Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
maximum gate trigger voltage
ولتاژ احتراق حداکثر
Other Matches
maximum gate trigger current
جریان احتراق حداکثر
maximum reverse r.m.s. voltage
ولتاژ سد موثر حداکثر
maximum powerpoint voltage
ولتاژ در نقطه توان حداکثر
maximum permissible voltage
ولتاژ مجاز حداکثر
maximum output voltage
ولتاژ خروجی حداکثر
maximum operating voltage
ولتاژ کار حداکثر
trigger
پاشنه
trigger
ماشه اسلحه
trigger
گیره سنگ زیر چرخ
trigger
چرخ نگهدار ماشه
trigger
کشیدن رها کردن
trigger
راه انداختن
trigger
راه اندازی
trigger
رهاکردن
trigger
مدار رهاساز
trigger
ماشه تفنگ
trigger
محرک
trigger
ماشه
trigger
پرتاب کردن فشنگ
trigger
شروع کردن حمله یاکار
trigger
برانگیزنده
To pull the trigger .
ما شه تفنگ را کشیدن
trigger switch
دکمهبهراهانداختن
trigger happy
عاجز از کنترل خود در اثرشادی
trigger-happy
دست به هفت تیر
trigger happy
دست به هفت تیر
trigger-happy
عاجز از کنترل خود در اثرشادی
trigger guard
حافظماشه
schmitt trigger
رهاساز اشمیت
trigger bar
اهرم ماشه
trigger bar
میله ماشه
trigger circuit
مدار رها ساز
trigger control
تنظیم با ماشه
trigger squeeze
کشیدن ماشه
trigger tube
لامپ رها ساز
payout trigger
ماشهپرداخت
security trigger
دستهامنیت
trigger squeeze
فشار دادن ماشه
hair trigger
ماشه دوم تفنگ
hair trigger
باسانی حرکت کننده
gate
دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
gate
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate
یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate
سوزن اتصال به یک FET
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate
راه تغذیه لشعلث
gate
مدخل
and gate
مدار AND
nor gate
دریچه نقیض یا
and gate
دریچه و دریچه ضرب منطقی
take out gate
دریچه ابگیر ابیاری
saw gate
چارچوب اره
down gate
راهگاه پایین دست
not and gate
دریچه نا- و
not gate
دریچه نا
not gate
دریچه نقیض
not or gate
دریچه نا- یا
or gate
دریچه یا
and gate
دریچه و
or gate
دریچه OR
nor gate
دریچه نایا
gate
گیت
gate
فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate
دریچه تنظیم اب در مخزن سد
gate
وسایل ورود ورودیه
gate
مدخل دریجه سد
gate
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate
در بزرگ
gate
دروازه
Gate
ورودی به باند
gate
فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
gate
قسمت فنری قلاب کوهنوردی
gate
دروازه شروع اسکی
gate
محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
gate
دریچه
maximum value
مقدار بهره برداری
maximum
ماکزیمم
maximum
حداکثر
maximum
بالاترین مقدار ماکسیمم
maximum
بیشترین حجم داده که قابل ذخیره سازی است
maximum
بیشترین
maximum
بیشین
maximum
بزرگترین وبالاترین رقم
maximum
منتهی درجه بزرگترین
maximum
بزرگترین عددی استفاده میشود یا مجاز است
maximum
بزرگترین عدد کاربران که سیستم در هر لحظه می پذیر
maximum
بزرگترین حجم داده که هر لحظه ارسال میشود
maximum value
جریان بیشینه
maximum value
مقدار حداکثر
maximum
بالاترین ماکسیمم
maximum
بیشینه
gate hanger
التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
gate electrode
الکترود دریچهای
proselte of the gate
کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
flap gate
دریچه یک طرفه
pouring gate
تغذیه قالب
pouring gate
دریچه ریزش
flood gate
ابگیره
flood gate
بندسیلگیر
gate crasher
میهمان ناخوانده
flood gate
سد دریچهای
gate leaf
بدنه دریچه سد
gate meeting
انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
nand gate
دریچه نقیض و
head gate
دریچه فوقانی کانال
head gate
دریچه بالادست سد
majority gate
دریجه اکثریت
logic gate
دروازه منطقی
lich gate
سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
lich gate
راهرو
indicator gate
دریچه شاخص
nand gate
دریچه ناو
nonequality gate
دریچه نابرابری
gate post
تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
gate transition
شیر فلکه تبدیل
gate tube
لامپ دریچهای
gate valve
شیر قطع جریان
gate valve
شیر کشویی
gate vessel
شناور درب حوض تعمیرات ناو
golden gate
پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
inclusive or gate
دریچه یای شامل
spillway gate
درخروجآبسطحسد
caterpillar gate
دریچه چرخ زنجیری
check gate
دریچه تنظیم
xor gate
دریچه یای ضمنی
color gate
دریچه پیام رنگی
complement gate
دریچه متمم ساز
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
cow gate
چراگاه گاو
threshold gate
دریچه استانهای
tainter gate
دریچه لولادار
He was approaching the gate.
او
[مرد]
به دروازه نزدیک شد.
gate-leg
پایهدروازهایشکل
burst gate
لامپ پیام گذار
upper gate
دروازهبالایی
ring gate
دهانهحلقوی
wicket gate
دهانهدریچه
gate keeper
دروازه بان
bifurcation gate
دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
crash the gate
<idiom>
بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
gate money
پولبلیطورودیه
blind gate
دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
lower gate
دروازهپائینی
tainter gate
دریچه قطائی
starting gate
دروازه شروع
elementary gate
دریچه مقدماتی
elementary gate
دریچه ابتدایی
equal gate
دریچه برابری
equality gate
برابر سازی
equivalence gate
دریچه هم ارزی
exclusive nor gate
دریچه نقیض یای انحصاری
lich-gate
راهرو سرپوشیده
equivalence gate
دریچه معادل
exjunction gate
دریچه یای انحصاری
sluice gate
دریچه
exclusive or gate
دریچه یای انحصاری
railroad gate
درب ورودی راه اهن
discharge gate
دریچه تخلیه
roller gate
دریچه غلطان
sluice gate
اب بند
sluice gate
ابگیره
maximum load
بار حداکثر
maximum liklihood
درست نمایی بیشینه
maximum gradeability
حداکثر شیب قابل عبور به وسیله خودرو
maximum performance
عملکرد حداکثر
maximum available powere
توان حداکثر
maximum load
بار گذاری حداکثر
maximum moment
حداکثر لنگر
maximum moment
لنگر بیشینه
maximum ordinate
حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
maximum gain
تقویت حداکثر
maximum natality
حداکثر زاد و ولد
maximum natality
بیشینه زادو ولد
maximum of intensity
حداکثر شدت
maximum output
خروجی حداکثر
maximum frequency
فرکانس حداکثر
maximum flood
سیل بیشینه
maximum flood
طغیان بیشینه
to have a maximum limit
[of something]
[به]
حداکثر
[چیزی یا مقداری]
اعتبار داشتن
[اقتصاد]
maximum density
حداکثر تراکم
maximum demand
بار حداکثر
maximum demand
پیک بار
maximum capacity
فرفیت حداکثر
maximum demand
تقاضای بیشینه
maximum deviation
انحراف حداکثر
maximum current
جریان پیک
maximum deflection
انحراف حداکثر
maximum detector
اشکارساز حداکثر
maximum duration
زمان حداکثر
intensity maximum
حداکثر شدت
intensity maximum
پیشینه نور ماکسیمم نور
maximum flexibility
خمش پذیری حداکثر
maximum energy
انرژی حداکثر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com