Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 136 (7 milliseconds)
English
Persian
mobile reserve
احتیاط متحرک
Other Matches
mobile
سیال تغییرپذیر
mobile
با تحرک
mobile
سیار
mobile
قابل تحرک
mobile
قابل حرکت
mobile
متحرک
mobile
پرجنبش
mobile
جنگ متحرک
mobile
تغییرپذیر
mobile
جنبان
mobile
روان سیال
mobile unit
واحدمتحرک
mobile charge
بار متحرک
mobile homes
خانه متحرک
mobile home
خانه متحرک
mobile home
تریلی
mobile plant
دستگاه متحرک
primum mobile
محرک اصلی
primum mobile
اسمان دهم
mobile warfare
جنگ سیال جنگی که در ان طرفین بامبادله اتش و کاربرد مانورو استفاده از زمین ابتکارعملیات را به دست گرفته وحفظ می نمایند
mobile warfare
جنگ متحرک
mobile station
فرستنده متحرک
mobile phase
فاز متحرک
upwardly-mobile
افرادیاگروهیکهدرحالپیشرفتباشند
mobile employment
استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
mobile defense
پدافند متحرک
mobile homes
تریلی
mobile filing unit
قسمتفایلهایمسافرین
mobile drawer unit
قسمتکشویمتحرک
mobile training team
تیم اموزشی سیار
mobile passenger steps
پلههایمتحرکمسافرین
mobile repair shop
تعمیرگاه سیار
mobile turnable ladder
نردبان متحرک
mobile lubricating equipment
تجهیزات روغنکاری متحرک
mobile equipment pool
بنه متحرک افزارهای ویژه درسطح گروهان و گردان ودسته
to have something in reserve
چیزی درچنته داشتن
I'd like to reserve ...
می خواهم یک ... رزرو کنم؟
under reserve
تحت تضمین
with reserve
بقید احتیاط
to have something in reserve
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
reserve
کنار گذاشتن
reserve
توداربودن
reserve
ذخیره کردن
reserve
احتیاط
reserve
اندوخته
reserve
رزرو کردن
reserve
از پیش حفظ کردن
reserve
مدارا
reserve
احتیاط یدکی
reserve
ذخیره
reserve
اندوختن اندوخته
reserve
نگه داشتن اختصاص دادن
reserve
پس نهاد کردن
reserve
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserve
قید شرط
reserve
نگهداشتن
reserve
پس نهاد
reserve
ذخیره کردن اختصاص دادن
reserve
عضو علی البدل
reserve
کتمان حقیقت
reserve fund
وجوه ذخیره
reserve on board
مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
reserve curreny
ارز ذخیره
reserve officer
افسر احتیاط
reserve officer
افسر وفیفه
reserve mobilization
بسیج نیروهای احتیاط
reserve curreny
پول ذخیره
reserve echelon
رده احتیاط
reserve factor
نسبت استحکام واقعی یک سازه به کمترین استحکام لازم برای شرایط موردنظر
reserve force
نیروی احتیاط
reserve fund
سرمایه احتیاطی
reserve mobilization
بسیج احتیاطها
reserve fund
وجوه اندوخته
reserve price
اخرین بها
reserve price
بهای قطعی
tactical reserve
احتیاط تاکتیکی
stone reserve
ذخیره سنگ
rolling reserve
امادذخیره دم دست وهمیشه حاضر در پای کار
rolling reserve
اماد ذخیره غلطان
reserve stock
اماد ذخیره
reserve requirements
ذخائر مورد نیاز
reserve requirement
مقدار ودیعه مالی که هر بانک تجارتی در بانک مرکزی بایدداشته باشد
reserve price
قیمت پایه در حراج
reserve price
قیمت نهایی بهای قطعی
paper in reserve
کاغذذخیرهای
reserve parachute
چترذخیرهای
I'd like to reserve a table for 5.
میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
reserve stock
موجودی ذخیره
Could you reserve a room for me?
آیا میتوانید اتاقی برای من رزرو کنید؟
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
tactical reserve
نیروهای احتیاط تاکتیکی
army reserve
احتیاط نیروی زمینی
capital reserve
اندوخته سرمایه
liability reserve
ذخیره بدهیها
gold reserve
اندوخته طلا
general reserve
احتیاط عمومی
floating reserve
احتیاط سیال
floating reserve
نیروی ذخیره احتیاط متحرک
equipment reserve
ذخیره تجهیزاتی
central reserve
سکوی میانی
central reserve
سکوی وسط
capital reserve
ذخیره سرمایه
battle reserve
احتیاط جنگی
battle reserve
ذخیره جنگی
army reserve
قسمت احتیاط نیروی زمینی
national reserve
اندوختگاه ملی
national reserve
پاستگاه ملی
nature reserve
اندوختگاه طبیعی
reserve center
مرکز اموزش احتیاط
reserve center
مرکز احتیاط
reserve buoyancy
جرم اضافی برای غوطه ورساختن کامل شناورها یابدنه هواپیمای دریایی
reserve buoyancy
حجم بالاتر از خط ابخور ناو
payment under reserve
پرداخت تحت تضمین
reserve accumulator
انباره کمکی
reserve components
قسمتهای احتیاط ارتش
reflex reserve
پس مانده بازتاب
nature reserve
اندوختگاه نیادی
ready reserve
ذخیره اماده ذخایر اماده احتیاط اماده برای بسیج یااستفاده
operational reserve
احتیاط عملیاتی
operational reserve
ذخیره عملیاتی
fractional reserve banking
روش مبتنی بر ذخیره جبران کسری در امریکا در ازای هرصد دلاری که مشتریان دربانک می گذارد
reserve army of unemployed
ارتش ذخیره بیکاران
industrial reserve army
ارتش ذخیره صنعتی
auction sale without reserve
فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
army reserve command
فرماندهی احتیاط نیروی زمینی قسمت احتیاط ارتش
reserve army of unemployed
سپاه ذخیره بیکاران
federal reserve system
سیستم ذخیره فدرال
federal reserve bank
بانک فدرال رزرو
federal reserve system
نظام فدرال رزرو
fractional reserve banking
بانک باید 02دلار ذخیره قانونی داشته باشد
federal reserve system
سیستمی که به موجب ان
federal reserve system
ایالات متحده علیرغم تقسیم به ایالات مختلف دارای پشتوانه ارزی واحد است
fuel reserve tank
مخزن ذخیره سوخت
strict nature reserve
اندوختگاه طبیعی بازداشته
civil reserve air fleet
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com