English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (8 milliseconds)
English Persian
medium cloud ابرهای متوسط
Other Matches
on cloud nine <idiom> خیلی خوشحال وشاد
under a cloud <idiom> سوء فن
under a cloud <idiom> ناراحت وغمگین
cloud قارچ اتمی
cloud تیره شدن
cloud ابر
cloud توده ابرومه
cloud توده انبوه تیره وگرفته
to cloud over ابری شدن [هوشناسی]
cloud ابری شدن سایه افکن شدن
cloud لکه
low cloud ابرهای کم ارتفاع
cloud amount میزان پوشش ابر اتمی
cloud point دمایی که در ان مایع سردشونده شروع به کدر ومات شدن میکند
condensation cloud ابر یا بخار غلیظی از قطرات که اطراف گوی اتشین اتمی رامی گیرد
electron cloud ابر الکترونی
high cloud ابرهای مرتفع
ion cloud ابر یون
cloud amount غلظت ابر اتمی
cloud attack تک شیمیایی با مواد سمی
cloud attack تک با ابر شیمیایی
cloud land عالم خیال یافرض
cloud forest جنگل بلند مه الود
cloud drift ابرمتحرک
cloud cover سطح ابر زیرپوشش اتمی
cloud cover غلظت ابر اتمی
cloud chamber اتاقک ابر
cloud castle خیال خام
cloud burst رگبار
star cloud ابری ستارهای
star cloud سحابی ستارهای
noctilucent cloud ابرنوتلیوسنت
nacreous cloud ابرصدفی
mushroom cloud ابریکهازگردوخاکحاصلازانفجارهستهایتشکیلمیشود
storm cloud ابرهایسیاهطوفانی
scattered cloud ابرپراکنده
A patch of cloud . لکه ابر
cloud capt ابربرسر
cloud design طرح ابری که بیشتر در فرش های چینی دیده می شود و حالتی از ابر را نشان می دهد
wilson cloud نوعی ابر غلیظ و متراکم
every cloud has a silver lining <idiom> [خوش بین باش، روزهای سخت نیز جایشان را به روزهای بهتر میدهند]
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
cloud-cuckoo-land کشور پریون
type of middle cloud شکالابرقسمتمیانی
type of low cloud شکلابرقسمتپائینی
cloud chamber effect اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
type of high cloud شکلابرقسمتبالایی
these cloud promise rain این ابرها خبر از بارندگی میدهند
cloud-cuckoo-land سرزمین اوهام
lasser magellanic cloud ابر ماژلانی کوچک
cloud-cuckoo-land سرزمین خواب و خیال
greater magellanic cloud ابر ماژلانی بزرگ
cloud of volcanic ash خاکسترابریعمودی
dust cloud theory نظریه غباری
measurement of cloud ceiling اندازهگیریفشارهوا
cloud top height ارتفاع صعود قارچ اتمی
cloud lattice design طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
medium میانی
medium واسطه
medium متوسط
medium وسیله انجام کار
medium مقدار متوسط
medium معدل
medium واسطه دلال
medium میانه
medium حد وسط
medium ملا "
medium محیط
medium مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
medium رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
medium محیط کشت
medium میانجی واسطه
medium وسیله
medium متوسط معتدل
medium واسط
medium مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
medium رسانه
medium رسانهای که امکان ذخیره و نمایش داده میدهد مثل دیسک مغناطیسی یا VDU
medium وسط یا میانگین
medium هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
medium range وسیله یا جنگ افزار برد متوسط
polarization of a medium قطبش محیط
transfer medium رسانه انتقال
medium wave موج متوسط
virgin medium واسطه دست نخورده
virgin medium رسانه بکر
medium steak استیک متوسط سرخ یا پخته شده
medium-dry شرابنهچندانشیرین RO
medium pacer توپ انداز با روش پرتاب مستقیم و سرعت متوسط
medium voltage ولتاژ متوسط
circulating medium وسیله انتقال قدرت خرید
medium frequency فرکانس میانه
medium frequency بسامد متوسط
empty medium رسانه تهی
medium curing قیرهای محلول کندگیر
medium term میان مدت
medium artillery توپخانه متوسط
end of medium انتهای رسانه
dispersive medium محیط پخش
dispersion medium محیط پاشندگی
data medium رسانه داده ها
data medium داده رسان
medium speed بیت در ثانیه
medium gravle شن متوسط
medium lampholder سرپیچ معمولی
medium scale نقشه مقیاس متوسط
medium scale در مقیاس متوسط
medium range با شعاع عمل متوسط
medium of exchange وسیله داد وستد
medium of exchange وسیله مبادله
medium scale integration مجتمع سازی در مقیاس متوسط
medium scale intergration مجتمع سازی در مقیاس متوسط
medium term forecast پیش بینی میان مدت
a medium sized car یک اتومبیل متوسط
medium term loan وام میان مدت
medium format SLR (6 x 6) شکلمتوسطSLR
medium energy particle ذره با انرژی متوسط
medium scale integration مدار مجتمع با دو قطعه
medium carbon steel فولادباکربن متوسط
medium pace bowler توپ انداز با روش پرتاب مستقیم و سرعت متوسط
medium term planning برنامه ریزی میان مدت
medium energy particle ذره میان انرژی
secondary storage medium رسانه انباره ثانوی
medium frequency motor موتور با فرکانس میانی
iron at medium setting درجهمیانیدراتو
medium range ballistic missile موشک بالستیک میان برد
medium tension distribution line خطسیرپخشفشارمتوسط
track [on a sound recording medium] تیتر موسیقی [روی محیط ضبط صوت]
track [on a sound recording medium] تیتر آهنگ
Short medium and long wave موج کوتاه ومتوسط و بلند
tumble dry at medium to high temperature بادرجهمتوسطبهبالاوخشکبهمبزنید
Unimog [a range of multi-purpose auto four-wheel drive medium trucks] یونیماک [حمل و نقل]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com