Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (9 milliseconds)
English
Persian
specific volume
حجم ویژه
Other Matches
specific
مخصوص
specific
مخصوص معین
specific
ویژه
specific
بخصوص خاص
specific
معین
specific
مشخص
specific
اخص
specific
صریح
specific
ثابت
specific gravity
ورن مخصوص
specific gravity
گرانی ویژه
specific gravity
چگالی نسبی
specific gravity
چگالی
specific gravity
وزن مخصوص
specific gravities
چگالی نسبی
specific intent
نیت خاص
specific gravities
گرانی ویژه
specific heat
گرمای ویژه
specific code
کد مشخص
specific code
رمز خاص
specific code
کد دودویی که مستقیماگ واحد پردازش مرکزی را هدایت می کنند و فقط از آدرس ها مقادیر مطلق استفاده میکند
specific code
کد برنامه که طوری نوشته شده است که فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند
specific capacity
ضریب فرفیت
specific capacity
فرفیت مخصوص
specific address
نشانی خاص
specific address
آدرس ذخیره سازی که مستقیماگ و بدون تغییر به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
species specific
نوع- ویژه
specific conductance
رسانندگی
specific conductance
رسانایی
specific guardian
ولی خاص
specific energy
انرژی مخصوص
specific emission
ضریب صدور
specific duties
عوارض گمرکی براساس مشخصات کالا
specific drawdown
افت ویژه
specific donor
دهنده ویژه
specific devise
زمین مشخصی که به ارث گذاشته شود
specific cost
هزینه ویژه
specific cost
هزینه مستقیم
specific gravities
ورن مخصوص
specific gravities
چگالی
specific search
شناسایی مخصوص
specific search
تجسس اختصاصی منطقه
specific taxes
مالیاتهای خاص
specific variance
پراکنش اختصاصی
specific viscosity
گرانروی ویژه
specific weight
وزن مخصوص
specific weight
سنگینی ویژه
specific weight
وزن ویژه
specific yield
ابدهی ویژه
She is very particular ( specific ) about her appearance .
درباره سرووضعش خیلی مقید است
specific rotation
چرخش ویژه
specific resistivity
مقاومت مخصوص
specific gravities
وزن مخصوص
specific heat
دمای ویژه
specific humidity
رطوبت ویژه
specific humidity
نم ویژه
specific lattice
شبکه ویژه
specific performance
نحوه اجرای معین در قرارداد
specific permeability
ضریب نفوذپذیری
specific conductance
رسانندگی الکتریکی
specific permeability
قابلیت نفوذ مخصوص
specific reluctance
واحد مقاومت مغناطیسی
specific resistance
ضریب مقاومت
specific resistance
مقاومت ویژه
volume
حجم
[ریاضی]
on/off/volume
مفتوحنخها
volume
بصورت مجلد دراوردن
volume
گشایش
volume
فرفیت
volume
نام انتساب شده به دیسک یا نوار مشخص
volume
مقدار
volume
دیسک یا نوار یا وسیله ذخیره سازی
volume
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
volume
درجه صدا جلد
volume
برچسب
volume
بلندی صدا
volume
میزان
volume
مجلد
volume
دفتر
volume
حجم
volume
توده
volume
کتاب برحجم افزودن
volume
جلدکتاب
volume
تعداد میزان
volume
قدرت دستگاه مخابراتی
volume
برزگ شدن
volume
جلد
specific inductive capacity
فرفیت القایی ویژه
specific inductivity capacity
فرفیت القایی ویژه
specific rate constant
ثابت ویژه سرعت
specific heat capacity
فرفیت گرمایی ویژه
specific ion electrode
الکترود یون ویژه
specific magnetic reluctance
مقاومت مغناطیسی ویژه
absolute specific gravity
سنگینی ویژه مطلق
molar specific heat
گرمای ویژه مولی
molecular specific heat
گرمای ویژه مولی
specific rotatory power
توان چرخشی ویژه
non specific factors of production
عوامل غیر اختصاصی تولید
ratio of specific heats
نسبت گرمایی ویژه
specific ionization coefficient
ضریب ویژه یونش
specific electrical conductivity
هدایت الکتریکی مخصوص
specific fuel consumption
مصرف سوخت ویژه
volume charge
بار حجمی
void volume
حجم خالی
volume adjustment
تنظیم شدت صوت
volume unit
واحد بلندی صدا
volume capacity
گنجایش
volume of sales
مقدار فروش
volume capacity
فرفیت
volume readout
حجمنمایشدادهشده
volume of sales
حجم فروش
volume control
پیچ صدا
volume compressor
محدودکننده دینامیکی
volume of sales
حجم معاملات
volume control
کنترل شدت صوت
volume reverberation
پخش صوت در اب به طوریکجا
volume discount
تخفیف
volume discount
مقدار
volume discont
تخفیف مقداری
volume expander
منبسط کننده دینامیکی
volume fraction
کسر حجمی
volume label
برچسب دیسک
volume expander
صوت گستر
volume label
برچسب حجم
volume of export
حجم صادرات
volume of fire
حجم اتش
volume of import
حجم واردات
volume of money
حجم پول
volume of production
حجم تولید
volume of trade
حجم بازرگانی
volume of transactions
حجم مبادلات
volume percent
درصد حجمی
volume discont
تخفیف خریدعمده
molar volume
حجم مولی
employment volume
حجم اشتغال
end of volume
انتهای جلد
equipotential volume
حجم هم پتانسیل
excluded volume
حجم مستثنی
flood volume
حجم سیل
free volume
حجم ازاد
molal volume
حجم مولی
molecular volume
حجم مولکولی
multifile volume
حجم چند پروندهای
residual volume
حجم باقیمانده
multifile volume
حجم چند فایلی
volume of sound
شدت صوت
retention volume
حجم بازداری
proper volume
ویژه حجم
partial volume
حجم جزیی
dead volume
حجم مرده
clearance volume
کمترین حجم سیلندر هنگامیکه پیستون در نقطه مرگ بالاقرار دارد
volume of sales
گردش معاملات
swept volume
حجم سیلندر
the volume that preceded
جلد پیش
the volume that preceded
جلدی که زودتر یاجلوتر منتشر شد
tidal volume
حجم جاری
tonal volume
بلندی صوت
traffic volume
حجم امد و شد
traffic volume
بار شد و امد
mole volume
حجم مولی
absolute volume
حجم مطلق
an odd volume
جلد تکی یا متفرقه
weight by volume
وزن حجمی
brake specific fuel consumption
مقدار سوخت مصرف شده درواحد زمان برای تولید واحدقدرت
gram molecular volume
حجم مولکول- گرم
volume of bank credit
حجم اعتبارات بانکی
density of volume charge
چگالی بار حجمی
receiver output volume
شدت صوت گیرنده
ringing volume control
کنترلصدایرنگ
volume change of concrete
تغییر حجم بتن حاصل ازانقباض و انبساط
sound volume amplifier
تقویت کننده شدت صوت
automatic volume expansion
گسترش خودکار صدا
automatic volume control
نافم خودکار صدا
receiver volume control
کنترلصدایدریافتی
volume table of constants
جدول برچسب محتویات
partial molar volume
حجم جزیی مولی
volume table of constants
فهرست راهنما
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com