Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
master control program
شاه برنامه کنترل
master control program
برنامه کنترل اصلی
Other Matches
master program
شاه برنامه
control program
برنامه کنترل
program control
کنترل برنامه
job control program
برنامه کنترل برنامه
input control program
برنامه کنترل ورودی
automatic program control
کنترل برنامه بطور خودکار
stock control program
نرم افزاری که برای کمک به مدیریت انبار در تجارت طراحی شده است
master
ماهرشدن
master
خوب یادگرفتن
master
استادشدن
master
تسلط یافتن بر
master
رام کردن
master
اصلی
master
کسب مهارت کردن
master
ماهر شدن در چیزی
master
تسلط یافتن
master
صاحب
master
پیر
master off
استاد شمشیربازی
to be a master of
در اختیار خودداشتن
to be a master of
دارا بودن
the master
در
the master
خداوند
master
دانشور
master
چیره دست
master
ارباب استاد
master
کارفرما
master
رئیس
master
مدیر مرشد
master
رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
master
سیستمی که هر پردازنده آن اصلی و مخصوص یک کار است
master
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
master
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
master
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
master
مهمترین شخص یا وسیله در سیستم . به روزترین و درست ترین فایل
master
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
master
ارباب صاحب
master
داده مرجع که در فایل اصلی ذخیره شده است
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master
مخدوم
master
قطعه کار اصلی
master
جامع
master
مدل اصلی
master
1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
master
اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست
master
سیگنال زمانی که تمام قط عات سیستم با آن سنکرون می شوند
master
کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
master
نرم افزاری که عملیات سیستم را کنترل میکند
master
ماهر شدن
master's
فوقلیسانسه-دارایمدرکMAیاMSc
old master
نقاشی هر یک از این هنرمندان
old master
هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
master
چیره دست شدن
master
استاد شطرنج
master of
سرپرست گروه شکار روباه
master
کاپیتان کشتی
master station
ایستگاه اصلی
master station
پست اصلی مخابرات
master stroke
استادی
head master
مدیر اموزشگاه
harbour master
مسئول بندر متصدی لنگرگاه
master stroke
هنر نمایی
master stroke
شاهکار
master tape
شاه نوار
master tournament
مسابقه ازاد سالانه گلف بین قهرمانان دعوت شده
master station
شاه ایستگاه
head master
مدیر مدرسه
he is a past master in
او در استاد یا کهنه کار است
harbour master
متصدی بندر
harbour master
رئیس بندر
harbor master
راهنمای بندر
harbor master
رئیس بندر
globe master
نوعی هواپیمای باری سنگین چهار موتوره
french master
فرانسه
head master
رئیس
drop master
سرپرست پرش
french master
اموزگار
master workman
سر کارگر
master workman
استاد کار
drill master
مشق دهنده
dock master
راهنمای حوض
beach master
رئیس بارانداز
beach master
افسر لجستیک در عملیات اب خاکی رئیس اسکله
harbor master
مامور تنظیم حمل ونقل وامور بندرگاه
language master
اموزگار زبان
property master
متصدی اثاثیهای که در روی صفحه نمایش بکار میرود
ring master
رئیس سیرک
sailing master
افسری که موافب راندن کرجیهای تفرجی است
candidate master
نامزد استادی شطرنج
cargo master
هواپیمای کارگوماستر
cargo master
نوعی هواپیمای باری
master workman
سرکارگر
master's certificate
گواهینامه فرماندهی
mint master
رئیس ضرابخانه
missile master
دستگاه توزیع اتش کامپیوتری پدافند هوایی
master of the court
مدیر دفتر دادگاه
chess master
استاد شطرنج
pilot master
سر راهنما
drop master
مدیر پرش
scout master
در پیشاهنگی :سر رسد
iron master
اهن ساز
master of the time
صاحب الزمان
master mind
فکر بزرگ
master sergeant
سرگروهبان
master service
انشعاب اصلی
master slave
ارباب و برده
master menu
برنامه غذایی اصلی یکان
master menu
لیست مبنای جیره غذایی اصلی
master mariner
ناخدای کشتی بازرگانی
master in lunacy
مامور رسیدگی به دیوانگی ها
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
master mind
عقل کل
master mode
وضعیت اصلی
master mode
حالت راهبر
master physician
سر پزشک
master pick
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
master tooth
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
master plot
نقشه راهنمای اصلی عکس برداری هوایی
master race
نژاد برتر
master rod
شاتون اصلی
master routine
شاه روال
master sergeant
استوار ارشد نیروی زمینی
master file
شاه پرونده
master carpenter
سردرودگر
master builder
معمارباشی
master builder
بنای مقاطعه کار
master builder
معمار
master at arms
درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
master clock
شاه زمان سنج
language master
زبان اموز
master slice
شاه قاچ
master carpenter
سرنجار
master of the horse
کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
master document
مدرک اصلی
master data
دادههای اصلی
master data
شاه دادهها
master data
شاه داده
international master
استاد بین المللی شطرنج
master console
پیشخوان اصلی
master compass
قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
master clock
زمان سنج اصلی
master clear
کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
iron master
رئیس کارخانه اهن سازی یا اهن ریزی
master of ceremonies
رئیس تشریفات
truck master
مامور یا سرپرست چندکامیون
Master of Arts
صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
master key
کلید چندین قفل
master key
قاعده کلی شاه کلید
master keys
کلید چندین قفل
master keys
قاعده کلی شاه کلید
taxing master
مامور وصول مالیات هزینه دادرسی
question-master
فردپرسشگردریکمسابقهیاامتحان
wagon master
رئیس قطار
wagon master
مسئول واگن
To be a master of ones craft.
درفن خود استاد بودن
past master
استاد پیشین
singing master
اموزگار سرایش
ship's master
افسرارشد کشتی
master agreement
چهارچوب توافق
[حقوق]
master agreement
توافق اولیه
master of ceremonies
متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
master plan
نقشه کلیات
They all acknowledge him master .
همه او را به استادی قبول دارند
master plan
نقشه مجموعه
master plans
نقشه کلیات
master plans
نقشه مجموعه
whore master
جنده باز
ship's master
کاپیتان کشتی تجاری
Master of Science
فوقلیسانسMSc-
master cord
ریسماناصلی
station master
رئیس ایستگاه
past master
استاد قدیمی
master switch
کلید اصلی
master switches
کلید اصلی
master gate valve
مدخلدریچهاصلی
master boot record
رکورد راه اندازی اصلی
master file maintenance
تغییردادن یا اصلاح فایلهای اصلی
senior master sergeant
سرگروهبان
master slave manipulator
بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
master slave system
سیستم راهبر پیرو
master slave system
سیستم ارباب و برده
master data file
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
Jack of all trades , master of none .
همه کاره وهیچ کاره
master file maintenance
فرایند بروز دراوردن
Jack of all trades and master of none..
<proverb>
همه کاره هیچ کاره است .
He is a jack of all trades, but master of none.
<idiom>
او مرد همه کاره است و هیچ کاره.
master slave manipulator
یک شانه
master slave computer system
یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
master chief petty officer
ناو استواریکم
Chief of protocol. Master of ceremonies.
رئیس تشریفات
master chief petty officer
استوار یکم
previous master of a liberated slave
معتق
program id
شناسنامه برنامه
program
نقشه
program
برنامه تهیه کردن
program
دستور
program
برنامه ریزی کردن
program
برنامه
program
برنامه دستور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com