English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
private rate of return نرخ بازده خصوصی
Other Matches
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
rate of return نرخ بازدهی
rate of return نرخ بازده
social rate of return نرخ بازده اجتماعی
hurdle rate of return کمترین نرخ بازده
net rate of return نرخ بازده خالص
rate of return over cost نرخ بازدهی بر هزینه سرمایه
normal rate of return نرخ بازده متعارف
gross rate of return نرخ بازده ناخالص
internal rate of return نرخ بازده داخلی
hurdle rate of return نرخ بازده لازم
private محرمانه
in private محرمانه
private شخصی
private پوشیده
in private در خلوت
private اختصاصی خصوصی
he is a private او سرباز
he is a private است
private مستور سرباز
private اعضاء تناسلی
private محرمانه سرجوخه
private متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private غیر دولتی
private عادی
private d. کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
private خصوصی
private محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private road شارع خاص
private ownership مالکیت خصوصی
private property مالکیت خصوصی
private property دارائیهای خصوصی
private property دارایی شخصی
private property دارایی شخصی بلامعارض
private nuisance هتک حرمت منازل و املاک
private deed سند خصوصی
private endowment وقف خاص
private enterprises موسسات خصوصی
private institutions موسسات خصوصی
private finance مالیه خصوصی
private first class سربازیکم
private first class سرباز یکم
private law حقوق خصوصی
private line خط خصوصی
private decument عقد عادی
private saving پس انداز خصوصی
private session جلسه غیر علنی
private schools اموزشگاه خصوصی
private school اموزشگاه خصوصی
private school مدرسه ملی
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
private enterprise عمل خصوصی
private enterprise اقتصاد بخش خصوصی
private enterprise شرکت خصوصی
private sector بخش خصوصی
private detective کاراگاه خصوصی
private detectives کاراگاه خصوصی
private siding سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
private talk گفتگوی محرمانه
private talk صحبت خصوصی
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private treaty معامله خصوصی
quasi private شبه خصوصی
quasi private نیمه خصوصی
private parts شرمگاه
private schools مدرسه ملی
private investigator کاراگاه خصوصی
copy for private use نسخه برای استفاده شخصی
A private car. اتوموبیل شخصی
private eyes کارآگاه خصوصی
private eye کارآگاه خصوصی
without private motive بی غرضانه
private motive غرض شخصی
the matter was kept private مطلب را پوشیده نگاه داشتند
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
he wished to be private میخواست تنهاباشد
deed under private سند غیر مصدق
deed under private سند عادی
private document سند عادی
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private employees کارکنان خصوصی
private tuition تدریس خصوصی
private lessons تدریس خصوصی
private agreement قرارداد خصوصی
private code رمز محرمانه
private code کد محرمانه
private corporation شرکت خصوصی
private consumption مصرف خصوصی
private cost هزینه خصوصی
private broadcasting پخش برنامه خصوصی
private decument سند عادی
private borrowing استقراض خصوصی
private benefits منافع خصوصی
private company شرکت خصوصی
private debt بدهی خصوصی
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
private members' bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
based on private motives غرض الود
to give private lessons درس خصوصی دادن
endowments to the private individuals اوقاف خاصه
based on private motives غرض امیز
deed under private signature سند عادی
deed under private seal سند غیر مصدق
private member's bill طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
deed under private seal سند عادی
private international law حقوق بین الملل خصوصی
private broadcasting network شبکهپیشبینیخصوصی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
private joint stock company شرکت سهامی خاص
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
acts based on private motives غرض ورزی
non return to zero بدون بازگشت به صفر
in return for عوض
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
in return for بجای
in return for درعوض
to return a v to any one کسی رابازدیدکردن ببازدیدکسی رفتن
return گزارش رسمی
return مراجعت کردن عکس العمل
return عودت
return عودت دادن
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return اعاده بازگشت
return گزارش نهایی هیات تحقیق
return مراجعت
return عملکرد کارکرد
return عایدی
return درامد
return بازده
return to zero بازگشت به صفر
return to zero با بازگشت به صفر
in return درعوض [کاری]
in return به جای [کاری]
return بازگشت
return برگشت
return مراجعت برگرداندن
return برگشتن
return مراجعت کردن
return رجعت
return اعاده
return پس فرستادن عودت
return [on something] نرخ بازدهی
return گزارش دادن
return [on something] نرخ بازده
return [on something] درآمد
return [on something] سود
return [on something] محصول
return [on something] فایده
return آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
return کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
return دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
return کلیدی درصفحه کلید برای نشان دادن اینکه تمام داده مورد نظر وارد شده اند
return نشانههای انتهای خط
return کلید Return
in return در تلافی [کاری]
return circuit مدار برگشتی
day return بلیط رفتو برگشت
return spring فنرارتجاعی
average return بازده متوسط
return air بازگشتهوا
to bring a return درامد دادن
non return valve شیر یک سویه
non return valve شیر یکطرفه
to return a greeting جواب سلام دادن
track return مدار برگشت
ground return بازتاب زمینی
decreasing return بازده نزولی
return match بازیبرگشت
grid return سیم برگشت شبکه
grid return سیم برگشت
fair return بازده منصفانه
fair return بازده عادلانه
enter/return کلید Return یا Enter
ground return برگشت زمینی
diminishing return بازده نزولی
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
i will return his kindness مهربانی او را تلافی خواهم کرد
return ticket بلیط رفت و برگشت
return flight پرواز برگشت
till his return تا موقع برگشتن او
please return the book خواهشمندم کتاب را برگردانید
return current جریان برگشت
return flow جریان برگشت
return key کلید Return
radar return انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
return key کلید بازگشت
return line خط برگشت
return of a guarantee عودت ضمانتنامه
return wire سیم برگشت
return conductor سیم برگشت
return perion زمان برگشت
return perion دوره تناوب
return a negative پاسخ منفی دادن
return account حساب بازگشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com