Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
party wall
دیوار مشترک
Other Matches
The party was latched on to him. He was saddled with the party.
میهمانی را بگردنش گذاشتند ( ترغیب یا وادار شد )
party
هیات
party
طرف شریک
third party
شخص ثالث
The party is over!
<idiom>
خوشگذرانی تمام شد و حالا وقت کار است
[باید جدی بشویم]
[اصطلاح]
the a party
طرف مخالف
the a party
مدعی خصم
The party is getting under way .
جشن میهمانی دارد گرم می شود
party
گروه مخصوص انجام یک ماموریت
party
دسته
party
دسته همفکر
party
بخش
party
قسمت
party
حزب
party
دسته متشکل جمعیت
party
مهمانی
party
بزم
party
پارتی متخاصم
party
طرفدار
party
طرف یارو
party
مهمانی دادن یارفتن
party
تیم
party
عده نظامی
party
گروه
to the wall
<idiom>
به آخر خط رسیدن
wall-to-wall
فرش کردن سرتاسری
wall-to-wall
[مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
wall-to-wall
همه جانبه
wall-to-wall
همگانی
wall-to-wall
فراگیر
wall-to-wall
از دیوار به دیوار
wall-to-wall
سرتاسری
wall up
رسیدن موج به حداکثر اوج
to go to the wall
درتنگی یافشارواقع شدن ورشکست شدن
the wall
پشت دیوارایستاده بودم
wall-to-wall
کامل
wall
محصور کردن
wall
مانع یکپارچه در پرش اسب مرکب از جعبههای روی هم
wall
حصار
wall
دیواری
wall
محصورکردن
wall
دیواره
wall
دیوارکشیدن
wall
حصار دار کردن
wall
جدار
wall
دیوار
wall
تیغه کشیدن دیوار
party to a transaction
متعامل
reconnaissance party
قسمت شناسایی
recovery party
گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
republican party
حزب جمهوریخواه
party to a suit
متداعی
republican party
یکی از دوحزب بزرگ ایالات متحده امریکا
shipwright's party
گروه تعمیرات
party to a suit
طرف دعوی
permanent party
پرسنل دایمی
rear party
قسمت عقبه
raiding party
قسمت مامور کمین
raiding party
قسمت مامور دستبرد یا تاخت
rading party
قسمت مامور تک در عملیات کمین دسته مامور شبیخون
rear party
عقب دار
rading party
قسمت مامور دستبرد
permanent party
جمعی دایمی یکان
rear party
نیروی پوششی عقب نشینی یا عقب دار
reconnaissance party
گروه شناسایی
party to a lawsuit
خصم
party spirit
روحیه تحزب
party spirit
طرفداری حزبی
losing party
دادباخته
losing party
محکوم علیه
liberty party
حزب مخالف سیستم برده داری که در سال 0481 در ایالات متحده امریکاتشکیل شد
liberty party
حزب ازادی
landing party
گروه پیاده شونده به ساحل تیم فرود
landing party
گروه اب خاکی
labor party
حزب کارگر
intervance of third party
ورود ثالث
major party
حزب سیاسی پیرو درانتخابات
major party
حزب اکثریت
gunner's party
گروه توپخانه
party spirit
تعصب حزبی
party coloured
ابلق
party parpet
جانپناه مشترک
party parpet
دست انداز مشترک
party boat
قایق بزرگ حامل مشتریان
party coloured
رنگارنگ
notify party
فرد یا شرکتی که باید به اواطلاع داده شود
mistaken party
اشتباه کننده
minor party
حزب اقلیت
head's party
گروه نظافت
to throw a party
مهمانی دادن
opposition party
حزب مخالف
[سیاست]
To jazz up the party .
مجلس را گرم کردن
She wrecked the party for us.
مهمانی رابه مازهر کرد
party political
مربوطبهاحزابسیاسی
party piece
قطعهموسیقییاشعریکهدرمهمانیاجراگردد
Liberal Party
فراهمآوریرفاهوآزادیشخصی
Liberal Party
حزبسیاسیمعتقدبهکنترلمحدودصنعت
Green Party
حزبسبز - حزبیکهبرایحفافتازمحیطزیستتلاشمیکند
to crash in
[to a party]
بدون دعوت وارد شدن
to crash in
[to a party]
سر زده وارد شدن
to join a party
عضو حزبی شدن
dinner party
میهمانیشام
search party
دستهی جستار گرد
search party
گروه پیگرد
third party insurance
بیمه شخص ثالث
the party is led by him
او بر ان حزب ریاست دارد
the liberal party
حزب یا دسته ازادی خواه
the lead of a party
پیشوا یا رئیس حزب
supply party
گروه تدارکات
special party
گروه ویژه
side party
گروه رنگ زن
third party lease
توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
party politics
حزب بازی
party politics
سیاست بازیهای حزبی
winning party
دادبرده
winning party
محکوم له
wedding party
مجلس عروسی یا عقد کنان
thrid party
شخص ثالث
third party vendor
فروشنده دسته سوم
shore party
گروه پیشرو ساحلی درعملیات اب خاکی
beach party
تیم ساحل
country party
حزب هواخواه پیشرفت فلاحتی
injured party
طرف خسارت دیده
injured party
طرف صدمه دیده
house-party
مجالس خانگی
house-party
دوره خانگی
house party
مجالس خانگی
house party
دوره خانگی
garden party
گاردن پارتی
party lines
خط دستهای
party lines
مرز مشترک
party lines
خط مشترک
democratic party
حزب دمکرات
party line
خط خصوصی تلفن
democratic party
یکی از دو حزب بزرگ سیاسی ایالات متحده امریکا که به صورت فعلیش از 8281 تاسیس شده لیکن از 7871 عملا" موجود بوده است
party lines
خط خصوصی تلفن
contracting party
طرف قرارداد
contact party
گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
contact party
گروه تماس
beach party
گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
beaching party
گروه پیاده شونده
billeting party
گروه یورتچی
billeting party
گروه پیشرو
beach party
گروه پیشرو اب خاکی
boatswain's party
گروه ملوان
cable party
گروه لنگر
evening party
شب نشینی
an eveing party
شب نشینی
advance party
قسمت پیشرو
advance party
گروه پیشرو
adherence to party
هواخواهی یاتبعیت ازحزبی پیوستگی به حزبی
charter party
قرارداد اجاره کشتی تجارتی
charter party
قرارداد اجاره دربست
chater party
اجاره نامه یا قرارداد اجاره کشتی تجاری
clean up party
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
party line
خط دستهای
party line
مرز مشترک
fire party
گروه اتش نشانی
hen party
مجلس رقص زنانه
hen party
مهمانی زنانه
the offending party
متخلف
Conservative Party
یکی از دوحزب مهم سیاسی انگلستان که جانشین حزب " توری "است که حزب اخیر در قرن 81 و 91 در انگلستان فعالیت داشته
Conservative Party
حزب محافظه کار
boarding party
تیم تفتیش
boarding party
گروه پژوهش
tea party
مهمانی چای
tea party
عصرانه چای
working party
گروه کار
Labour Party
حزب کارگر
fire party
تیم اتش نشانی
party walls
دیوار مشترک
coleague in a party
هم مسلک
fire party
تیم اطفای حریق
party line
خط مشترک
wall lining
پوشش دیوار
wall socket
پریز دیواری
town wall
باروی شهر
wall plate
زیرسری
wailing wall
دیوار قدیمی اورشلیم
wailing wall
دیوارندبه
wall board
تخته برای چوبکاری دیوار
Wall Street
مرکز بانکها و سرمایه داران نیویورک
wall tie
بست دیواری
banch wall
دیواره محافظ
wing wall
دیواره جانبی
apron wall
صفحه پیش بند
approach wall
دیواره ورودی
to lean against the wall
به دیوار تکیه دادن
an interstice in a wall
ترک در دیوار
wall pass
پاس مستقیم
wall paper
کاغذ دیواری
wall painting
نقاشی دیواری
wall knot
گره تخت
wall knot
گره حصیری
wall entrance
عبور از داخل دیوار
wall insulator
عایق دیوار
wall hanging
تزئینات دیواری
wall eye
چشم سفید
wall socket
پریز روی دیوار
wall lining
اندود دیوار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com