English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
page description language زبان تشریح صفحه
Other Matches
data description language زبان تعریف داده
hardware description language زبان تشریع سخت افزاری
description توصیف تشریح
description وصف
description شرح
description زاب
brief description چکیده
description جور [گونه] [قسم] [جنس] [گروه ]
description تعریف
description توصیف
brief description شرح کوتاه
brief description خلاصه
description کلمهای که مشاخصات چیزی را بیان میکند
description لیست داده ها و خصوصیات آنها
description بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
beyond description بیش ازحدوصف
description زبان برنامه سازی که دستوراتی را برای معرفی اندازه موقعیت ونوع متن گرافیک روی صفحه می پذیرد
trade description اوصاف مال التجاره
error description توضیح عیب
condition about description شرط صفت
problem description تشریح مسئله
problem description شرح مسئله
purchase description خصوصیات جنس مورد نیازخرید
target description خصوصیات هدف
defect description توضیح اشکال
target description شرح هدف
Of all sorts. Of every description. جور واجور ( جور به جور ؟ گوناگون )
target description شرح مشخصات هدف
lively description شرح روشن یا واقع نما شرحی که حالت واقعی یااصلی رانشان دهد
description of error توضیح خرابی
error description توضیح خرابی
fault description توضیح خرابی
defect description توضیح مشکل
description of error توضیح مشکل
error description توضیح مشکل
fault description توضیح مشکل
defect description توضیح عیب
description of error توضیح عیب
fault description توضیح عیب
defect description توضیح نقص
description of error توضیح نقص
error description توضیح نقص
fault description توضیح نقص
functional description شرح وفیفهای
false description توصیف غلط
defect description توضیح خرابی
job description شرح وفایف شغلی
job description شرح شغل
job description شرح مشاغل
job description کتاب شرح مشاغل
job description توصیف شغلی
description of error توضیح اشکال
fault description توضیح اشکال
error description توضیح اشکال
page three ازدستهعکسهایجنسی
page three زنانجوانیکهسینههایخودرابرایبرانگیختناحساساتجنسیدرمجلاتنمایشمیدهند
f.of a page ته صفحه
page out فرایند رفت و برگشت نامه هایا داده از حافظه اصلی کامپیوتر به دیسک
page in فرایند رفت و برگشت نامه یاداده از دیسک به حافظه اصلی کامپیوتر
f.of a page پائین صفحه
to be on the same page <idiom> همدیگر را فهمیدن [اصطلاح مجازی]
page کلیدی که محل نمایشگر را با تعداد خط وط صفحه نمایش پایین می برد
page صفحه برگ
page نرم افزاری که عملیات چاپگر را برای چاپ یک متن به قالب خاص طبق دستورات کاربر کنترل میکند
page حافظه در چاپگر صفحه که تصاویر را پیش از چاپ نگه می دارد
page ترتیب متن و تصاویر در یک صفحه از متن
page طول صفحه
page نمایش یک صفحه متن در صفحه نمایش که پس از چاپ فاهر میشود
page عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
page با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
page نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
page 2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید
to be on the same page <idiom> به یک سبک فکر کردن [اصطلاح مجازی]
page پسر بچه
page پادو
page خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
page صفحات را نمره گذاری کردن
page گوه چوبی
page 1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود.
page عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات
page تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
page جهت لبه بلند یک ورق کاغذ
page حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page وسیلهای که اطلاعات نوشته شده یا تایپ شده را به حالتی که کامپیوتر می فهمد و پردازش میکند تبدیل کند
page کلیدی که محل نشانه گر را به اندازه خط وط یک صفحه حرکت دهد
page چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
page صفحه
page ورق کاغذ
page اندازه سرعت چاپگر نشان دهنده تعداد صفحات متن است که در هر دقیقه چاپ میشود
option of incorrect description خیار تخلف وصف
people of every description [of all descriptions] همه جور آدم
drugs of every description [of all descriptions] همه نوع دارو
a felon of the worst description بدترین جور گناهکار
page boundary مرز صفحه
home page باز کردن صفحهای از وب سایت
off page connector اتصال دهنده برون صفحهای
This page owner دارنده این برگه
shadow page جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
lead in page صفحه ویدیویی که کاربر را به صفحه مورد نظر هدایت میکند
page printer چاپگر صفحهای
page density چگالی صفحه
page fault نقص صفحه
shadow page محلهای حافظه مکرر که با کد مخصوص قابل دستیابی است
to page up type حروف چیده را صفخه بندی کردن
visual page صفحه تصویری
we oened at page 0 صفحه 01 کتاب را باز کردیم
page skip پرش صفحه
page reader صفحه خوان
Web page فایل ذخیره شده در وب سرور که حاوی متن فرمت شده , گرافیک و اتصالات در متنهای با کلمات کلیدی به صفحات دیگر اینترنت یا وب سایت است
full-page تمام صفحه
page orientation موقعیت صفحه
page of presence لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
page of bonour لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
page maker برنامه قوی کاربردی و نشررومیزی
page frame قاب صفحه
page frame قالب صفحه
page fault خرابی صفحه
title page صفحه عنوان کتاب
front-page سرصفحه
banner page صفحهای که در ابتدا با تاریخ و زمان و نام متن و نام مشخص چاپ گیرند و چاپ میشود
front page سرصفحه
code page رویه رمز
front-page مطالب سرصفحه یا سرمقاله
plover page ابیای پشت قرمز
front page مطالب سرصفحه یا سرمقاله
commas over the page صفحه را پراز نشان کاماکرد
code page صفحه کد
cattle [rooms] of the worst description دام [اتاق] در بدترین وضعیت
It was printed on the front page . در صفحه اول روز نامه چاپ شد
optical page reader صفحه نوری خوان
end of page halt ویژگی ای که چاپگر را درپایان هر صفحه خروجی متوقف میکند
soft page break قطع صفحه
to inlay a printed page صفحه چاپ شدهای را در برگ بزرگتر و محکم تری نشاندن
page layout program برنامه صفحه ارایی
page mode ram حالت صفحه حافظه دستیابی مستقیم
forced page break قطع اجباری صفحه
full page display نمایش تمام صفحه
bad page break قطع یا مکث نامناسب صفحه
Refer (turn over) to page 110. به صفحه 110مراجعه کنید
language سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
language ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری برای کمک به نوشتن برنامه هایی به زبان خاص توسط برنامه نویس
language برنامهای که به عنوان مترجم
for a language course برای یک دوره زبان
second language زباندوم
language زبان
first language زبانیکهازهمهبهآنبیشترتسلطدارید
I am here for a language course من برای برای یک دوره زبان به اینجا آمدم.
pl. language زبان پی ال وان
language زبان اصلی که برنامه با آن نوشته میشود تا توسط کامپیوتر پردازش شود
language بصورت لسانی بیان کردن
language زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language لسان
language کلام
language قالب و فرمت دستورات و داده ها در یک زبان مشخص
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
language سخنگویی تکلم
language در زمان اجرا
language هر برنامهای که هر خط برنامه را به زبان دیگری ترجمه میکند.
language تبدیل و اجرا میکند
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language زبان
language زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
language دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
language نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
language زبان برنامه نویسی که حاوی دستورات کد دولویی است و مستقیما توسط CPU قابل فهم است
language زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
language زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
language زبان برنامه نویسی کامپیوتر با دستورات تو کار که برای نمایش گرافیک مفید هستند
technical language زبان فنی
rpg language زبان ار پی جی
technical language زبان تخصصی
source language 1-زبانی که برنامه در ابتدا به آن نوشته شده است .2-زبان برنامه پیش از ترجمه
the persian language زبان فارسی
source language زبان منبع
reference language زبان مرجع
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
tongue [language] زبان
to talk the same language <idiom> همدیگر را فهمیدن [اصطلاح مجازی]
tone language زبانهای اهنگی
target language زبان مقصود
semitic language زبان سامی
target language زبان هدف
simulation language زبان شبیه سازی
the turkish language زبان ترکی
source language زبان اصلی
standard language زبان متعارف
simula language زبان سیمیولا
symbolic language زبان نمادی
syntax language زبان تشریح نحو
simscript language زبان سیمسکریپت
to talk the same language <idiom> به یک سبک فکر کردن [اصطلاح مجازی]
basic language زبان بیسیک
bad language فحش
snobol language زبان اسنوبول
bad language دشنام
assembly language زبان اسمبلی
universal language زبان فراگیر
algorithmic language زبان الگوریتمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com