English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
splash guard گلگیر
Other Matches
splash چلپ چلوپ کردن ریختن
splash ترشح
splash ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splash ترکش
splash دارای صدای چلب چلوب
splash دارای ترشح
splash ترشح کردن
splash صدای ریزش
splash چلپ چلوپ
splash صدای ترشح
splash لکه
splash شتک
splash board سپر پاشنه قایق
splash head پاشش گیر
splash line خط شروع غواصی
splash line خط پریدن به اب در غواصی
splash screen صفحه نمایش ابتدایی که در زمان شروع برنامه برای مدت کوتاهی نمایش داده میشود
splash scale طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
to splash into water به اب زدن
splash lubrication روغنکاری تزریقی
splash plate صفحهآبپاش
oil splash lubrication روغنکاری تزریقی
splash proof enclosure حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
on ones guard درپاسگاه
out guard گشتی صحرایی
out guard گشتی
off ones guard غافل
off ones guard بیرون ازپاسگاه برکنارازنگهبانی
off guard <idiom> غیر قابل پیش بینی ،غیر منتظره
guard پاییدن پاسداری کردن
right guard نگهبانراست
on guard بحالت گارد
guard پاسداری دادن
on guard بحالت محافظ باش
on guard نگهبان
guard محافظت کردن نگهبانی کردن
to keep guard بودن احتیاط کردن
to keep guard موافب
guard پاسدار
guard پاسبان مستحفظ
guard گارد
guard احتیاط نرده روی عرشه کشتی
guard نرده حفافتی
guard پناه
guard حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
take guard وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
to be on guard موافب
to be on guard بودن احتیاط کردن
on guard هشیار
on guard درسرنگهبانی
old guard محافظه کار سیاسی
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
guard محافظ گارد
guard حفافت کردن
guard watch
guard چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guard نگهبان
guard کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guard روکش کشیدن
guard محافظت کردن
guard صفحه محافظ روکش محافظ
guard محافظ
guard حالت دفاعی شمشیرباز
on guard اماده توپگیری اماده برای توگیری
on guard گارد گرفتن
on guard <idiom> آگاه ،بادقت
guard نگهبانی دادن
off-guard درانتظارپیشامدبد
on guard گاردگرفتن
on ones guard موافب
on ones guard متوجه
on guard اماده برای دفاع باشید
on guard مراقب بودن نگهبان بودن
radio guard نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
road guard ژاندارم
road guard پلیس راه
safe guard نگهداری
plane guard ناوگارد نجات
rear guard عقب دار
picket guard پاسبان اردوگاه
point guard موقعیت گارد
picket guard دژبان
praetorian guard گارد ویژه
radio guard نگهبان بی سیم
rear guard نیروی عقب دار
open guard گارد باز
plane guard ناو نجات
rat guard موش بند
rat guard صفحه مانع ورودموش
safe guard حفافت
seaman guard گارد دریایی
neck guard حافظگردن
on guard line خطحافظ
overhead guard حافظبالایسر
snow guard محافظبرف
tendon guard محافظزردپی
toe guard حافظانگشتان
trigger guard حافظماشه
wind guard محافظباد
guard dog سگنگهبان
guard's van کالسکهنگهبانقطار
border guard پلیس مرزبانی
guard dog سگ نگهبان
left guard محافظچپ
key guard راهنمایکلید
eye guard حافظچشم
sergeant of the guard گروهبان پاسدار
sergeant of the guard گروهبان نگهبان
shin guard ساقبند
skate guard پرش روی تیغه اسکیت
stand guard نگهبانی دادن
state guard نیروی نظامی ایالتی
state guard ارتش ایالتی
to guard against danger مواظب خطر بودن
to nount guard به نگهبانی رفتن
to relieve guard نگهبان راعوض کردن
watch guard زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
yeoman of the guard گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
blade guard تیغهلبه
breech guard حافظتهساز
chin guard حافظچانه
clothing guard حافظپارچه
guard dog سگ پلیس
guard-rail ریل نگهدار حائل ریل
color guard پاسدار پرچم
custodial guard گروه محافظین ندامتگاه نگهبان ندامتگاه مسئول ندامتگاه
demolition guard نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
double guard دفاع با دو دست
dress guard اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
guard ship ship mission active
escort guard گارد محافظ
escort guard محافظ زندانی جنگی بدرقه زندانی
face guard ماسک محافظ
fire guard پیش بخاری
fire guard حائل اتش
flag guard گارد پرچم
flag guard نگهبان پرچم
flank guard پهلودار
gear guard جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
guard assembly محفظه
color guard گارد پرچم
coast guard گارد کرانه
guard-rail نرده
guard-rails ریل نگهدار حائل ریل
guard-rails نرده
advance guard پیش قراول
advance guard پیش لشکر پاسدار
advance guard پیشرو
advance guard طلایه
air guard پاسور هوایی
air guard گشتی هوایی
armed guard گارد مسلح
body guard نگهبان
body guard موکب
body guard هنگ ویژه
bumper guard سپر ماشین
bumper guard روکش سپر
cable guard نگهدارنده کابل
guard assembly الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
guard band باند نگهبان
officer of the guard افسر گارد احترام
guard rail نرده دست انداز راه پله
guard room پاسدارخانه
guard signal علامت نگهبان
interior guard نگهبان داخلی
knuckle guard کارد
knuckle guard انگلیسی
life guard نگهبان
life guard گارد
life guard هنگ ویژه
main guard پست نگهبانی اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
memory guard نگهبان حافظه
mud guard گلگیر
national guard گارد ملی
obstruction guard میله جلو لوکوموتیوکه موانع را از روی ریلهاپس میزند
guard rail نرده هائیکه در دوطرف پل جهت عابرین ساخته میشود
guard band بخشی از نوار مغناطیسی بین دو کانال که روی یک نوار ذخیره شده اند
guard house پاسدارخانه
guard line خط اغاز مسابقه شمشیربازی
guard mount مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
guard cell گیاهی را تشکیل میدهند
guard of honor گارد احترام
guard cell یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
guard of honor پاسدار تشریفات
guard of honour پاسدار تشریفاتی
guard of honour گارداحترام
guard plank تخته محافظ
guard bit یک بیت در کلمه ذخیره شده که بیان میکند آیا میتواند تغییر کند یا محافظت شده است
guard post پایه نگهبان
guard rail جان پناه
guard house پاسگاه
front mud guard گلگیر جلوی اتومبیل
pedestrian guard rail جانپناه برای پیاده رو
To be caught by surprise . To be off ones guard . غافلگیر شدن
army national guard گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
upper blade guard حافظتیغهبالایی
body guard moulding قالبحفافتیبدنه
drivebelt safety guard محافظهتسمهگرداننده
coast guard officer افسر گارد کرانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com