Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 136 (7 milliseconds)
English
Persian
neither report was correct
هیچیک از ان دو گزارش درست نبود
Other Matches
correct
درست
correct
<adj.>
صحیح
correct
<adj.>
مناسب
correct
<adj.>
شایسته
correct
دقیق یا درست
correct
پاک کردن خطا از چیزی
correct
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correct
درست کردن
correct
صحیح
correct
صحیح کردن تصحیح کردن
correct
اصلاح کردن تادیب کردن
correct
<adj.>
درست
correct
تصحیح کردن
correct
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
range correct
برد خوب
accurate
[correct]
<adj.>
شایسته
accurate
[correct]
<adj.>
مناسب
accurate
[correct]
<adj.>
صحیح
range correct
فرمان برد خوب
accurate
[correct]
<adj.>
درست
A correct answer.
جواب صحیح
correct response
پاسخ درست
to correct yhe press
چیز چاپ شده غلط گیری کردن
apply a correct holt
اجرای فن صحیح کشتی
report
مدرک
report
گواهی
the report goes
چنین گویند
report
خبردادن
report
خبر
report
گزارش دیدبانی
report
صدای شلیک
report
گزارش دادن به
report
معرفی کردن خود
report
اطلاع دادن
report
شایعه
report
گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
report
گزارش
report
گزارش دادن
report
شهرت
report
صدا
report
انتشار
spot report
گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
technical report
گزارش فنی
status report
گزارش وضعیت
survey report
گزارش بازرسی
submit a report
گزارش دادن
snap report
گزارش فوری یا انی
situation report
گزارش وضعیت
report generator
گزارش ساز ایجادکننده گزارش
report of survey
گزارش تحقیقات یا بررسیها
report program
برنامه گزارش
report writer
گزارش نویسی
report writer
نویسنده گزارش
schedule report
گزارش زمانبندی شده
school report
گزارش اموزشگاه
self report inventories
پرسشنامههای خودسنجی
report generator
گزارش زایی گزارش گیری
report generator
تولیدگزارش
shelling report
گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
subemit a report
گزارش دادن
this report is incredible
این گزارش را نمیتوان باورکرد
to make out a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
to write out a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
to write up a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
to draw up a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
to report oneself
حاضر شدن وخود را معرفی کردن
viva report
گزارش شفاهی
to report
[to a body]
گزارش دادن
[به اداره ای]
to report to the police
خود را به پلیس معرفی کردن
[بخاطر خلافی]
press report
گزارش خبری
report card
کارنامه
draft report
گزارش نیمه نهایی
error report
گزارش خطا
evaluation report
گزارش ارزیابی وضعیت
feeder report
گزارشات تکمیلی
final report
گزارش نهایی
fitness report
گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
fitness report
تعرفه خدمتی
flash report
گزارش انی
flash report
گزارش برق اسا
feeder report
گزارشات بعدی
hot report
گزارش مهم
hot report
اطلاعات مهم کسب شده از روی تفسیرعکس هوایی
docking report
گزارش عملیات تعمیراتی در حوضچه
docking report
گزارش تعمیر ناو
detailed report
گزارش مشروح
report cards
کارنامه
action report
گزارش عملیات جنگی گزارش درگیری با دشمن
amplifying report
گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
an incomprehensive report
گزارش کوتاه
annual report
گزارش سالانه
annual report
گزارش سالیانه
command report
گزارش فرماندهی
contact report
گزارش اخذ تماس
contact report
گزارش تماس با هواپیمای دشمن
critic report
گزارش نتیجه جلسه انتقاد
demand report
گزارشی که به هنگام نیازتولید میشود
departure report
گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
i saw the report in the rough
من پیش نویس این گزارش رادیدم
interim report
گزارش پیشرفت کار
quarterly report
گزارش سه ماهه
readiness to report
حاضر جوابی
readiness to report
امادگی برای پاسخ دادن
report file
فایل گزارش
report generation
گهارش زایی
report generation
تولید گزارش
to report for duty
برای کار حاضر شدن وخود رامعرفی کردن
report generator
گزارش زا
report generator
مولد گزارش
report generator
نرم افزاری که امکان ادغام فایل ازپایگاه داده ها به متن را میدهد
progress report
گزارش پیشرفت کار
report generator
برای تامین گزارش کامل
mortar report
گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
management report
گزارش مدیریت
periodic report
گزارش دورهای
of good report
نیک نام
internal report
گزارش داخلی
report progarm generator
مولدبرنامه گزارش
report progarm generator
زبان ار- پی- جی
cargo outturn report
گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
aircraft accident report
گزارش سانحه هوایی
weekly progress report
گزارش هفتگی کار
report progarm generator
تولیدبرنامه گزارش
report tothe director
خود را حضورا نزد رئیس معرفی کنید
daily progress report
گزارش روزانه پیشرفت کار
project technical report
گزارش فنی طرح
report program generator
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
project technical report
گزارش فنی پروژه
periodic intelligence report
گزارش نوبهای اطلاعاتی
a true and accurate report
گزارشی درست و دقیق
to report somebody
[to the police]
for breach of the peace
از کسی به خاطر مزاحمت راه انداختن
[به پلیس]
شکایت کردن
practical extraction and report language
زبان برنامه نویسی مفسر
The details of the report were verified by the police.
جزییات گزارش توسط پلیس تصدیق وتأیید شد
action oriented management report
گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
practical extraction and report language
برای توید متنهای CGI که می توانند فرم هایی را پردازش کنند یا روی وب سرور برای بهبود وب سایت توابعی انجام دهند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com