English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (6 milliseconds)
English Persian
liquid crystals کریستال مایع
Other Matches
liquid liquid chromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
crystals کریستال
crystals قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
crystals ماشین حسابها و صفحههای نمایش دیجیتال به کار می رود
crystals کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
crystals بلور
crystals شفاف
crystals زلال بلوری کردن
crystals بلور کوارتز
ice crystals بلورهای یخ
liquid ابکی
liquid روان
liquid سلیس
to d. up a liquid مایعی را باچمچه ومانندان برداشتن یا خالی کردن
liquid نقدینه
liquid سهل وساده
liquid مایع
liquid ابگونه
liquid چیز ابکی
liquid روان سلیس
liquid نقدشو
liquid پول شدنی
liquid limit حد جاری شدن
liquid limit حد سیلان
liquid measure مقیاس اندازه گیری مایعات حجم سنج
liquid measure مقیاس حجم مایع
liquid nitrogen نیتروژن مایع
liquid oxygen اکسیژن مایع
liquid limit مرز ابگونگی
liquid limit مرزحالت شلی
liquid limit حد میعان
liquid limit حدمیعان
liquid limit مرز روانی
liquid limit حد روانی
liquid hydrogen هیدروژن مایع
liquid hydrates مایع هیدراتها
liquid honing سنگ زنی مایعی
liquid glass شیشه مایع
liquid propellant خرج مایع
liquid propellant خرج پرتاب مایع
liquid propellant سوخت مایع موشک
liquid foundation کرم مایع
liquid mascara ریمل
liquid compass مایعقطبنما
to strain a liquid صاف کردن یک مایع
liquid lunch ناهارحاویمشروباتالکلی
superheated liquid مایع ابر گرم
supercooled liquid مایع ابر سرد
sealing liquid مایع اب بندی
perfect liquid پول نقد
perfect liquid نقدینه کامل
mother liquid مادر اب
liquid state حالت مایع
liquid soap صابون مایع
washing-up liquid مایعفرفشوئی
liquid rocket راکت سوخت مایع
liquid propellant سوخت مایع
liquid eyeliner خطچشممایع
liquid assets دارائیهای نقدی
liquid ammonia امونیاک مایع
battery liquid الکترولیت باتری
liquid air هوای مایع
liquid air ابگون هوا
liquid air هوای مایع شده
liquid gas گاز مایع
flammable liquid مایع اشتعال پذیر
developer liquid مایع فهور
cryogenic liquid مایع سرمازا
cryogenic liquid گاز مایع شده در درجه حرارت خیلی پایین
liquid crystal کریستال مایع
battery liquid مایع باتری
liquid fuel سوخت مایع
liquid fire اتش پاشیدنی
liquid fire اتش روان
liquid exygen اکسیژن مایع
liquid consonants حروف گنگی که صدای انها روان و نرم مینماید
absorption liquid مایع جذب
liquid consonants حروف نرم
liquid capital سرمایهای که پول نقد باشد
liquid capital سرمایه راکد
liquid capital سرمایه نقدی
liquid bitumen قیر روان
liquid crystal display کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid-crystal display نمایشکریستالمایع
liquid oxygen tank مخزناکسیژنمایع
liquid hydrogen tank مخزنهیدروژنمایع
liquid/gas separator دستگاهتجزیهایگاز
liquid crystal display صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid crystal displays کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid/gas separator مایع
liquid nitrogen tank مخزننیتروژنمایع
liquid crystal displays صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid limit test ازمون مرز حالت شلی
liquid air container مخزن هوای مایع
gas liquid chromatography کروماتوگرافی مایع گاز
liquid metal charge شارژ فلز مذاب
liquid membrance electrode الکترود مایع غشایی
liquid limit test ازمون حد روانی
leach [liquid formed by leaching] مایعی که از صافی گرفته شده [شیمی]
cross section of a liquid compass قسمتموربقطبنمایمایع
liquid oxygen tank baffle مخزناکسیژنمایعبیمصرف
gas liquid partitions chromatography کروماتوگرافی گاز- مایع
bulk liquid storage space حجم کلی مخزن
liquid crystal display colour pigmented صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com