Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 148 (8 milliseconds)
English
Persian
primary colours
رنگهای اصلی
Other Matches
colours
جدول شماره هایی که ویندوز
colours
برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
colours
صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
colours
انتخاب رنگهایی که در حال حاضر در تصویر استفاده می شوند
colours
چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colours
میزان خالص بودن سیگنال رنگ
colours
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colours
کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
colours
امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colours
احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود
colours
سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
colours
صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد
colours
رنگ
colours
فام
colours
بشره
colours
تغییر رنگ دادن
colours
رنگ کردن
colours
ملون کردن
colours
رنگامیزی
colours
رنگزدن
colours
شماره بیتهای دادهای که به یک پیکسل نسبت داده می شوند تا رنگ آن را شرح دهند. یک بیت برای دو رنگ
colours
دو بیت برای چهار رنگ و هشت بیت برای ترکیبی از رنگهاست
with flying colours
فیروزی وافتخار
oil colours
رنگ روغنی
intershot with colours
گله گله رنگ شده
field colours
پرچم کوچک
field colours
پرچم نظامی
spectral colours
رنگهای طیف
spectral colours
رنگهای طیفی
the prismatic colours
رنگهای هفتگانه شوسه
to blend colours
زنگ امیزی کردن
variegated colours
رنگهای گوناگون
with flying colours
با
examples of colours
نمونهرنگهای
bishops of opposite colours
فیلهای ناهمرنگ شطرنج
primary needs
نیازهای نخستین
primary
اولین یا ابتدایی یا بسیار مهم
primary
که برنامه جاری را ذخیره میکند 2-حافظه اصلی داخل سیستم کامپیوتری
primary
1-حافظه کوچک با دستیابی سریع داخلی در سیستم کامپیوتری
primary
که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
primary
خط ارتباط و با کارایی بالا ISDN
primary
کانالی که ارسسال داده را بین دو وسیله بر عهده دارد
primary
وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
primary
نخستین
primary
ورودی
primary
اولیه
primary
ابتدایی
primary
مقدماتی نخستین
primary
عمده
primary
اصلی
primary
ابتدایی مقدماتی
primary
تنها ایستگاه در شبکه داده که میتواند مسیر انتخاب کند و ارسال کند
primary
مقدماتی اصلی
primary
کلمه شناسایی یکتا که یک ورودی از پایگاه داده ها انتخاب میکند
primary structure
ساختمان اولیه
primary tenses
زمانها یاصلی و گذشته وماضی قریب و ماضی بعید
primary track
شیار اولیه
primary structure
ساختمان اصلی
primary track
شیار اصلی
primary storage
حافظه اولیه
primary storage
انباره اولیه
primary standard
استاندارد اولیه
primary position
موضع اصلی
primary position
موضع ابتدایی
primary processes
فرایندهای نخستین
primary productivity
فراوردگی نخستین
primary products
محصولات اولیه
primary products
محصولات پایه
primary products
محصولاتی که به عنوان مواد اولیه بکار برده میشود
primary reciever
دریافت کننده توپ که هدف اصلی پاس است
primary reinforcement
تقویت نخستین
primary reinforcer
تقویت کننده نخستین
primary treatment
تصفیه نخستین
primary treatment
پاکسازی نخستین
primary root
ریشهاولیه
primary colour
رنگهایاصلی-قرمز RedسبزGreen آبیBlue
primary material
مواد اولیه فرش
[همچون نخ و رنگ]
primary accused
متهم اصلی
primary memory
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
primary mirror
آئینهابتدائی
primary covert
پرهایاولیه
primary marshalling
راهاولیه
primary winding
سیم پیچ ورودی
primary wire
سیم ورودی
primary zones
نواحی نخستین
white primary
اخذ اراء مقدماتی حزبی
primary schools
دبستان
primary school
دبستان
primary memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
primary planets
سیارات کبار
primary education
اموزش ابتدایی
primary center
مرکز اولیه
primary circuit
مدار ورودی
primary cluster
تشکیل ورودیهای یک جدول در اطراف یک خانه منفردجدول
primary cognizance
شناختهای اولیه
primary cognizance
تحقیقات اولیه روی یک مسئله
primary coil
پیچک راه انداز
primary colors
رنگهای نخستین
primary consumers
مصرف کنندگان نخستین
primary current
جریان ورودی
primary center
مرکز عمده
primary cell
پیل ساده
grounded primary
مدار ورودی زمینی
primary gain
بهره اصلی بیماری
primary alcohol
الکل 1 درجه
primary alcohol
الکل نوع اول
primary amentia
نقص عقل نخستین
primary anxiety
اضطراب نخستین
primary armament
جنگ افزار اصلی
primary body
جسم اولیه
primary carbon
کربن 1 درجه
primary carbon
کربن نوع اول
primary drive
سائق نخستین
primary electron
الکترون اولیه
primary mission
ماموریت اصلی
primary interest
مسئولیت اصلی
primary masses
نقاط مادی اولیه
primary colors
رنگهای اصلی
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
primary investment
سرمایه گذاری اولیه
primary interest
هدف توجه اصلی
primary personality
شخصیت نخستین
primary motivation
انگیزش نخستین
primary emission
صدور اولیه
primary group
گروه نخستین
primary hypertension
افزایش اولیه فشار خون
primary planets
سیارات عمده
primary industries
صنایع اولیه
primary inputs
نهادههای اولیه
primary inputs
دادههای اولیه
primary diagonal
[matrix]
قطر اصلی
[ریاضی]
net primary production
تولید خالص نخستین
primary cosmic rays
تابش کیهانی
to act through primary agents
به وسیله پاسخگویان اصلی عمل کردن
primary process thinking
اندیشیدن در فرایند نخستین
gross primary product
تولید ناخالص نخستین
primary mental deficiency
عقب ماندگی ذهنی نخستین
primary vowel sounds
صداهای اصلی
primary storage unit
واحد انبارش اولیه
primary standard grade
خلوص استاندارد اولیه
primary mental abilities
تواناییهای عقلی نخستین
primary sensory area
ناحیه حسی نخستین
primary projection area
ناحیه فرافکنی نخستین
middle primary covert
پرهایاولیهمیانی
primary consumers: herbivores
مصرفکنندهاولیه
primary consumers: herbivores
گیاهخواران
primary cosmic rays
پرتو کیهانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com