Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
mistake of fact is a good defence
اشتباه حکمی دفاع محسوب میشود
Other Matches
mistake of fact
اشتباه موضوعی
mistake of law is no defence
اشتباه حکمی دفاع محسوب نمیشود
In fact, that is just what is good about it.
اتفاقا"خوبیش در همین است
to make good a mistake
[ to wipe a disgrace]
<idiom>
اشتباهی را جبران کردن
ignorance of the face is a good defence
جهل موضوعی دفاع محسوب میشود
As a matter of the fact. in fact . in point of fact.
درحقیقت
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
What is good for the goose is good for the gander . One cant apply double standards .
یک بام ودو هوانمی شود
HE is good at math. He has a good head for figures.
حسابش ( ریاضیات ) خوب است
Good gracious ! Good heaven ! My god !
پناه برخدا
It's a well-known fact that ....
این را همه کس بخوبی میدانند که ...
We know it for a fact that…
برایمان کاملا" معلوم است که ...
an a fact
تمام شده
Despite the fact that…
با وجود اینکه
the fact that
این امرکه
the fact that
اینکه
in fact
براستی
in fact
درحقیقت
I appreciate the fact that ...
من قدر این را می دانم که ...
fact
وجود مسلم
fact
واقعیت
fact
بوده
in fact
یعنی
The fact is that…
قدر مسلم اینست که ...
in fact
برای مثال
I know it for a fact.
این یک حقیقت مسلم است
in fact
به عبارت دیگر
fact
حقیقت
in point of fact
حقیقت امر اینست که
In view of the fact that … whereas …
نظر به اینکه
as a matter of fact
حقیقت امر اینست که خوب بخواهید بدانید
established fact
محرز
presumption of fact
استنباط از روی امارات
fact-finding
ماموریتکشفحقیقت
established fact
امر محقق
owing to the fact that
نظر به اینکه
in point of fact
خوب بخواهید بدانید
in view of the fact that
نظر به اینکه
anestablished fact
امر محقق
owing to the fact that
از انجایی که چون
fact of life
حقیقتزندگی
The fact of the matter is. . . . . . .
حقیقت امر اینست که ...
matter-of-fact
<idiom>
چیزی که شخص است ،برطبق واقعیت
Not to mention the fact that …
حالا بگذریم از اینکه...
matter-of-fact
حقیقت امر
fact sheet
برگهایحاویاطلاعاتمشخصدربارهچیزی
issue of fact
نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
matter-of-fact
بطور واقعی
matter of fact
بطور واقعی
matter of fact
حقیقت امر
to evolve a fact
چگونگی امری را فاهر کردن
matter of fact
<idiom>
چیزی واقعا درست باشه
to confess the fact
اقراربعمل کردن
ignorance of fact
جهل موضوعی
owing to the fact that
به واسطه اینکه
in point of fact
<idiom>
براستی ،واقعا
We should not have lost sight of the fact that ...
ما نباید فراموش می کردیم در نظر بگیریم که ..
fact finding body
هیات تحقیق
He was dismissed though (while) he was in fact innocent.
اخراج شد درصورتیکه بی گناه بود
fact finding body
کمیسیون تحقیق
This contract is in fact ascrap of paper .
این قرار داد درواقع یک کا غذ پاره است
by mistake
<adv.>
بصورت غلط
and no mistake
البته
by a mistake
<adv.>
بطور غلط
by a mistake
<adv.>
بصورت غلط
by mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
by a mistake
<adv.>
بطور اشتباه
by mistake
<adv.>
بطور اشتباه
by mistake
<adv.>
سهوا
by a mistake
<adv.>
اشتباها
by mistake
<adv.>
اشتباها
by a mistake
<adv.>
سهوا
by a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
mistake
غلط
now no mistake
خوب به بینیدچه میگویم
now no mistake
درست سخن مرادریابید
and no mistake
بدون شک
if i mistake not
اگر غلط
if i mistake not
نکنم
by a mistake
<adv.>
اشتباهی
by mistake
<adv.>
اشتباهی
mistake
خطا
mistake
اشتباه
mistake
درست نفهمیدن اشتباه
mistake
اشتباه کردن
by mistake
<adv.>
بطور غلط
blemish
[mistake]
عدم تقارن در بافت
make a mistake
<idiom>
اشتباه کردن
make a mistake
خطا کردن
as a result of a mistake
<adv.>
بطور اشتباه
blemish
[mistake]
نقص
as a result of a mistake
<adv.>
بطور غلط
computational mistake
خطای محاسباتی
a fateful mistake
اشتباهی سرنوشت ساز
blemish
[mistake]
خطا
I think there is a mistake in the bill.
من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
as a result of a mistake
<adv.>
اشتباها
grammatical mistake
error grammatical
as a result of a mistake
<adv.>
بصورت غلط
huge mistake
اشتباه خیلی بزرگ
mistake of law
اشتباه حکمی
as a result of a mistake
<adv.>
اشتباهی
as a result of a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
to make a mistake
اشتباه کردن
as a result of a mistake
<adv.>
سهوا
an orthographical mistake
تصحیف
an orthographical mistake
غلط املایی
blemish
[mistake]
عیب
to make a mistake
سهوا
to make a mistake
اشتباها
mistake while in discharge of duty
خطا در حین انجام وفیفه
I paid dearly for this mistake .
این اشتباه برایم گران تمام شد
I made a mistake . I was wrong.
من اشتباه کردم
to make a typing error
[mistake]
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
to make a typing error
[mistake]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
defence third
دفاعسوم
in self defence
برای دفاع
defence
بک
right defence
دفاعمستقیم
defence
defense
right of self defence
حق دفاع مشروع
in self defence
خود
self-defence
دفاع از خود
in defence of somebody
[something]
برای دفاع از کسی
[چیزی]
self defence
دفاع مشروع
defence
پدافند
the right of self-defence
حق دفاع از خود
defence
دفاع کردن استحکامات
defence
دفاع
summetrical defence
دفاع متقارن
janisch defence
دفاع یانیش
stack the defence
ارایش دفاعی
statement of defence
لایحه دفاعیه
secretary of defence
وزیر دفاع
antimissile self-defence
پوششضدتابش
sicilian defence
دفاع سیسیلی شطرنج
indian defence
دفاع هندی شطرنج
slav defence
دفاع اسلاو در گامبی وزیرشطرنج
staunton defence
دفاع استاونتن در گامبی متقابل بنونی
tarrasch defence
دفاع تاراش در گامبی وزیرشطرنج
pillsbury defence
دفاع کمبریج اسپرینگز
westphalia defence
دفاع وستفالی در گامبی وزیرشطرنج
yogoslav defence
دفاع یوگوسلاو
yogoslav defence
دفاع پیرک
gothic defence
دفاع گوتیک در بازی سه اسب شطرنج
grunfeld's defence
دفاع گرونفلد شطرنج
two knights' defence
دفاع دو اسب
legitimate defence
دفاع مشروع
zone defence
دفاع منطقهای
tchigorin defence
دفاع چیگورین در گامبی وزیرشطرنج
defence
[British E]
دفاع
[قانون]
[ورزش]
[ارتش]
to act in self-defence
دفاع از خود اقدام
[حرکت]
کردن
coast defence
سازمان پدافنداز ساحل
box defence
تشکیل یک مربع برای دفاع ازدروازه
bord's defence
دفاع برد در روی لوپس
civil defence
موسسهآموزشدهندهمهارتهایرزمی
berlin defence
دفاع برلین در گشایش فیل شطرنج
benoni defence
دفاع بنونی
orthodox defence
دفاع ارتودکس در گامبی وزیرشطرنج
old indian defence
دفاع هندی قدیم شطرنج
prevent defence
جبهه دفاعی با استفاده از نفراضافی
primeter defence
دفاع دور تا دور
french defence
دفاع فرانسوی شطرنج
alekhine's defence
دفاع الخین
primeter defence
پدافند دورتا دور
budapest defence
دفاع بوداپست در پیاده وزیرشطرنج
polish defence
دفاع لهستانی
pirc defence
دفاع پیرک
coast defence
پدافند ساحلی
cozio defence
دفاع کوتسیو در روی لوپس
czech defence
دفاع چک
czech defence
نام منسوخ دفاع اسلاو
damiano's defence
دفاع دامیانو
defence station
readiness of degree third
pillsbury defence
دفاع پیلزبری
philidor's defence
دفاع فیلیدور
closed defence
دفاع بسته در روی لوپس
dory defence
دفاع دوری
close defence
سه مدافع
ego defence
دفاع خود
defence mechanisms
ساز و کاردفاعی
defence mechanisms
مکانیزم دفاعی
defence mechanism
ساز و کاردفاعی
russian defence
دفاع روسی
russian defence
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
goal defence
دفاعگل
meran defence
دفاع مران
marshall defence
دفاع مارشال در گامبی وزیرشطرنج
wing defence
دفاعگوشه
scandinavian defence
دفاع اسکاندیناویایی
scandinavian defence
دفاع متقابل مرکزی
schleman defence
دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
lasker's defence
دفاع لاسکر در گامبی وزیرشطرنج
robatsch defence
دفاع روباتش
janisch defence
دفاع شلیمان
defence mechanism
مکانیزم دفاعی
left defence
دفاعچپ
becker's defence
دفاع بکر در گامبی شاه شطرنج
national defence
پدافند ملی
national defence
دفاع ملی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com