English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
rating plate صفحه مشخصات
rating plate پلاک مشخصات
rating plate پلاک قدرت
Other Matches
rating سرزنش
rating نرخ بندی
rating تقویم
rating میزان عوارض
rating سنجش توان
rating توان نامی توان قدرت
self rating تعیین میزان استعداد خود
rating ریتینگ
rating نحوه عملکرد مجاز
rating دسته بندی
rating درجه رتبه
rating نرخ
rating رژیم اسمی
rating درجه بندی
rating دسته بندی کردن
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
rating ترتیب تقدم
credit rating رتبه بندی اعتباری مشتریان
credit rating میزان اعتبار
credit rating درجه بندی اعتبار
service rating طبقه بندی پرسنلی
service rating تقدم پرسنلی رتبه بندی پرسنلی
continuous rating کار پیوسته اسمی
advancement in rating ارتقاء درجه
wet rating توان یا تراست بااستفاده ازمکانیزم تزریق اب یا ترکیب اب و متانل
wattage rating حد واتی
vendor rating رده بندی فروشندگان براساس سابقه انها
vendor rating طبقه بندی فروشندگان
suppliers rating درجه بندی نمودن فروشنده ها
cetane rating اشل عددی برای سنجش میزان بهسوزی سوختهای موتورهای دیزل
cold rating خروجی ماکزیمم موتور جت بدون استفاده از سیستم پس سوز
rating curve منحنی بدههای اندازه گیری شده
rating schedule مقیاس درجه بندی
merit rating درجه بندی شایستگی
nominal rating کار اسمی
peer rating درجه بندی همسالان
performance rating درجه بندی عملکرد
motor rating توان نامی موتور
knock rating میزان بهسوزی
intermittent rating کار اسمی متناوب
octan rating درجه اکتان
rating scale مقیاس درجه بندی
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
engine rating توان موتور
proficiency rating طبقه بندی بر حسب پایه مهارت یا مهارت شغلی
voltage rating of a condenser ولتاژ اسمی خازن
forced distribution rating درجه بندی با توزیع معین
maximum load rating قابلیت بارگیری نامی حداکثر
maximum current rating جریان نامی حداکثر
short time rating کار کردن با وقفه
graphic rating scale مقیاس درجه بندی نگارهای
plate پلاک
x plate صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
L-plate تحتتعلیم
Could we have a plate please? ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
plate کلیشه
plate پلاکهای توضیحات دستگاهها
plate روپوش دادن
plate زره پوش کردن
plate ورقه تنکه
plate زره
plate متورق کردن
plate اندودن
plate ورقه
plate شیشه
plate اب دادن
plate صفحه اند
plate تسمه
plate نعل اسب
plate پلیت
plate لوح
plate قاب
plate صفحه
plate صفحه فلزی ورقه
plate :بشقاب
plate لوحه روکش
a plate یک بشقاب
plate بقدر یک بشقاب
plate : روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
plate لوحه
plate روکش کردن
plate ورقه اهن
screw plate حدیده
plate mill دستگاه فرز غلطکی
tally plate برچسب ازمایش
pole plate حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
positive plate صفحه مثبت
screw plate مفتول کش
plate valve سوپاپ بشقابکی
plate strap تسمه صفحه
plate spring فنر بشقابکی
plate mark طرف ودولت روی سیمینه وزرینه گذاشته میشود
plate mark انگ
plate mark نشان عیار
plate layer متصدی تعمیر خط اهن
plate girder تیر ساخته شده از تسمه
plate condenser خازن صفحهای
plate clutch کلاج دیسکی
plate clutch کلاج صفحهای
plate circuit مدار صفحه اند
plate capacitor خازن صفحهای
plate basket سبد قاشق و چنگال
slide plate صفحهلغزان
plate mill غستگاه نورد صفحه
plate shears قیچی ورق بر
plate roll غستگاه نورد صفحه
plate rheostat رئوستای صفحهای
plate rectifier یکسوسازاندی
plate rectifier یکسوساز صفحه
plate rack جایی که بشقاب هامی گذارندخشک شود
plate pulsing ضربه گری صفحه اند
plate puller انبر صفحه باتری
plate proof نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده
plate press پرس صفحه باتری
plate point نقطه پلیت
pattern plate صفحه مدل
The plate is chipped. لبه بشقاب پریده است
pad plate صفحهلایی
needle plate صفحهسوزنی
mounting plate صفحهپایه
home plate صفحهبازی
foot plate صفحه پایه
escutcheon plate صفحهروقفلی
double plate صفحهیدوبله
dinner plate بشقابپلوخوری
armoured plate ورقهزرهی
absorbing plate صفحه جاذب
pitcher's plate صفحهاتصال
plate grid صفحهمشبک
pressure plate صفحهنگهدار
Could we have a plate for the child? آیا ممکن است بشقابی برای بچه مان به ما بدهید؟
warning plate صفحههشدار
warming plate صفحهگرم کننده
top plate صفحهبالایی
strike plate صفحهتوپی
splash plate صفحهآبپاش
specification plate صفحهاختصاصی
sill plate صفحهپایه
side plate پیشدستی
salad plate بشقابسالادخوری
reel plate صفحهقرقرهای
license plate پلاک
license plate نمرهی اتومبیل
surface plate تراز فلزی یا اهنی
surface plate تراز
stencil plate الگوی نقشه برداری
spring plate صفحه فنری
sole plate کف پنجره
sole plate بالشتک
silver plate بانقره اندودن
silver plate فرف نقره
silver plate اب نقره
silver plate نقره اندود
shielded plate صفحه محافظ
tally plate برچسب تست
theoretical plate بشقابک نظری
tie plate بالشتک ریل
book plate برچسب کتاب
There is a plate missing. یک بشقاب کم است.
wobble plate دیسکی که بصورت لولایی یاصلب به عنوان مکانیزم حرکت دهنده روی شفت نصب شده است
wobble plate صفحه جنبان
crown-plate بالشتک
finger-plate ورق دست خور
water plate بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
wall plate زیرسری
paper plate بشقاب کاغذی
union plate صفحه چند چشمی
tin plate حلبی
screw=plate حدیده
door plate پلاک در
centre plate keel drop
plate supply تغذیه صفحه
plate voltage ولتاژ اندی
arched plate صفحه قوس دار
cap plate سرستون
cadminum plate ابکاری کادمیومی کردن
butt plate صفحه فلزی روی ته قنداق تفنگ
butt plate صفحه ته قنداق تفنگ
butt plate صفحه کف قنداق
chain plate صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
chrome plate روکش کردن با کروم
plate saturation اشباع اند
dog plate صفحه نوک گیر
crowd the plate نزدیک به پایگاه اصلی قرارگرفتن
cover plate پشت بندصفحه بست
cover plate صفحه سرپوش
copper plate ابکاری مس
copper plate صفحه مس
plate current جریان صفحه اند
plate of a capacitor جوشن خازن
condenser plate جوشن خازن
armor plate زره
armor plate حفاظ یا پوشش زرهی
bearing plate صفحه تکیه گاه
bearing plate صفحه اتکاء
battery plate صفحه باتری
armor plate ورق زرهی
base plate صفحه زیر ستون
base plate صفحه پای ستون
baffle plate موج گیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com