Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (4 milliseconds)
English
Persian
powering
زور
powering
قدرت
powering
برتری
powering
توان نیرو
powering
برق
powering
اقتدار سلطه نیروی برق
powering
قدرت دیدذره بین
powering
نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
powering
زور بکاربردن
powering
توان برقی
powering
نیرو
powering
توان
powering
دستگاه برقی
powering
برقی
powering
درشت نمایی قدرت دوربین
powering
قوه یا توان
powering
حداکثر تلاش در کمترین زمان
powering
دولت
powering
اقتدار و اختیار
powering
راندن
powering
قوه
powering
انرژی
powering
توانایی
powering
شدت
powering
قدرت نیرو
powering
مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
powering
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powering
توقف منبع تغذیه الکتریکی
powering
که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powering
حذف توان کامپیوتر
powering
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering
قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
powering
نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
powering
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powering
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
powering
توان از دست رفته
powering
جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
powering
خاموش کردن یک وسیله
powering
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powering
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powering
اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com