Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (6 milliseconds)
English
Persian
selling race
مسابقه اسب دوانی که در ان اسب برنده بمعرض مزایده گذارده میشود
selling race
مسابقه فروش اسب
Other Matches
selling
فروختن
selling
معامله
selling
فروش
selling
فروختن بفروش رفتن
selling
فروش ومعامله
selling
به فروش رفتن
selling monopoly
انحصار فروش
direct selling
فروش مستقیم
selling point
جنبهمثبتیکمحصول
buying and selling
خرید و فروش
selling costs
هزینههای فروش
selling costs
هزینههای فروش کالا
selling plater
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
sole selling right
حقوق فروش انحصاری
selling price
قیمت فروش
fixed selling price
قیمت ثابت فروش
door step selling
فروش از طریق مراجعه به خانوارها
race
نهر
race
قاب
race
مسابقه سرعت
race
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
race course
میدان مسابقه
race
جدار
race
جوی
race
ابراهه
race
قوم
race
طایفه
race
نسل تبار
race
نژاد
race
مسابقه دادن بسرعت رفتن
race
دویدن
race
دوران مسیر
race
دور
race
گردش
race
مسابقه
race
طبق ه
race
اسب دوانی
race
طوقه لغزنده
race
سینی لغزنده
race
سرسره ریل
race
ریل لغزنده
stage race
مسابقه مرحلهای دوچرخه سواری
race ring
طوقه سرسرهای
tail race
کانال هدایت اب از توربین به خارج
road race
دو ماراتون
race ring
رینگ و پایه مسلسل
the black race
نژاد سیاه
race ring
رینگ لغزنده سرسره لغزنده طوقه دوار
sack race
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
relay race
دو امدادی
row a race
مسابقه کرجی رانی دادن
the hu man race
نژادانسان
the human race
بشریت
rat race
<idiom>
رها کردن ،تنها گذاشتن
A hurdle race .
مسابقه دو با مانع
race relations
روشیکهافراددرمسابقهبایکدیگررابطهدارند
race meeting
برگزاریچنددورمسابقهاسبدوانیدریکدورمسابقه
human race
بشریت
arms race
مسابقه تسلیحاتی
to time a race
وقت مسابقهای را نگاه داشتن
to run a race
در مسابقه دویدن یاشرکت کردن
to row a race
در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
to ride a race
در اسب دوانی شرکت کردن
tide race
جذر و مد سریع اب دریا
the white race
نژادابیض
the white race
نژادسفید
the hu man race
نوع بشر
the human race
نوع بشر
race ring
سینی دوار
rat race
عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
he has run his race
است
he has run his race
خودراپیموده
he has run his race
دوره
harness race
مسابقه ارابه رانی
front race
پیشتازی
race walking
مسابقه راهپیمایی
foot race
مسابقه راهپیمایی
flat race
مسیر هموار بی مانع اسبدوانی
figure race
مسابقه اتومبیلرانی درمسیری بشکل 8 لاتین
endurance race
مسابقه اتومبیلرانی استقامت
endurance race
مسابقه استقامت
drag race
مسابقه اتومبیلرانی سرعت
conditional race
مسابقه مشروط با ارابه
claiming race
مسابقه اسبهای هم قیمت
bearing race
جدار یاتاقان
race horse
اسب مسابقه
head race
تنوره اسیاب
head race
کانال هذایت اب به توربین
horse race
مسابقه اسب دوانی
point race
مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
post race
مسابقهای که صاحب اسب قبلا نام اسب را ثبت میکند
obstacle race
مسابقه دو با پرش موانع
nursey race
مسابقه اسبهای 2 ساله
mill race
جوی اسیاب
mill race
اب اسیاب
produce race
مسابقه بین اسبهایی که هنوزکره نداشته اند
race card
برنامه اسب دوانی
hurdle race
اسب دوانی با پرش از موانع
maiden race
مسابقه بین اسبهایی که هرگز برنده نشده اند
race glass
دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
master race
نژاد برتر
match race
مسابقه دو بین دو نفر
race condition
حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
Slow but sure wins the race.
<proverb>
پیروزى از آن کسى است که آهسته و مطمئن مى رود .
currency depreciation race
تجدید نظر در قیمت پول جاری
Adegenerate ( decadent ) race .
نژاد فاسد
special weight race
مسابقهای که تعیین وزن اضافی ارتباطی با جدول وزن نسبت به سن ندارد
to poach a start in race
بدون حق در مسابقه دوازدیگران جلو زدن
to poach a start in race
نا بهنگام پیش افتادن
middle distance race
دو نیمه استقامت 008 تا0051 متر
weight for age race
مسابقه اسبها با وزنهای طبق جدول سنی
optional claiming race
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
currency depreciation race
تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود
slow and steady wins the race
اسب تازی دوتک روبشتاب شتراهسته میرودشب وروز
To win the match(race,contest).
مسابقه رابردن
door to door selling
فروش کالا بصورت دوره گردی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com