English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (6 milliseconds)
English Persian
peripheral highway [American E] شاهراه پیرامونی
Other Matches
highway شاهراه
highway خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
highway باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
highway اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
highway چندرشتهای اتوبان
highway چند راهه
highway شینه جامع
highway بزرگراه
highway راه
highway شاه راه
highway شارع عام
highway engineering تکنیک جاده سازی
highway engineering مهندسی جاده سازی
highway dispatch مقررات و قوانین عبور ومرور در شاهراهها
highway bridge راپل
Highway Code کد شاهراه
highway robber راهزن
highway robber قاطع الطریق
highway robbery راهزنی
highway robbery قطع الطریق
national highway راه اصلی
highway robbery <idiom> قیمت خیلی بالا
national highway شاهراه
highway user tax مالیات حق عبور
divided highway [American E] شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
This is plain highway robbery . این که اسمش لخت کردن است ( پول زیادی گرفتن )
peripheral دوره امادگی
peripheral نورس پیشرس
peripheral 1-وسایل جانبی که در کامپیوتر استفاده می شوند مثل چاپگر یا اسکنر. 2-
peripheral ثانوی
peripheral course دوره امادگی نظامی
peripheral وسیله ورودی
peripheral خارجی
peripheral جنبی
peripheral course دوران پیش دانشگاهی نظامی
peripheral پیرامونی
peripheral دورهای وابسته به محیط
peripheral قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
peripheral رسانه جانبی که با سرعت بالا با کامپیوتر کار میکند
peripheral و تنها محدود به سرعت مدار الکترونیکی است
peripheral برنامه یا تابع واسط
peripheral مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
peripheral UPC که نمیتواند دستورات را با سرعت طبیعی اجرا کند به علت رسانه جانبی کند
peripheral فرفیت ذخیره سازی موجود در وسیله جانبی
peripheral وسیله مبدل سیگنالهای ورودی /خروجی و دستورات از کامپیوتر به قالب و پروتکل که رسانه جانبی بفهمد
peripheral خروجی یا ذخیره سازی که توسط CPU کنترل میشود
peripheral بخش کوتاه برنامه کامپیوتری که به کاربر امکان دستیابی و کنترل ساده وسیله جانبی میدهد
peripheral 1-سخت افزار
peripheral که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
peripheral انتقال داده بین CPU و رسانه جانبی
peripheral وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
peripheral دستگاه جانبی
peripheral آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
peripheral مشابه 7489
peripheral فرام میکند
peripheral مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
peripheral باس سریع طراحی شده توسط Intel که تا چند مگاهرتز گنجایش دارد و در کامپیوترهای شخصی بر پایه Pentum برای آداپتورهای شبکه یا گرافیکی استفاده میشود
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) . رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
peripheral equipment تجهیزات جنبی
peripheral joint اتصالجانبی
peripheral driver محرک جنبی
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
peripheral nerves اعصاب پیرامونی
peripheral processor پردازشگر جنبی
peripheral resistance مقاومت محیطی
peripheral slots شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
peripheral speed سرعت محیطی
peripheral unit واحد جنبی
peripheral community جامعه پیرامونیperipeteia
peripheral device دستگاه جنبی
peripheral controller کنترل کننده جنبی
peripheral controller کنترل کننده جانبی
peripheral device port قسمتاصلیتنظیماتمحیط
peripheral equipment operator متصدی تجهیزات جانبی
peripheral control unit واحد کنترل جنبی
peripheral road [British E] شاهراه پیرامونی
peripheral nervous system دستگاهعصبجانبی
The minister cut the tape to open a new motory( highway , freeway ) . وزیر با قطع نوار سه رنگ بزرگراه جدید را افتتاح کرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com