Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (7 milliseconds)
English
Persian
reading rooms
اتاق قرائت
reading rooms
خوانشگاه
reading rooms
قرائت خانه
Other Matches
rooms
انبار
rooms
وسیع تر کردن
rooms
مسکن گزیدن منزل دادن به
rooms
مجال
rooms
محل موقع
rooms
فضا
rooms
جا
rooms
خانه
rooms
اتاق
rooms
اطاق
drawing rooms
سالن پذیرایی
tea-rooms
رستوران
drawing rooms
اطاق پذیرایی
store-rooms
انبار خانگی
store-rooms
انبار
tea-rooms
چایخانه
store-rooms
جای انبار کردن
common rooms
اتاق استادان
common rooms
باشگاه دانشجویان
common rooms
تالار دانشجویان
men's rooms
مستراح مردانه
reception rooms
اتاق پذیرایی
reception rooms
اتاق انتظار
reception rooms
پذیرشگاه
tea-rooms
کافه
powder rooms
مستراح یا توالت زنانه
dining rooms
اطاق نهارخوری
dining rooms
اطاق ناهار خوری
waiting-rooms
اطاق انتظار
operating rooms
جایگاه عمل
operating rooms
اطاق عمل
dressing rooms
اطاق ویژه ارایش
guest-rooms
اطاق مهمان
ante-rooms
اطاق انتظار
ante-rooms
کفش کن
dressing rooms
رختکن
sitting-rooms
اتاق نشیمن
rest rooms
استراحتگاه
dressing rooms
اطاق رخت کن
living rooms
اتاق نشیمن
living rooms
سالن نشیمن
living rooms
اطاق نشیمن
rest rooms
مستراح
first reading
طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
reading
یادداشت مربوط به اعداد یا درجه ها , به ویژه درجههای یک اندازه
reading
خواندن
reading
قرائت
reading
مطالعه
reading
تفسیر
reading
استنباط
reading
نظریه شور
cattle
[rooms]
of the worst description
دام
[اتاق]
در بدترین وضعیت
lip reading
لب خوانی
direct reading
قرائت مستقیم
sight-reading
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-reading
بدون امادگی قبلی اجراکردن
reading room
قرائت خانه
reading room
خوانشگاه
reading room
اتاق قرائت
sight-reading
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
hand reading
کف بینی
first reading of a bill
شوراول لایحه
lip-reading
لب خوانی
when reading a book
در حال خواندن کتابی
Proof – reading.
غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
She was reading the book to herself.
کتاب را آهسته ( پیش خودش) می خواند
reading lamp
چراغمطالعه
reading start
شروعخواندن
reading habit
عادت خواندن
reading mirror
آینهمخصوصخواندن
reading desk
بعدا پرسیده شود
map reading
نقشه خوانی
reading quotient
بهر خواندن
map reading
نقشه خوانی کردن
reading disability
ناتوانی در خواندن
reading age
سن خواندن
parallel reading
خواندن موازی
oral reading
بلندخوانی
mirror reading
وارونه خوانی
mind reading
فکرخوانی
mind reading
کشف افکار دیگران
reading rate
سرعت خواندن
reading station
ایستگاه خواندن
thought reading
اندیشه خوانی
silent reading
بیصدا خوانی
reading wand
دستگاهی که نشان ها و کدهارا به صورت نوری درک میکند
reading speed
سرعت خواندن
reading readiness
امادگی خواندن
reading span
فراخنای خواندن
I stayed up reading until midnight.
تا نصف شب بیدارماندم ومطالعه کردم
direct reading dial
درجه بندی برای قرائت مستقیم
direct reading instrument
دستگاه مستقیم خوانی
direct reading galvanometer
گالوانومتر بی تبدیل
light-reading scale
نورخواندنصفحه
monroe diagnostic reading test
ازمون تشخیص خواندن مونرو
mirror writing shadow reading
کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
direct-reading rain gauge
اندازه مقدار بارش مستقیم
gray oral reading test
ازمون بلند خوانی گری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com