Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (9 milliseconds)
English
Persian
stress concentration
تمرکز تنش
Other Matches
concentration
شدت
concentration
غلظت
[شیمی]
concentration
اشباع
concentration
غلظت
concentration
غلیظ سازی
concentration
تمرکز
concentration
تراکم
concentration
تمرکز عده ها
concentration
تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentration area
منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
concentration area
منطقه تمرکز اتش
molar concentration
غلطت مولی
molecular concentration
غلظت مولکولی
concentration cell
پیل غلظتی
period of concentration
زمان تمرکز
period of concentration
در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
concentration camps
بازداشتگاه
concentration polarization
قطبش غلظتی
period of concentration
می پیماید
concentration gradient
گرادیان غلظت
concentration gradient
شیب غلظت
electronic concentration
غلظت الکترون
electron concentration
غلظت الکترون
ion concentration
غلظت یون
data concentration
تمرکز داده
critical concentration
میزان تمرکز بحرانی
concentration ratio
نرخ تمرکز
concentration ratio
نسبت تمرکز
concentration of fire
توده کردن اتش
concentration of fire
تمرکز اتش
concentration of electron
چگالی الکترون
formal concentration
غلظت فرمال
concentration camps
منطقه تجمع اسرا
concentration camp
منطقه تجمع اسرا
concentration camp
بازداشتگاه اسرا
concentration camps
بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
concentration camps
اردوگاه کار اجباری
concentration camp
اردوگاه کار اجباری
concentration camps
بازداشتگاه اسرا
concentration camp
بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
concentration camp
بازداشتگاه
concentration cell corrosion
نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
strategic concentration by rail
سیستم پولی فلزی
strategic concentration by rail
نشرمسکوکات فلزی
maximum allowable concentration
حداکثر غلظت مجاز
The convicts are being sent to concentration camps .
محکومین به اردوگاههای کار اجباری اعزام می شوند
stress
فشار روانی
stress
خستگی
stress
تقلا
stress
قوت
stress
تلاش
stress
اهمیت تاکید
stress
مضیقه
stress
سختی پریشان کردن
stress
مالیات زیادبستن
stress
تاکید کردن
stress
بار
stress
تنش
stress
فشار اوردن بر
stress
تنش جسمانی- روانی
stress
فشار
stress
یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
mean stress
خستگی متوسط
stress in beam
تنش در تیرها
secondary stress
خستگی فرعی
stress intensity
شدت تنش
shear stress
تنش برشی
shear stress
تنش ناشی از برش
stress curve
نمودار تنش
stress function
تابع تنش
stress circle
دایره تنش
storm and stress
اشوب وغوغا
state stress
وضعیت تنش
state of stress
حالت تنش
simple stress
تنش ساده
shrinkage stress
خستگی فرامد
shrinkage stress
خستگی جمع شدگی
shearing stress
تنش برشی
stress distribution
توزیع تنش
stress interview
مصاحبه تنش زا
stress of poverty
فشار بینوایی
thermal stress
ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
to lay stress on something
بچیزی اهمیت دادن
to lay stress on something
چیزی راتاکید کردن
torsional stress
تنش پیچشی
transverse stress
تنش عرضی
ultimate stress
تنش نهایی
ultimate stress
تاب
ultimate stress
تنش یک تکه از ماده در لحظه گسستگی یا شکست
virtual stress
تنش مجازی
viscous stress
تنش برش سیال
yield stress
تنش تسلیم
thermal stress
تنش حرارتی
temperature stress
تنش حرارتی یا دمایی
stress range
گستره تنش
stress ratio
نسبت تنش
stress testing
تست حساسیت
stress tolerance
تحمل فشار روانی
stress verse
قافیه مشدد
stress verse
قافیه موکد
tangential stress
خستگی مماسی
tangential stress
تنش مماسی
tensile stress
تنش کششی مجاز
tensile stress
خستگی کششی
tensile stress
تنش کششی
stress corrosion
خوردگی در اثر تنش
rupture stress
تنش گسیختگی
adhesive stress
قدرت چسبندگی
breaking stress
بارگسیختگی
buckling stress
تنش کمانش
buckling stress
تنش خمشی
circumferential stress
تنش پیرامونی
compression stress
تنش فشاری
compressive stress
فشار تراکمی
compressive stress
تنش فشاری
compressive stress
خستگی فشاری
cyclic stress
تنش دورهای
cyclic stress
تنش تناوبی
circumferential stress
خستگی دایرهای
dielectric stress
بار دی الکتریکی
edge stress
تنش تیغه
bond stress
تنش پیوستگی
adhesive stress
نیروی چسبندگی
admissible stress
تنش پذیرا
admissible stress
تلاش قابل قبول
allowable stress
تنش مجاز
working stress
تنش مجاز
alternating stress
تنش متناوب
alternating stress
تنش نوسان دار دائمی
axial stress
تنش محوری
bearing stress
تنش تکیه گاهی
bearing stress
تنش بردگاهی
bending stress
تنش خمشی
bending stress
خستگی خمشی تلاش خمشی
effective stress
تنش موثر
reynolds stress
تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
longitudinal stress
تنش طولی
neutral stress
تنش خنثی
normal stress
تنش شاغولی
normal stress
تنش نرمال
permissible stress
خستگی قابل قبول
pre stress
پیش تنیدگی
principal stress
خستگی اصلی
racking stress
تنش پهلویی
racking stress
تنش جنبی
radial stress
تنش شعاعی
range of stress
دامنه تنش
residual stress
تنش پس مانده
principal stress
تنش اصلی
fiber stress
تنش تاری
engineering stress
تنش فاهری
internal stress
تنش داخلی
hoop stress
تنش دایرهای
inelastic stress
تنش ناکشسان
euler stress
تنش اولر
hoop stress
تنش مماسی
ultimate tensile stress
تنش کشش نهایی
stress strain relation
رابطه تنش- کرنش
stress strain diagram
نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
repetitive stress injury
دردی دربازو کسی که عملی را چندین بارانجام دهد مثل وقتی که ترمینال کامپیوترکارمیکند
repetitive stress injury
اسیب ناشی از فشار تکراری
stress strain curve
منحنی تنش به افزایش طول نسبی
ultimate stress limit
حد تنش نهایی
limit fatigue stress
حد دوام
alternating stress test
ازمایش تنش متناوب
design stress resultant
تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
limit creep stress
حد خزش
maximum limited stress
تنش حداکثر
impluse voltage stress
تنش فشار ضربهای
horizontal shearing stress
تنش برش افقی
design stress resultant
تلاش محاسباتی
longitudinal shearing stress
تنش برشی طولی
acute stress reaction
واکنش حاد فشار روانی
post traumatic stress disorder
اختلال فشار روانی پس اسیبی
Stress reduces an employee's working capacity'
استرس توانایی کاری کارمندان را کاهش می دهد.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com