه
port سوکت و مدار واسط که goystick وارد آن میشود
port مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
port مدار و اتصالی که امکان ارسال و دریافت داده موازی میدهد
port پورت خروجی کامپیوتر با اتصال استاندارد که چاپگر به آن وصل است تا حروف داده را دریافت کند.
port به آن وصل است را انتخاب کند
port یچ ای که به کاربر امکان میدهد که وسیله جانبی که کامپیوتر
port complex مجتمع بندری
port arms فرمان پیش فنگ پیش فنگ کردن
port of debarkation بندر مقصد حمل کالا
port of destination بندر مقصد
port installations تاسیسات بندری
port of embarkation بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
port of entry بندر مقصد
port of entry بندرمحل ورود
port hole مزغل
port hole روزنه
port of embarkation بندر عزیمت
port of entry مرز ورود کالا یا فرد به کشور
port complex لنگرگاه
port of debarkation بندرپیاده شدن کالا یا نیروها
port [software] دریچه ای [مدار و اتصالی] که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد [نرم افزار] [رایانه شناسی]
port of exit مرز خروج کالا یا فرد ازکشور
supply port درگاه تدارکاتی
terminal port بندر مقصد
terminal port بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
treaty port بندر پیمانی
car port گاراژ بی دیوار ولی سقف دار
car port سایبان اتومبیل
Port-au-Prince شهر پورت اوپرنس
ejection port دهانهپرتاب
keyboard port قسمتاتصالصفحهکلید
modem port قسمتقرارگیریمدم
network port قسمتکارباشبکهاینترنت
port hand دستسویچپ
printer port قسمتاتصالبهچاپگر
transfer port دریچهانتقال
supply port درگاه تامین
port glass جام شرابقرمزوشیرینپرتقالی
serial port درگاه ترتیبی
port watch نگهبان بندر
port watch پست نگهبانی بندر
put into port وارد بندر شدن
registered port بندر مشخص
sally port دروازه بزرگ قلعه
sally port درب ورودی بزرگ
sally port دریچه
sally port دروازه عبور از قلعه
sally port درب اصلی قلعه یا استحکامات
secondary port بندر فرعی
secondary port ,
secondary port subordinatestation : syn
secondary port station secondary
serial port مدخل سری
video port قسمتنمایش
port arms پیش فنگ
controlled port بندرکنترل شده
deflation port سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
destination port بندر مقصد
destination port بندر تحویل کالا
controlled port بندر نظامی کنترل شده
exhaust port مجرای خروجی
exhaust port دریچه خروجی
freeing port شکاف یک طرفه
gas port محفظه عبور گاز
gas port میله تنظیم گاز
control port درگاه کنترل
compensating port مدخلی در سیلندر اصلی ترمزکه در مواقعی که از ترمزاستفاده نمیشود سیلندر چرخ را به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سیال در اثرگرما و نهایتا در گیر شدن ترمزها جلوگیری میکند
free port بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
port of call بندرواقع در مسیر کشتی پاتوق
port of call بندر لنگراندازی
port of call بندر توقف
admission port دریچه پذیرش
aerial port لنگرگاه هوایی
aerial port باراندازی هوایی
free port بندر ازاد
captain of the port افسر انتظامات بندر
cargo port دریچه بارگیری ناو
gas port لوله عبور گاز
gun port مزغل
hard port فرمان سمت را به سمت مغناطیسی تغییر دهید درعملیات دریایی
minor port بندر کوچک
midi port دریچه یا درگاه IDI
memory port درگاه حافظه
naval port بندر دریایی
main port port principal
main port refrencestation : syn
main port ,
parallel port درگاه موازی
main port بندر اصلی
admission port سوپاپ ورودی
hard port ناو را باچرخش سریع به سمت جلوهدایت کنید
high port حالت دست فنگ
high port حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
home port پایگاه اصلی
home port پایگاه مادر
inlet port سوپاپ ورودی
inlet port دریچه ورودی
attention to port احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
named port of destination بندر مقصد مشخص
spent fuel port قسمتسوختمصرفشده
port hand buoy بویه سمت چپ
one port radial pump تلمبه شعاعی یک پرهای
named port of shipment بندر مشخص برای حمل
port auxiliary service یگان خدمات بندری
peripheral device port قسمتاصلیتنظیماتمحیط
aerial port squadron گردان عملیات بارانداز هوایی
port a punch card علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
convoy assembly port بندر محل تجمع کاروان دریایی
convoy assembly port بندر محل تجمع ستون موتوری
dual port ram حافظه تسهیم شده
yhis port is not yet peopled این بندر هنوز اباد نشده است
continue port/starboard چرخش به سمت چپ یا راست را ادامه دهید
disc drive port قسمتوروددیسک
check port/starboard جهت تعقیب رادار به سمت دماغه کشتی یا دم هواپیما
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com