Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
strain gauge
کشش سنج
Search result with all words
inductance strain gauge
تغییر بعدسنج القائی
Other Matches
gauge
گیج
gauge
اندازه گرفتن
gauge
اشل اندازه گیر
gauge
اندازه گیر عقربه نشان دهنده
gauge
سنج
gauge
اندازه اندازه گیر
gauge
ازمایش کردن
gauge
پیمانه کردن
gauge
ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
gauge
مقیاس معیار
gauge
پیمانه
gauge
اندازه
gauge
درجه
gauge
سنجیدن نمونه
gauge
معیار
to take the gauge of
اندازه گرفتن
to take the gauge of
براوردکردن تخمین زدن
gauge
اندازه تفنگ
b & s gauge
اندازه براون- شارپ سیم
gauge
اندازه گیر
to strain
کوشش سخت کردن
[برای رسیدن به هدف]
re strain
دوباره صاف کردن
to strain after anything
در پی چیزی تقلا کردن
take a strain
وارد کردن فشار به طناب
to be on the strain
زیاد مصرف شدن
to be on the strain
زیادخسته شدن
to strain at anything
در زیر فشارچیزی تقلاکردن زیاد در چیزی باریک شدن یاوسواس داشتن
to strain out
صاف کردن ودراوردن
strain
پیچ دادن
strain
کشش
strain
صفت موروثی خصوصیت نژادی
strain
تغییر شکل
strain
خسته کردن
strain
کوشش زیاد کردن
strain
صاف کردن
strain
کج کردن پالودن
strain
رگه
strain
نژاد
strain
زور
strain
فشار
strain
کوشش درد سخت
strain
تقلا
strain
زیادکشیدن
strain
کش دادن
strain
زور زدن سفت کشیدن
strain
اصل زودبکار بردن
strain
در رفتگی یاضرب عضو یا استخوان اسیب
strain
ضرب دیدگی
strain
سفت کشیدن
strain
کشیدگی
strain
کرنش
strain
کشش بار
strain
حالت موروثی
strain
کشیدن
strain
سوء استفاده کردن از
strain
تجاوز کردن از
strain
انبساط
strain
تغییر شکل نسبی
strain
افزایش طول نسبی
strain
تغییرشکل
strain
دگردیسی
strain
دگروشی ازدیاد طول ویژه
pressure gauge
فشارسنج
temporary gauge
اشل موقت
thickness gauge
ضخامت سنج
temporary gauge
اشل موقتی
steam gauge
بخار سنج
pressure gauge
فشار سنج ابگونه وموادمنفجره
rainfall gauge
باران سنج
sea gauge
اب نشین کشتی
sloping gauge
اشل شیبدار
snow gauge
برف سنج
staff gauge
اشل اندازه گیری ارتفاع اب رودخانه
staff gauge
اشل دستی
standard gauge
اندازه معمولی
street gauge
الگوی سطح راه
tide gauge
جزرو مد نما
to gauge a person
گنجایش یا اخلاق کسیراسنجیدن یا ازمودن
tuning gauge
دریچهصدا
temperature gauge
صفحهدما
mitre gauge
فشارسنج
gauge rod
چوباندازهگیری
fuel gauge
نمایشبنزین
exterior gauge
درجهبازی
wire gauge
معیار ضخامت سیم
wire gauge
مقیاس اندازه گیری ضخامت سیم یا ورق فلز
wind gauge
دستگاهی که سرعت باد را اندازه می گیرد
wind gauge
بادسنج
water gauge
اب پیم
water gauge
اندازه اب نما
seam gauge
اندازهگیریدرزلباس
to gauge wind
نیروی بادراسنجیدن
to gauge rainfall
مقداربارندگی راسنجیدن یااندازه گرفتن
to gauge a vessel
مظروف فرفی راپیمودن یااندازه گرفتن
bevel gauge
گونیای فارسی
gauge=gage
شابلن
gauge tube
لوله پیتو
gauge=gage
درجه
gage=gauge
مدرج کردن
gage=gauge
اندازه زدن اشل
gage=gauge
پیمانه اندازه
gage=gauge
درجه
gauge cock
اندازه نما
hook gauge
اشل قلاب شکل نوک تیز
gauge glass
درجه اب
gauge pressure
فشار در عمق معین برحسب فشارسنج
gage=gauge
شابلون
gauge railway
فاصله استاندارد دو ریل موازی راه اهن
gauge=gage
اندازه کردن اشل
gauge=gage
پیمانه
gauge=gage
اندازه
dial gauge
قطر
ionization gauge
سنجه یونش
line gauge
خط کش مدرج
broad gauge
ریل راه اهن خیلی دور از هم
line gauge
وسیله اندازه گیری کلفتی خط ضخامت سنجی خط
joiner's gauge
خط کش تیره دار
gauge=gage
مدرج کردن
tape gauge
اشل زنجیری
ppi gauge
معیار سنجش استاندارد بار معیار سنجش ابعاد استانداردبستههای پستی
gauge lamp
لامپ داشبورد
rain gauge
باران سنج
bulk strain
تغییر شکل نسبی حجمی
to strain every nerve
منتهای کوشش را بعمل اوردن
do not strain your nerves .
با عصاب خودتان فشار نیا ورید
the strain on a rope
فشاریاکششی که بر طنابی وارد اید
angle strain
کرنش زاویهای
torisonal strain
فشار پیچشی
angle strain
کشیدگی زاویهای
to strain a liquid
صاف کردن یک مایع
eye strain
چشم کوفتگی
dielectric strain
بار دی الکتریکی
elastic strain
تغییر شکل نسبی ارتجاعی
front strain
کرنش پیچشی
transannular strain
کشیدگی دو سر حلقه
torsional strain
فشار پیچشی
cold strain
تغییر بعد یافتن در حالت سرد
to strain under a load
درزحمت بودن بواسطه حمل یک بار
strain hadening
سخت گردانی کرنشی
to strain one's eyes
فشارزیادبرچشم خودوارداوردن
to strain one's eyes
چشم خود رازیاد خسته کردن
eye strain
خستگی چشم
to strain at a gnat
ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
soil strain
فشار زمین
linear strain
تغییر شکل نسبی خطی
strain limit
حد تناسب میان تنش و انبساط
strain insulator
مقره جداکننده
strain hardness
سختی کشی
strain hardness
سختی درجه
strain hardening
سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
strain hardenability
سخت گردانی سخت
strain hardenability
قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
increase of strain
افزایش تغییر طول نسبی
it is a strain on one's energy
خیلی زور میبرد
it is a strain on one's energy
خیلی زورمصرف میکند
lateral strain
تغییر شکل نسبی جانبی
simple strain
تغییر طول نسبی ساده
shearing strain
پیچیدگی برشی
shear strain
تغییر شکل برشی
strain rate
میزان تغییر شکل
strain at failure
افزایش طول نسبی درگسیختگی
strain harden
سخت کردن کرنشی
hardening strain
تغییر طول سخت گردانی
strain harden
سخت گرداندن تغییر بعدی سخت گرداندن کشی
strain hadening
سخت گردانی کششی سخت گردانی تغییر بعدی
strain hadening
سخت گردانی سرد
he talked in another strain
لحن اوتغییریافته بود
strain energy
انرژی کشیدگی
strain energy
انرژی کرنش
strain curve
نمودار تغییر شکل
strain energy
انرژی تغییر شکل
strain energy
انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
strain at failure
تغییر شکل درگسیختگی
working pressure gauge
استخراجدرجهفشار
water pressure gauge
اندازهفشارآب
birmingham wire gauge
اندازه بیرمنگامی سیم
stubs wire gauge
اندازه بیرمنگامی سیم
propellant level gauge
درجهسطحپروانه
rain gauge recorder
اندازه بارش ثبت شده
mitre gauge slot
شکاففشارسنج
To gauge the situation and act accordingly.
حساب کار خود را کردن
tank gauge float
درجهشناورتانکر
rain gauge station
ایستگاه باران سنجی
gas level gauge
دستگاه اندازه گیری سطح بنزین
water staff gauge
اشل اندازه گیری عمق اب
american wire gauge
اندازه امریکایی سیم
automatic tank gauge
تانکردرجهدارخودکار
cylinder pressure gauge
فشارسنجسیلندر
baeyer strain theory
نظریه کرنش- کشیدگی بایر
The rope severd under the strain .
طناب تحت فشار قطع شد
repetitive strain injury
دردی دربازو کسی که عملی را چندین بارانجام دهد مثل وقتی که ترمینال کامپیوترکارمیکند
strain age hardening
سخت گردانی کرنشی زمانی
strain age harden
سخت کردن کرنشی زمانی
ring strain theory
نظریه کرنش- کشیدگی حلقه
stress strain diagram
نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
stress strain curve
منحنی تنش به افزایش طول نسبی
strain test apparatus
دستگاه ازمون دگروشی
stress strain relation
رابطه تنش- کرنش
direct-reading rain gauge
اندازه مقدار بارش مستقیم
brown & sharpe wire gauge
اندازه براون- شارپ سیم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com