English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
Other Matches
traumatic وابسته به روان زخم
traumatic ضربهای
traumatic زخمی جراحتی
traumatic اسیب زا
traumatic <adj.> دل خون کننده
traumatic psychosis روان پریشی اسیب زاد
traumatic neurosis روان رنجوری اسیب زاد
traumatic experience تجربه اسیب زا
traumatic delirium روان اشفتگی اسیب زاد
disorder کسالت
disorder بی ترتیبی اشفتگی
disorder اختلال
disorder بی نظمی
disorder برهم زدن مختل کردن
disorder بی ترتیبی
schizophreniform disorder اختلال اسکیزوفرنی شکل
conduct disorder اختلال رفتاری
convulsive disorder اختلال تشنجی
cyclic disorder اختلال دورهای
organic disorder اختلال عضوی
developmental disorder اختلال رشدی
dissociative disorder اختلال گسستی
personality disorder اختلال شخصیت
character disorder اختلال منش
thought disorder اختلال فکر
oppositional disorder اختلال نافرمانی
sexual disorder اختلال جنسی
schizoaffective disorder اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
psychiatric disorder اختلال روانی
somatization disorder اختلال جسمانی کردن
somatoform disorder اختلال جسمانی شکل
mental disorder اختلال مشاعیر
mental disorder بیماری روانی
mental disorder اختلال روانی
emotional disorder اختلال هیجانی
adjustment disorder اختلالات سازگاری [روانشاسی]
eating disorder اختلال خورد و خوراک
Pica [disorder] هرزه خواری [پزشکی]
factitious disorder اختلال ساختگی
adaptive disorder اختلالات سازگاری [روانشاسی]
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
bipolar affective disorder اختلال عاطفی دو قطبی
shared paranoid disorder اختلال پارانویایی مشترک
acute brain disorder اختلال مغزی حاد
content thought disorder اختلال محتوایی فکر
formal thought disorder اختلال صوری فکر
generalized anxiety disorder اختلال اضطراب فراگیر
stress یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stress تنش جسمانی- روانی
stress فشار
stress خستگی
stress تلاش
stress تقلا
stress قوت
stress اهمیت تاکید
mean stress خستگی متوسط
stress مضیقه
stress سختی پریشان کردن
stress مالیات زیادبستن
stress تاکید کردن
stress بار
stress فشار اوردن بر
stress تنش
stress فشار روانی
adhesive stress نیروی چسبندگی
permissible stress خستگی قابل قبول
admissible stress تلاش قابل قبول
admissible stress تنش پذیرا
bearing stress تنش تکیه گاهی
adhesive stress قدرت چسبندگی
normal stress تنش شاغولی
pre stress پیش تنیدگی
principal stress خستگی اصلی
normal stress تنش نرمال
euler stress تنش اولر
buckling stress تنش کمانش
engineering stress تنش فاهری
fiber stress تنش تاری
circumferential stress خستگی دایرهای
circumferential stress تنش پیرامونی
hoop stress تنش مماسی
compression stress تنش فشاری
compressive stress فشار تراکمی
compressive stress تنش فشاری
compressive stress خستگی فشاری
effective stress تنش موثر
hoop stress تنش دایرهای
cyclic stress تنش دورهای
neutral stress تنش خنثی
cyclic stress تنش تناوبی
breaking stress بارگسیختگی
bond stress تنش پیوستگی
edge stress تنش تیغه
allowable stress تنش مجاز
working stress تنش مجاز
alternating stress تنش متناوب
alternating stress تنش نوسان دار دائمی
buckling stress تنش خمشی
longitudinal stress تنش طولی
internal stress تنش داخلی
axial stress تنش محوری
inelastic stress تنش ناکشسان
bearing stress تنش بردگاهی
bending stress تنش خمشی
bending stress خستگی خمشی تلاش خمشی
dielectric stress بار دی الکتریکی
tensile stress خستگی کششی
tensile stress تنش کششی مجاز
tangential stress تنش مماسی
tangential stress خستگی مماسی
stress verse قافیه موکد
stress verse قافیه مشدد
stress tolerance تحمل فشار روانی
stress testing تست حساسیت
stress ratio نسبت تنش
stress range گستره تنش
to lay stress on something چیزی راتاکید کردن
stress interview مصاحبه تنش زا
stress intensity شدت تنش
stress in beam تنش در تیرها
tensile stress تنش کششی
yield stress تنش تسلیم
viscous stress تنش برش سیال
virtual stress تنش مجازی
ultimate stress تنش یک تکه از ماده در لحظه گسستگی یا شکست
ultimate stress تاب
ultimate stress تنش نهایی
transverse stress تنش عرضی
torsional stress تنش پیچشی
to lay stress on something بچیزی اهمیت دادن
thermal stress ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
thermal stress تنش حرارتی
temperature stress تنش حرارتی یا دمایی
stress function تابع تنش
racking stress تنش پهلویی
simple stress تنش ساده
shrinkage stress خستگی فرامد
shrinkage stress خستگی جمع شدگی
shearing stress تنش برشی
shear stress تنش برشی
shear stress تنش ناشی از برش
secondary stress خستگی فرعی
stress curve نمودار تنش
rupture stress تنش گسیختگی
reynolds stress تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
principal stress تنش اصلی
residual stress تنش پس مانده
range of stress دامنه تنش
radial stress تنش شعاعی
racking stress تنش جنبی
state of stress حالت تنش
state stress وضعیت تنش
stress distribution توزیع تنش
stress of poverty فشار بینوایی
stress corrosion خوردگی در اثر تنش
storm and stress اشوب وغوغا
stress circle دایره تنش
stress concentration تمرکز تنش
stress strain relation رابطه تنش- کرنش
ultimate stress limit حد تنش نهایی
ultimate tensile stress تنش کشش نهایی
limit fatigue stress حد دوام
limit creep stress حد خزش
longitudinal shearing stress تنش برشی طولی
repetitive stress injury دردی دربازو کسی که عملی را چندین بارانجام دهد مثل وقتی که ترمینال کامپیوترکارمیکند
repetitive stress injury اسیب ناشی از فشار تکراری
acute stress reaction واکنش حاد فشار روانی
horizontal shearing stress تنش برش افقی
impluse voltage stress تنش فشار ضربهای
stress strain curve منحنی تنش به افزایش طول نسبی
stress strain diagram نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
maximum limited stress تنش حداکثر
design stress resultant تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
design stress resultant تلاش محاسباتی
alternating stress test ازمایش تنش متناوب
Stress reduces an employee's working capacity' استرس توانایی کاری کارمندان را کاهش می دهد.
post- چاپار
post- بسته پستی
post ستون
post بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
post ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post- مجموعه پستی
post وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
post- نامه رسان پستچی
post- پست
post وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
post تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
to post up تکمیل کردن
post چوب تقویت
post جرز
post تیرعمودی
post- عجله
post تیر
post دیرک ستون
the post has come پست وارد شد
the post has come پست رسید
the post has come پست امد
out post نگهبان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com