Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
long splice
پیوند بلند
Other Matches
splice
پیوند زدن
splice
گره زدن سیم
splice
اتصال دادن با جوش
splice
مفصل بافته
splice
پیوند کردن
splice
باهم متصل کردن
splice
بهم تابیدن
splice
وصله
splice
تعمیر سیم بست زدن طناب یا سیم
splice
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splice
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
splice
ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
eye splice
حلقه دائم
back splice
پیوند وارون
splice box
جعبه تقسیم
cut splice
پیوند میانی
column splice
وصله ستونها
back splice
پیوند معکوس
field splice
وصله کارگاهی
sailmaker splice
پیوند چادردوز
short splice
پیوند کوتاه
chain splice
پیوند زنجیری
eye splice
پیوند چشمی
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on.
طولش نده (زود باش )
as long as
بمدت طولانی
as long as
از زمانیکه
as long as
ازوقتی که
as long as
تا زمانیکه بمقدار زیاد
long little
پاینده باد
long little
زنده باد
come a long way
<idiom>
برنامه بزرگی ریختن
as long as
<idiom>
به شرط اینکه ،به این شرط که
at long last
عاقبت
See you again . So long.
به امید دیدار
To wish (long) for something.
آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
long a go
مدتی پیش
as long as
بشرطی که
at long last
بالاخره
at long last
اخرالامر
long a
مدت مدیدی بعد
long a
مدتهاپس ازان
long a go
مدت زیادی پیش
not long a
چندوقت پیش
so long as
مادامی که بشرطی که
so long as
تاوقتی که
so long
بامیددیدار
so long
خدا حافظ
not long a
مدتی نگذشته است
not long a go
چندی پیش
not long a go
همین تازگی ها
it will not take long
مدت زیادی نمیخواهد
it will not take long
نخواهدکشید
it will not take long
طولی
before long
بزودی
before long
بهمین زودی
get a long with you
بروپی کارت
for long
خیلی
go long
تلاش درپاس طولانی بجلو
how long
تاکی تاچه وقت چقدر
how long since is it?
چند وقت پیش بوده است
how long since is it?
چندوقت است
very long
شعاع عمل زیاد
very long
برد خیلی زیاد
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
long course
استخر 05 متر
long-
توپ بلند به اوت
long on
موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
long-
دراز
long off
موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
long
مدت زیاد
to say so long to somebody
با کسی خداحافظی کردن
I've known her at least as long as you have.
آشنایی من با او
[زن]
کمک کمش به اندازه مدت آشنایی تو با او
[زن]
است.
long-
طولانی
long-
طولانی طویل
long-
مدید
long-
طی مسافت زیاد توپ
long-
بلند
long-
مناسب بودن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
:اشتیاق داشتن
long-
دیر گذشته ازوقت
long-
کشیده
How long will it take?
چقدر طول می کشد؟
long
طولانی
long
بلند
long
توپ بلند به اوت
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
:اشتیاق داشتن
long
دیر گذشته ازوقت
long
کشیده
for long
مدت زیادی
long
مدید
long
طولانی طویل
long
دراز
long
مناسب بودن
long
طی مسافت زیاد توپ
long-
مدت زیاد
long tom
توپ دریایی دور رس یاساحلی
long wind
طاقت زیاد دویدن
long thrust
تک نفوذی طولانی یادوردست
long range
مربوط به اینده دور
long thrust
سخمه بلند
not long ago
اخیرا
not long ago
چندی پیش
long wind
دراز نفسی
long tongue
پر حرفی
long tom
تغار یا فرف مخصوص طلاشویی
long tom
درخت الواراسترالیایی
long windedness
روده درازی
long ton
تن بزرگ
long tongue
وراجی
long windedness
پرگویی
night long
از سر شب تا بامداد
long ton
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
long shoreman
گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
long thrust
وضعیت سخمه بلند
long shore
وابسته بدریا کنار
long run
مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
long sightedness
دوربینی
long sightedness
دور اندیشی
long run
دراز مدت
long run
بلند مدت
long siht
دور بینی
long siht
نظردور رس
long robe
ردای بلند
long sighted
تیزبین
long sighted
دوربین
long shore
کرانهای
long shot
کسیکه درمسابقات
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
long shot
شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
long sea
دریایی که خیزابهای بزرگ ومنظم دارد
long shunt
شنت دراز
long sight
دوربینی
long sight
نظر دوررس
long spot
موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
long string
خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
long suffering
رنج کش
long suffering
سختی کش
long range
دیرپای دور رس
long suffering
بردباری رنجبری
long suffering
زحمت کشی
long range
طول المدت
long recoil
عقب نشینی طولانی
long term
دراز مدت
long term
طویل المدت
long range
دور
long range
دور برد
long robe
صورت کشیده
long suffering
رنجبر
long suffering
زحمت کش
long sighted
دوراندیش
long recoil
طول عقب نشینی زیاد
long range
جنگ افزار با برد زیاد یا برد بلند اتش دوردست
long range
با برد زیاد
long term
بلند مدت
of long continvance
دیرپای
I will not detain you long.
خیلی وقتتان را نمی گیرم.
In the long run right will out.
<proverb>
یق بالاخره آشکار مى شود .
in the long run
<idiom>
آینده دور،درآخر
over the long run
<idiom>
درآخر
long shot
<idiom>
شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
long haul
<idiom>
مدت درازی بین کاری که ادامه داد
long haul
<idiom>
مسافت دراز یا سفرکردن
long face
<idiom>
افسرده وغمگین
all day long
<idiom>
تمام روز
How long were you away from Iran ?
چه مدت درایران نبودید ؟
With a long face .
با لب ؟ لوچه آویزان ( اشاره به ناکامی وعدم موفقیت )
He did not live long enough to …
آنقدر عمر نکرد که ...
I had a long talk with him.
با ایشان مفصلا" صحبت کردم
With a long face .
با سبیل آویزان ( ناموفق وسر خورده )
Once in a while. At long intervals.
دیر به دیر
We have a long journey before us .
مسافرت طولانی در پیش داریم
How long will you be staying?
چه مدت میخواهید بمانید؟
What's taking so long?
چرا اینقدر طول میکشد؟
How long does the crossing take?
چه مدت این مسافرت دریایی طول می کشد؟
I will not detain you long.
خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
long ball
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
long term
<adj.>
بلند مدت
long term
<adj.>
دراز مدت
to be long in coming
خیلی طولش میدهد تا بیاید
[برسد]
long-house
مسکن اشتراکی
long gallery
راهرو طویل
long gallery
اتاق طویل
in the long run
در دراز مدت
How long can I park here?
چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
How long does it take by car?
با اتومبیل چقدر طول می کشد؟
How long does it take on foot?
پیاده چقدر طول می کشد؟
long-running
آنچهمدتهادرحالاجراباشد
long-lost
کسیکهمدتهایمدیدیاسترویتنشدهاست
long-awaited
زمانانتظار
to pound a long
سنگین رفتن
to pound a long
کوبیدن و رفتن
to draw the long
اغراق گفتن
third long period
تناوب بزرگ مرتبه سوم
the long robe
پیشه قضائی
the long robe
لباس قضائی
long-lasting
طولانیمدت
the long and the short of it
<idiom>
نتیجه کلی
the long and the short of it
<idiom>
آنچه گفتنی است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com